نهج البلاغه موضوعی

نویسنده : عباس عزیزی

154. ناخرسند از قدر الهی

من أصبح علی الدنیا حزیناً فقد أصبح لقضاء الله ساخطاً
کسی که صبح کند و به خاطر دنیا محزون باشد، از قضا و قدر الهی ناخرسند است. (154)

155. سرنوشت و تقدیر

لا یجری لاحد الاجری علیه، و لا یجری علیه الا جری له. و لو کان لاحد أن یجری له و لا یجری علیه، لکان ذلک خالصاً لله سبحانه دون خلقه، لقدرته علی عباده، و لعدله فی کل ما جرت علیه صروف قضائه
حق چیزی است که به نفع کسی به جریان نمی افتد، مگر این که روزی دیگر به ضرر او سراغش را خواهد گرفت(و بالعکس) و به ضرر کسی جاری نمی شود مگر این که روزی دیگر به سود او به جریان می افتد و بنا بود که حق همواره به سود کسی جاری گردد نه بر ضرر او، چنین وضعی درباره حق فقط به طور خالص برای خدا منحصر بود؛ زیرا او است پیروز مطلق بر بندگانش و به جهت دادگری مطلق او در همه مواردی که انواع قضای (حکم) او در آن ها به جریان می افتد. (155)

156. سپاس تقدیر الهی

الحمد الله علی التقدیر حتی تکون الافُة فی التدبیر
ستایش می کنم خدا را در برابر چیزی که قضایش به آن متعلق گشته و به هر فعلی که مقدر فرموده و مرا به شما مبتلا ساخته است. (156)