نهج البلاغه موضوعی

نویسنده : عباس عزیزی

224. انصاف با رعیت

أنصف الله و أنصف الناس من نفسک و من خاصة أهلک و من لک فیه هوی من رعیتک، فانک ألا تفعل تظلم!
ما بین خدا و مردم از یک طرف و نفس و دودمان و هر کسی از رعیت که هوایی از او بر سر داری، از طرف دیگر انصاف برقرار کن، اگر انصاف بر اقرار نکنی ستم ورزیده ای. (222)

225. یاوران عدالت

أدا أدت الرعیة الی الوالی حقه، و أدی الوالی ألیها حقها عز الحق بینهم، و قامت مناهج الدین، و عتدلت معالم العدل، و جرت علی أذلالها السنن، فصلح بذلک الزمان، و طمع فی بقاء الدولة، و یئست مطامع الاعداء و ادا غلبت الرعیة و الیها، أو أجحف الوالی برعیته، اختلفت هنالک الکلمة، و ظهرت معالم الجور
در آن هنگام که مردم جامعه حق حاکم بر به حاکم ادا کردند و زمامدار نیز حق مردم را به آنان ادا کرد، حق در میان آنان عزیز گردد و مسیرهای روشن دین هموار و نشانه های عدالت معتدل و برپا، و سنت ها در مجرای خود به جریان می افتند، در نتیجه زمان اصلاح می شود و بقای حکومت مورد امید، و طمع و آز دشمنان از تسلط بر جامعه مأیوس و ساقط می گردد و در آن هنگام که رعیت بر حاکم غالب شود یا حاکم بر رعیت ظلم و تعدی روا دارد، کلمه جامع آن دو مختلف گردد و پراکندگی در جامعه نفوذ کند و علامت های ستم آشکار شود. (223)

226. شعبه های عدالت

الایمان علی أربع دعائم: علی الصبر، و الیقین، و العدل، و الجهاد... و العدل منها علی أربع شعب: علی غائص الفهم، و غور العلم؛ و زهرة الحکم و رساخُة الحلم: فمن فهم علم غور العلم؛ و من علم غور العلم صدر عن رائع الحکم؛ و من حلم لم یفرط فی أمره و عاش فی الناس حمیداً
ایمان چهار ستون دارد: صبر، یقین، عدل و جهاد، و عدل چهار قسمت می گردد: دقت در فهمیدن، رسیدن به حقیقت علم و زیبایی قضاوت ها و استوار شدن در بردباری، کسی که فهمید، حقیقت علم را درک می کند و کسی که حقیقت دانش را درک کرد، از راه های بردباری وارد می شود و کسی که حلیم بود در زندگی افراط نمی کند و در میان مردم، خوشنام زندگی می کند. (224)