نهج البلاغه موضوعی

نویسنده : عباس عزیزی

260. مسابقه در خوبی ها

و الذی بعثه بالحق لتبلبلن بلبلة و لتغربلن غربلةُ، و لتساطن سوط القدر حتی یعود اسفلکم أعلاکم، و أعلاکم أسفلکم، و لیسبقن سابقون کانوا قصرؤا، و لیقصرن سباقون کانوا سبقوا
قسم به خدایی که محمد صلی الله علیه و آوردن دین حق مبعوث گردانید، سخت در هم آمیخته و در هم و برهم و زیر و رو می شوید و به شدت غربال می گردید (تا صالح از طالح و خوب از بد جدا گردد) و هر آینه مانند دیگ جوشان که با تازیانه غلیان خود آنچه را در آن است زیر و رو می کند و بالاترین شما به پست ترین مقام بازگشت می نماید و هر آینه کسانی که در اسلام سابقه دارند، امام در وظایف (با دریافت حق خود) کوتاهی کرده اند، به طور یقین جلو خواهند افتاد و آنان که در خدمت به اسلام سابقه بسیاری دارند و مقامشان در اسلام جلوتر از دیگران است یقیناً و قطعاً باز خواهند ماند. (257)

261. حال مردم هنگام بعثت محمد

ابتعثه و الناس یضربون فی غمرةُ، ویموجون فی حیرةُ. قد قادتهم أزمُةالحین، و استغلقت علی أفئدتهم أقفال الرین
خداوند او را مبعوث به رسالت فرمود، در حالی که مردم آن دوران غوطه ور در جهالت و گمراهی بودند و در اسارت فراز و نشیب امواج حیرت. آنان در مهار فرمان هلاکت به این سو کشیده می شدند و بر دل های آنان قفل های گناهان بسته بود. (258)

262. وصف پیامبران

فی صفةُ الانبیاء -: فاستودعهم فی أفضل مستودع، و أقرهم فی خیر مستقر... حتی أفضت کرامة الله سبحانه و تعالی الی محمد صلی الله علیه و آله، فأجرجه من أفضل المعادن منبتاً، و أعز، الارومات مغرساً؛ من الشجرة التی صدع منها .نبیاءه، و انتجب منها أمناء عترته خیر العتر، و أسرته خیر الاسر، و شجرته خیر الشجر، نبتت فی حرم؛ و بسقت فی کرم؛ لها فروع طوال، و ثمر لا ینال
آنان پیامبران را در برترین و دیعتگاه به ودیعت نهاد و در بهترین قرار گاه تثبیت فرمود تا آن گاه که کرامت خداوندی سبحانه و تعالی به محمد صلی الله علیه و آله منتهی گشت آن وجود مقدس را از برترین معادن رویاننده و عزیزترین اصول و ریشه ها برای کاشتن بیرون آورد. از آن درختی که خداوند آن را بشکافته و پیامبرانش را از آن بیرون آورده و امنای خود را از آن برگزیده است، عترت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله بهترین عترت هاست و دودمانش بهترین دودمان ها و درختش بهترین درخت ها که در حرم روییده شده و به رشد رسیده است در کرم و مجد و شرف برای آن درخت شاخهایی است بلند و ثمری است غیر قابل وصول. (259)