نهج البلاغه موضوعی

نویسنده : عباس عزیزی

72. اولین و آخرین چیز

الحمد لله الاول قبل کل أول، و الاخر بعد کل آخر، و باولیته وجب أن لا اول له، و باخریته وجب أن لا آخرله
سپاس و ستایش خدای را که اول است پیش از هر اولی و آخر است بعد از هر آخری و به سبب اول بودنش لازم است که او را آغازی نباشد و به سبب آخر بودنش واجب است که او را پایان و آخری نباشد (72)

73. نه ابتدا دارد و نه انتها

الاول الذی لاغایة له فینتهی، و لا آخر له فینقضی
اولی است که پایانی ندارد، تا به نهایت رسد و او را آخری نیست که پایان پذیرد. (73)

74. قبل و بعد هر چیز

لیس لاولیته ابتداء و لا لازلیته انقضاء. هو الاول و لم یزل؛ و الباقی بلا أجل... لا یقال له: (متی؟) و لا یضرب له أمد (بحتی)... قبل کل غایة و مدة و کل احصاء و عدةُ
ازلیت او را آغاز نیست و ابدیتش را پایانی نه. او نخستین است و پیوسته بوده و ماناست و سرآمدی ندارد... درباره او نمی توان گفت: کی؟و ضرب الاجلی یا لفظ (تا) نمی توان تعیین کرد... پیش از هر پایان و مدتی و هر شمارش و شماری بوده است. (74)