نهج البلاغه موضوعی

نویسنده : عباس عزیزی

204. راز آفرینش

لو أراد الله أن یخلق آدم من نور یخطف الابصار ضیاؤه، و یبهر العقول رواوه، و طیب یأخذ الانفاس عرفه لفعل. و لو فعل لظلت له الاعناق خاضعة، و لخفت البلوی فیه علی الملائکه. و لکن الله سبحانه یبتلی خلقه ببعض ما یجهلون أصله، تمییزاً بالاختبار لهم، و نفیاً، للاستکبار عنهم، و ابعاداً للخیلاء منهم
اگر خداوند می خواست که آدم علیه السلام را از نوری بیافریند که روشنایی آن دیده ها را برباید و زیبایی آن عقول آدمیان را خیره سازد و او را چنان معطر نماید که نفس ها را بوی خوش و عطر آن حضرت را چنین می آفرید گردن ها در مقابل او خم می شدند و آزمایش فرشتگان به وسیله خلقت آن حصرت سبک می گشت، ولی خداوند سبحان مخلوقات خود را با بعضی از امور که اصل آن را نمی دانند برای تمایز خوب از بد امتحان می نماید، هم چنین به وسیله دستورات آزمایشی تکبر را از آنان نفی و غرور و خودخواهی را از آنان دور می سازد. (204)

205. آفرینش زمین

أنهد جبالها عن سهولها، و أساخ قواعدها فی متون أقطارها و مواضع أنصابها، فأشهق قلالها، و أطال أنشازها، و جعلها للارض عماداً، و أرزها فیها أوتادا، فسکنت علی حرکتها من أن تمید بأهلها، أو تسیخ بحملها او تزول عن مواضعها
کوه های زمین را از دشت ها و پستی هایش برآمده ساخت و ریشه آن ها را در دل زمین های اطرافشان و جاهایی که برقرار هستند فرو برد.. و آن ها را تکیه گاه زمین و میخ ها نگهدارنده آن قرار داد. پس، آن گاه زمین در عین متحرک بودن آرام گرفت تا ساکنان خود را در سقوط و اضطراب قرار ندهد، یا آنچه را حمل کرده است فرو نیاندازد، یا آن گاه زمین در عین متحرک بودن آرام گرفت تا ساکنان خود را در سقوط و اضطراب قرار ندهد، یا آنچه را حمل کرده است فرو نیاندازد، یا آن را از جای خویش جابه جا نکند. (205)

206. توصیف خلق آدم

جمع سبحانه من حزن الارض و سهلها، و عذبها و سبخها تریة سنها بالماء حتی خلصت. و لا طها بالبله حتی لزبت فجبل منها صورة ذات أحناء و وصول و أعضاء و فصول: أجمدها حتی استمسکت و أصلدها حتی صلصلت لوقت معدود، و أمد معلوم: ثم نفخ فیها من روحه فمثلت انساناً ذا اذهان یجیلها، و فکر یتصرف بها...
خدای بزرگ از زمین های سنگلاخ و هموار و زمین های مستعد کشت و زرع و شوره زاران اندکی خاک فراهم آورد و بر آن آب ریخت تا خالص و پاکیزه شد و آن را با آب آمیخت