نهج البلاغه موضوعی

نویسنده : عباس عزیزی

246. آشکار کننده حق

أرسله و أعلام الهدی دارسة، و مناهج الدین طامسة، فصدع بالحق؛ و نصح للخلق
خداوند او را در موقعی فرستاد که نشانه های هدایت کهنه گشته و مسیرهای روشن دین محو شده بود، او برای حق قیام و آن را برای مردم آشکار ساخت. (243)

247. سرمشق از پیامبر صلی الله علیه و آله و رفتار او

و لقفد کان فی رسول الله صلی الله علیه و آله کاف لک فی آلاسؤة. و دلیل لک علی ذم الدنیا و عیبها، و کثرة مخازیها و مساویها، اذ قبضت عنه أطرافها و وطئت لغیره أکنافها، و فطم عن رضاعها، و زوی عن زخارفها... فتأس بنبیک الاطیب الاطهر صلی الله علیه و آله فان فیه أسؤةُ لمن تأسی، و عزأء لمن تعزی و أحب العباد ألی الله المتاسی بنبیه، و المقتص لاتر قضم الدنیا قضما، و لم یعرها طرفأ. أهضم اهل الدنیا کشحاً، و أخمصهم من الدنیا بطنا. عرضت عیله الدنیا فأبی أن یقبلها، و علم أن الله سبحانه أبغض شیئاً فابغضه، و حقر شیئا فحقره، و صغر شیئاً فصغره و لو لم یکن فینا ألا حبنا ما أبغض الله و رسوله، و تعظیمنا ما صغر الله و رسوله، لکفی به شقاقاللله، و محادة عن أمر الله. لقد کان - صلی الله علیه و اله و سلم - یأکل علی الارض، و یجلس جلسة العبد، و یخصف بیده نعله، و یرقع بیده ثوبه، و یرکب الحمار العاری، و یردف خلفه، و یکون الستر علی باب بیته فتکون فیه التصاویر فیقول: یا فلانة - لا حدی أزواجه - غیبه عنی فأنی اذا نظرت ألیه ذکرت الدنیا و زخارفها فأعرض عن الدنیا بقلبه، و أمات ذکرها من نفسه، و أحب أن تغیب زینتها عن عینه، لکیلا یتخذ منها ریاشا، و لا یعتقدها قرارا، و لا یرجو فیها مقاما، فاخرجها من النفس و أشخصها عن القلب، و غیبها عن البصر. و کذلک من أبغض شیئاً أبغض أن ینظر ألیه، و أن یذکر عنده، و لقد کان فی رسول الله صلی الله علیه و آله ما یدلک علی مساویی الدنیا و عیوبها. اذ جاع فیها مع خاصته، و زویت عنه زخارفها مع خاصته، و زویت عنه زخارفها مع عظیم زلفته. فلینظر ناظر بعقله، أکرم الله محمداً بذلک أم أهانه! فان قال: أهانه، فقد کذب - و الله العظیم - بالافک العظیم، و ان قال: أکرمه فلیعلم أن الله قد أهان غیره حیث بسط الدنیا له، و زواها عن أقرب الناس منه. فتأسی متأس بنیه، و اقتص أثره، و ولج مولجه، و الا فلا یا من الهکة، فان الله جعل محمداًصلی الله علیه و آله علما للساعه، و مبشرأ بالجنة، و منذراً بالعقوبه. خرج من الدنیا خمیصاً، و ورد الاخرة سلیماً. لم یضع حجرا عی حجر، حتی مضی لسبیله، و أجاب داعی ربه، فما أعظم منه الله عندنا حین أنعم علینا به سلفا نتبعه، و قائداً نطا عقبه!
سر مشق بودن پیامبر خدا صلی الله علیه و آله برای تو کافی است و راهنمایی است برای این که به نکوهیدگی و ننگین بودن دنیا و فراوانی رسوایی ها و بدی هایش پی ببری، چه آن که دنیا از آن حضرت گرفته شد و برای دیگران فراهم گشت و از شیر مادر دنیا باز گرفته شد و از زیبایی ها و زخارف آن دور گشت... پس به پیامبر پاک و پاکیزه ات اقتدا کن؛ زیرا که آن حضرت برای کسی که بخواهد به کسی تأسی جوید و از و پیروی کند. لقمه دنیا را با اطراف دندان می خورد (به اندازه ضرورت از دنیا بر می گرفت) و گوشه چشمی هم به دنیا نداشت. پهلوهایش از همه لاغرتر و شکمش از همه گرسنه تر بود. دنیا به او پیشنهاد شد، اما از پذیرفتن آن سرباز زد و دانست که خدای سبحان چیزی (علاقه به دنیا) را دشمن دارد او هم آن را دشمن گرفت، چیزی را خرد می شمارد او هم خرد می شمارد. اگر در ما هیچ (عیبی) نبود جز همین که آنچه را خدا و پیامبرش دشمن دارند دوست داشته باشیم و آنچه را خدا و پیامبرش خرد شمرده اند بزرگ و با ارزش شماریم، همین خود برای مخالفت ما با خدا و سرپیچی از فرمانش کافی بود.
رسول خدا صلی الله علیه و آله روی زمین غذا می خورد و همچون بردگان می نشست با دست خود کفشش را می دوخت و جامه اش را وصله می زد و بر الاغ برهنه سوار می شد و پشت سر خود شخصی دیگری را هم سوار می کرد.
پرده ای با نقش و نگار بر در خانه اش آویخته دید، به همسرش گفت: ای زن! این پرده را از جلو چشم من بردار؛ زیرا هرگاه به آن می نگرم به یاد دنیا و زرق و برق آن می افتم. او از ته دل از دنیا روی برتافت و نام یاد آن را در جانش میراند و دوست داشت که زیب و زیور دنیا از جلو چشمش دور باشد، تا از آن جامه زیبایی تهیه نکند و آن را در جای آرامش ندارند و این ماندن همیشگی در آن نداشته باشد. پس دنیا را از جان خود بیرون راند و از دلش دور کرد و از چشمانش پنهان ساخت. آری! این چنین کسی که چیزی را دشمن بدارد از نگاه کردن به آن و از این که یاد و نام آن در حضورش برده شود نفرت دارد. راه و رسم رسول خدا صلی الله علیه و آله تو را به بدی ها و عیب های دنیا رهنمون می شود، چه، او و نزدیکانش در دنیا همیشه گرسنه بودند و با این که مقام و منزلت عظیمی (نزد خداوند) داشت، زیب و زیورهای دنیا از او دور نگه داشته شد، پس هر بیننده ای، با دیده خرد خود بنگرد و ببیند که آیا خداوند با این کار محمد را تکریم کرده یا خوار و کوچکش نموده است؟اگر بگوید، او را خوار و بی مقدار کرده است، سوگند به خدای بزرگ که دروغ و بهتان بزرگی زده است اگر بگوید: او را گرامی داشته است، پس بداند که خداوند دیگران را خوار و حقیر کرده است؛ چرا که دنیایی را که از نزدیک ترین و مقرب ترین افراد خود گرفته برای آنان گسترده است. پس آن که خواهان پیروی است به پیامبر خود تأسی جوید و گام در جای گام های او گذارد و هر جا که او در آمده است درآید و گر نه از تباه شدن ایمن نباشد؛ زیرا خداوند محمد صلی الله علیه و آله را نشانه قیامت قرار داد و بشارت دهنده بهشت و بیم دهنده از کیفر و عقوبت. او با شکم گرسنه از دنیا رفت و با سلامت به آخرت قدم گذاشت. تا زمانی که عمرش به سر آمد و دعوت پروردگارش را اجابت کرد، سنگی روی سنگ نگذاشت. چه منت بزرگی خداوند بر ما نهاده که نعمت وجود آن حضرت را به ما ارزانی داشت که پیشروی وی است که ما از او پیروی می کنیم و پیشوایی است که گام در جایی گام او می نهیم. (244)

248. عظمت پیامبر صلی الله علیه و آله

کان لی فیما مضی أخ فی الله، و کان یعظمه فی عینی صغر الدنیا فی عینه، و کان لا یشکو و جعا الا عند برئه
گذشته برادری در مسیر جاذبیت الهی داشتم، کوچکی دنیا در چشمش او را در چشم من بزرگ می کرد و از هیچ دردی شکایت نمی کرد مگر زمانی که از آن درد بهبود حاصل شده بود. (245)