نهج البلاغه موضوعی

نویسنده : عباس عزیزی

202. آفرینش انسان از خاک

أم هذا الذی أنشاه فی ظلمات الارحام، و شغف الاستار؛ نطفة دهاقاً، و علقة محاقاً، و جنیناً و راضعاً، و ولیداً و یافعاً، ثم منحه قلباً حافظا، و لسانا لافظا، و بصرا لا حظا، لیفهم معتبراً، و یقصر مزدجراً؛ حتی اذا قام اعتداله، و استوی مثالفه، نفر مستکبراً
آیا این انسان همان کسی نیست که خداوند او را در تاریکی های زهدان و پرده های غلاف مانند آفرید، از نطفه ای که ریخته شد..... آن گاه به او دلی حفظ کننده و زبانی گویا و چشمی بینا بخشید تا بفهمد و عبرت گیرد و از زشتکاری ها باز ایستد اما چون قد راست کرد و به نهایت رشد خود رسید کرد فرازانه روی برگرداند. (202)

203. قدرت خدا در آفرینش

فطر الاخلائق بقدرته، و نشر الریاح برحمته
آفریدگان را با قدرت خود بیافرید و بادها را با رحمت خود به حرکت در آورد. (203)

204. راز آفرینش

لو أراد الله أن یخلق آدم من نور یخطف الابصار ضیاؤه، و یبهر العقول رواوه، و طیب یأخذ الانفاس عرفه لفعل. و لو فعل لظلت له الاعناق خاضعة، و لخفت البلوی فیه علی الملائکه. و لکن الله سبحانه یبتلی خلقه ببعض ما یجهلون أصله، تمییزاً بالاختبار لهم، و نفیاً، للاستکبار عنهم، و ابعاداً للخیلاء منهم
اگر خداوند می خواست که آدم علیه السلام را از نوری بیافریند که روشنایی آن دیده ها را برباید و زیبایی آن عقول آدمیان را خیره سازد و او را چنان معطر نماید که نفس ها را بوی خوش و عطر آن حضرت را چنین می آفرید گردن ها در مقابل او خم می شدند و آزمایش فرشتگان به وسیله خلقت آن حصرت سبک می گشت، ولی خداوند سبحان مخلوقات خود را با بعضی از امور که اصل آن را نمی دانند برای تمایز خوب از بد امتحان می نماید، هم چنین به وسیله دستورات آزمایشی تکبر را از آنان نفی و غرور و خودخواهی را از آنان دور می سازد. (204)