نهج البلاغه موضوعی

نویسنده : عباس عزیزی

115. همه چیز مملوک خداست

لما سئل عن معنی قولهم لا حول و لا قوة الا بالله -: انا لا نملک مع الله شیئاً، و لا نملک الا ما ملکنا؛ فمی ملکنا ما هو أملک به منا کلفنا، و متی أخذه منا وضع تکلیفه عنا
هنگامی که از آن حضرت از معنای سخن آنان (لا حول و لا قوة الا بالله) پرسده شد، فرمود: ما با وجود خدا بر هیچ چیزی مالک نیستم و نیز به آنچه او بر ما تملیک کرده است مالک نمی باشیم، پس هر موقعی که بر ما تملیک کرد آنچه را که او از ما به آن مالک تر است ما را مکلف فرموده و هر موقع که آن را از ما گرفت تکلیف آن را از ما ساقط نموده است. (115)

116. هیچ چشمی خدا را نمی بیند

لم یدرکک بصر، ادرکت لابصار.
هیچ چشمی تو را در نمیابد، ولی تو دیده ها را در می یابی (و دیدگان ما از دین آن ها عاجز است.) (116)

117. خداوند بینا است

بصیر اذ لا منظور ألیه من خلقه
(خداوند متعال) بیناست، حتی زمانی که مخلوقاتش وجود نداشته باشند که مورد نظر قرار گیرند. (117)