نهج البلاغه موضوعی

نویسنده : عباس عزیزی

186. همیشه در رکوع و سجود

فتق ما بین السموات العلا، فملآهن اطواراً من ملائکته، منهم سجود لا یرکعون، و رکوع لا ینتصبون، و صافون لا یتزایلون، و مسبحون لا یسأمون، لا یغشاهم نوم العیون، و لا سهو العقول، و لا فترة الا بدان، و لا غفلة النسیان و منهم أمناء علی وحیه، و ألسنة الی رسله، و مختلفون بقضائه و أمره، و منهم الحفظة لعباده، و السدنة لابواب جنابه، و منهم الثابتة فی الارضین السفل أقدامهم، والمارقة من الاقطار أرکانهم، و المناسبة لقوائم العرش أکتافهم. ناکسة ذونه ابصارهم، متلفعون تحته بأجنحتهم، مضروبة بینهم و بین من دونهم حجب العزة، و أستار القدرُة. لا یتو همون ربهم بالتصویر، و لا یجرون علیه صفات المصنوعین، و لا یحدونه بالاماکن، و لا یشیرون ألیه یشیرون ألیه بالنظائر
خداوند آسمان های بلند را از هم گشود و مملو از فرشتگان گوناگون کرد، دسته ای از آن ها همیشه در سجودند و رکوع ندارند و یا در رکوع اند و قیام نمی کنند و یا در صف هایی که هرگز پراکنده نمی شوند قرار دارند و یا همواره تسبیح می گویند و ملول نمی شوند، نه خواب به دیدگان آنها راه می یابد و نه خطایی در خردشان و نه سستی در وجودشان و نه بی خردی و فراموشی در آن پدید می آید و گروهی دیگر از آنان، امینان وحی حق و زبان او به سوی پیام آوران اند و پیوسته برای رسانیدن حکم و فرمان او رفت و آمد می کنند. گروهی دیگر از آنان نگهبان بندگان و دربانان بهشت اویند. جمعی از ایشان پاهایشان در طبقات پایین زمین ثابت و گردن هایشان از آسمان بالا گذشته و اعضای آنها از کرانه های جهان بیرون رفته است و کتف های آنان برای حفظ پایه های عرش خدا آماده است و در مقابل عرش او سر را پایین افکنده اند و در زیر آن، بال ها را به خود پیچیده اند و در میان آنان و دیگران که در مراتب پایین قرار دارند، حجاب های عزت و پرده های قدرت فاصله انداخته، هرگز پروردگار خود را با نیروی وهم تصویر نکنند و صفات آفریدگان را برای او قائل نشوند. هرگز او را در مکانی محدود نساخته و با چشم اشاره به او نمی کنند. (186)

6. خلقت و آفرینش خداوند

187. عجز انسان

ما لابن آدم و الفخر، أوله نطفة، و آخره جیفة و لا یرزق نفسه، و لا یدفع حتفه
انسان را با فخر چه کار! او که آغازش نطفه است و فرجامش مردار گندیده، نه می تواند روزی خود دهد و نه می تواند مرگ را دفع کند. (پس چرا فخر می کند؟!) (187)