نهج البلاغه موضوعی

نویسنده : عباس عزیزی

167. نامعلومی سرنوشت

رب مستقبل یوماً لیس بمستدبره ومغبوط فی أول لیله، قامت بوا کیه فی آخره
چه بسا کسی که روز به زندگی روی آورده؛ اما شب آن روز را ندیده، و بسا کسانی که در آغاز شب به او رشک برده اند؛ اما در پایان شب بر مرگ او گریسته اند. (167)

168. آرزوی بهترین تقدیر

استودع الله دینک و دنیاک و اساله خیر القضاء لک فی العاجلُة و الاجلة و الدنیا و الاخرُة
دین و دنیای تو را به خدا می سپارم و از او می خواهم که در حال و آینده در دنیا و آخرت بهترین سرنوشت را برای تو در نظر بگیرد. (168)

169. خشم به قضای الهی

من اصبح علی الدنیا حزیناً، فقد أصبح لقضاء الله ساخطاً، و من اصبح یشکو مصیبةُ نزلت به، فقد اصبح یشکو ربه
کسی که به خاطر مال دنیا اندوه خورد، به قضای الهی خشم ورزیده و کسی که از مصیبتی که به او رسیده به خلق شکایت برد، از پروردگارش شکایت کرده است. (169)