نهج البلاغه موضوعی

نویسنده : عباس عزیزی

129. شایسته نیکوترین صفات

اللهم انت اهل الوصف الجمیل ، و التعداد الکثیر، ان تؤمل فخیر مامول، و ان ترج فخیر مرجؤ. اللهم و قد بسطت لی فیما لا أمدح به غیرک، و لا اثنی به علی أحد سواک، و لا اوجهه الی معادن الخبیة و مواضع الریبة، و عدلت بلسانی عن مدانح الادمیین، و الثناء علی المربوبین المخلوقین. اللهم و لکل مثن علی من اثنی علیه مثوبة من جزاء، او عارفة من عطاء؛ و قد رجوتک دلیلا علی ذخائر الرحمة و کنوز المغفرة. اللهم و هذا مقام من افردک بالتوحید الذی هو لک، و لم یر مستحقاً لهذه المحامد و الممادح غیرک
خداوندا! تو شایسته وصف نیکو و دارای کمالات بی انتهایی، اگر انجام آرزویی از تو خواسته شد، تو بهترین کسی هستی که آرزوی آرزومندان را برآوری و اگر برآورده شدن امیدی از تو خواسته نشود، تو گرامی ترین کسی هستی که به او امید ورزند. خداوند! تو به من چنان زبان گویا و فصیح عطا فرمودی که جز تو، کس دیگری را ثنا نمی گویم و آن را به مواضع ناامیدی و موارد شک و تردید (یعنی توجه به غیر خدا) نمی گردانم.
(خداوندا!) تو زبان مرا از این که به مدح یکی از آدمیان بگشایم و به ثنا خوانی مخلوقات آفریده شده ات به کار بندم برگردانیدی.
خداوندا! این مقام و موقعیت کسی است که تنها تو را به توحیدی که مخصوص به تو است می ستاید و جز تو هیچ کس را سزاوار این ستایش ها و ثناخوانی ها نمی داند. (129)

130. حکمت خداوند

جعله سبحانه علامُة لتواضعهم لعظمته، و اذعانهم لعزته
حکمت خداوندی در این مأموریت کمال بخش (حج)، سر فرود آوردن آزادانه مردم در برابر عظمت ربوبی و پذیرش عزت کبریایی او است. (130)

131. بی حدی خدا

لا یشمل بحد، و لا یحسب بعد؛ و انما تحد الادوات أنفسها، و تشیر الالات ألی نظائرها
مشمول هیچ حدی نمی شود و با شماره و عدد به حساب در نمی آید، بلکه ادوات خود را محدود می سازند و آلات و ابزارها به همانند خود اشاره می کنند. (131)