نهج البلاغه موضوعی

نویسنده : عباس عزیزی

60. در خواست گذشت از خدا

اللهم احملنی علی عفوک، و لا تحملنی علی عدلک
بار خدایا! با من از روی گذشت خویش رفتار کن، نه از روی دادگری ات. (60)

61. اعتراف هستی به خدا

الحمدلله الذی بطن خفیات الامور، و دلت علیه اعلام الظهور، و امتنع علی عین البصیر؛ فلا عین من لم یره تنکره، و لا قلب من أثبته یبصره، سبق فی العلو فلا شی ء العی منه، و قرب فی الدنو فلا شی ء اقرب منه، فلا استعلاؤه باعده عن شی ء من خلقه، و لا قربه ساواهم فی المکان به. لم یطلع العقول علی تحدید صفته، و لم یحجبها عن واجب معرفته، فهو الذی تشهد له اعلام الوجود، علی اقرار قلب ذی الجحود
ستایش خدایی را که به امور پنهانی داناست و نشانه های آشکاری بر هستی او گواه اند و دین او با دیدگان بینایی ظاهری ممکن نیست، پس، نه چشمی که او را ندیده است انکارش می کند و نه دلی که هستی او را تباه می کند به کنه ذاتش پی می برد... اوست آن که نشانه های هستی بر اقرار باطنی منکران او گواهی می دهد. (61)

62. بخشایش خدا

کن لله مطیعاً، و بذکره آنسا، و تمثل فی حال تولیک عنه اقباله علیک یدعوک الی عفوه، و یتغمدک بفضله، و آنت متول عنه الی غیره!
فرمانبردار خداباش و با یاد او دمخور و در آن وقت که از او روی می گردانی، رویکرد او را به خود در نظر آر؛ او تو را، با آن که از وی روی گردانده ای و به دیگری روی آورده ای به عفو و بخشایش خویش فرا می خواند و تو را غرق در فضل و کرم خود می گرداند! (62)