نهج البلاغه موضوعی

نویسنده : عباس عزیزی

33. بوده و هست

لا یزول أبداً و لم یزل، اول قبل الاشیاء بلا أولیة، و اخر بعد الاشیاء بلا نهایة
هیچ گاه زوال نپذیرد و همواره بوده است؛ پیش از همه چیز بوده بی آن که او را آغازی باشد و پس از همه چیز هست بی آن که نهایت و پایانی داشته باشد. (33)

34. خدا مانند ندارد

انک انت الله الذی لم تتناه لی العقول، فتکون فی مهب فکرها مکیفاً، و لا فی رویات خواطرها فتکون محدوداً مصرفاً
همانا آن خدایی هستی که در خردها تو را نهایتی نیست، تا در جریان اندیشیدن آن ها دارای کیفیت باشی و در تأمل اندیشه ها، تو را پایانی نیست تا در نتیجه، محدود و متغیر باشی. (34)

35. با دل و دست خدا را یاری کن!

فی کتابه للاشتر: و ان ینصر الله سبحانه بقلبه و یده و لسانه؛ فانه جل اسمه قد تکفل بنصر من نصره، و اعزاز من اعزه
در نامه اش به مالک اشتر می فرماید: خدای سبحان را با دل و دست و زبان خود یاری رسان؛ زیرا خداوند - جل اسمه - متعهد شده است که یاری کننده خود را یاری رساند و ارجمند دارنده اش را ارجمند دارد. (35)