توبه

علامه حسن حسن ‏زاده آملی‏‏‏‏‏‏‏

فصل ششم توبه تفصیلی و اجمالی

قاضی القضاة معتزلی معتقد است که بر شخص لازم است در صورتی که گناهان خود را به تفصیل می داند، از یک یک آنها به طور تفصیلی توبه کند، و چنانچه بعضی را به شکل تفصیلی و بعضی دیگر را به اجمال می داند، باید از گناهان دسته اول به تفصیل توبه کند و از گناهان دسته دوم به اجمال . (61)
علامه بهائی قدس سره فرماید:
اما توبه مجمله... محقق طوسی درباره آن، حکمی ننموده است، و البته حکم به صحت آن بعید نیست؛ چه دلیلی بر وجود شرط تفصیل موجود نیست. (62)
نگارنده گوید: شاید شیخ بهائی قدس سره توقف محقق طوسی در این حکم را از کتاب تجرید استفادت برده است؛ در آن جا که محقق طوسی می گوید: در این که تفصیل را در صورت عالم بودن شخص به گناهانش، واجب بدانیم، اشکال است. بدین صورت که در مساله مورد بحث رای صادر ننموده و تعبیر به کلمه اشکال برده است.
علامه حلی در شرحش بر کتاب تجرید؛ پس از ذکر مذهب قاضی القضاة در این مساله، می فرماید:
مصنف (محقق طوسی) به وجوب تفصیل در جایی که گناهان در خاطر شخص، مذکور باشند اشکال وارد کرده است، چه اجتزا، به پشیمانی بر هم عمل قبیحی که از شخص صادر شده ممکن است؛ اگر چه به طور تفصیل بدانها متذکر نباشد.
و رای صواب، صحت توبه مجمله است و قول به اشتراط تفصیل، بس موهون است، مانند قصد روزه که تنها نیت دوری از مفطرات کفرات می کند؛ اگر چه آنها را به تفصیل در خاطر نیاورد. علاوه بر این، دلیلی بر اشتراط تفصیل موجود نیست، پس چگونه بعضی از معتزلیان چنین مدعایی را اثبات توانند کرد.(63)

فصل هفتم آیا به یادآوردن گناه، گناه است و تجدید توبه لازم است؟

متکلمان در این که آیا هنگامی که مکلف از گناهی توبه کند لیک پس از مدتی آن را به خاطر آورد، باید دوباره توبه کند یا خیر، در اختلاف افتاده اند. در این باره، محقق طوسی می فرماید: و در وجوب تجدید (توبه) نیز اشکال است.
علامه - رضوان الله علیه - در شرح تجرید می فرماید:
ابوعلی گفته است: آری! (یعنی با یاد آوردن گناه، توبه واجب می شود) بر این مبنا که مکلف قادر، هیچ گاه از دو ضد به دور نیست: یا فعل و یا ترک، پس چون معصیت را به یاد آورد یا از آن پشیمان است و یا بر آن مصر. مصر بودن، فعلی است قبیح؛ پس واجب است پشیمان باشد. و ابوهاشم گفته است: توبه واجب نیست، چه جایز است که شخص قادر، بر آن دو ناتوان باشد. (64)
بنابراین، ممکن است شخص تائب، گناه را به یاد آورد و از آن پشیمان نباشد، لیک بر آن اشتها و ابتهاجی نیز نداشته باشد.
در کتاب ریاض السالکین، در روضه سی و یکم در ذیل روایت پس این توبه ام را چنان کن که نیاز به توبه ای دیگر نیفتد (65) آمده است:
از کلام حضرت علیه السلام که می فرماید: پس این توبه ام را چنان کن که.... دریافته می شود که چون گناه به خاطر آید، تجدید توبه لازم نباشد؛ بر خلاف عقیده کسی که پنداشته است چون تائب، گناه را به یاد آورد، کسی را ماند که آن گناه را مرتکب شده؛ از این رو باید توبه را تجدید کند.
همچنین آمدی در این باره می گوید:
بر بطلان چنین رأیی، این حقیقت گواه است که همه به بداهت می دانیم که صحابه و کسانی که پس از کفر، مسلمان شدند، کفری را که در زمان جاهلیت بدان متصف بودند، به یاد می آوردند، و با این حال بدانان امر نشد که از این توبه کنند؛ پس هر گناهی نیز که از آن توبه شود، چنین باشد.
نگارنده گوید: بی شک توبه، تنها در جایی محقق است که گناهی انجام پذیرد. حال اگر از کسی گناهی سر زند و سپس توبه کند، و پس از آن گناه را به یاد آورد، به اتفاق متکلمان نمی توان چنین عملی را قبیح دانست و اساسا گناهی به وقوع نپیوسته است و تا توبه لازم شود.
بنابراین، آنچه از ابوعلی نقل گشت، به دور از تحقیق است؛ چنانکه دلیلی که آمدی بدان متوسل شد، موید رای و نظر ما در این مساله است.

فصل هشتم عزم بر بازنگشتن

در کتاب ریاض الساکین است:
شیخنا بهایی در شرح الاربعین می فرماید: در توبه، عزم بر این که شخص در باقی عمر خویش به گناه بازنگردد، لازم است، ولی آیا امکان صدور گناه از شخص تائب در باقی عمر شرط صحت توبه است؟ مثلا اگر کسی مرتکب گناه زنا شود و سپس از گناه خویش دست کشیده، توبه کند و بر آن شود که هرگز چنین گناهی از او سرنزند، آیا فقط در صورتی که بر انجام آن گناه قدرت داشته باشد توبه اش صحیح است یا این که وجود قدرت در صحت شرط نیست؟
بیشتر علما معتقد به وجه دومند؛ لیکن از بعضی متکلمان نقل است که گذشتگان بر آن، اجماع داشته اند. سزاوارتر از این وجه به صحت، جایی است که شخص در مرضی توبه کند که به غلبه گمانش، در آن مرض خواهد مرد. اما توبه ای که به هنگام مرگ یا یقین بر آن باشد - که آن را به معاینه تعبیر کنند - به اجماع، صحیح نباشد، و قرآن عزیز بدین حقیقت ناطق است در آن جا که خدای سبحانه فرماید: کسی که با اعمال زشت، تمام عمر را اشتغال ورزد تا آن گاه که مشاهده مرگ کند، در آن ساعت پشیمان شود و گوید: اکنون توبه کردم، توبه اش پذیرفته نیست، چنانکه هر کسی به حال کفر بمیرد توبه اش قبول نشود؛ برای اینان عذابی بس دردناک مهیا بساختیم (66)و (67)
حدیثی است از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله که می فرماید: خداوند توبه بنده را مادام که غرغره نکرده است می پذیرد (68) در این جا مراد از غرغره، هنگامی است که مرگ فرا رسیده و روح در حال قبض است.
علاوه بر این، راویان امامیه، احادیث بسیاری از ائمه اهل بیت علیه السلام نقل کرده اند که بر اساس آنها، توبه در هنگام مرگ و ظهور نشانه ها و مشاهده اهوال آن پذیرفته نیست.
همچنین کلام مبارک خدای تعالی در قرآن کریم نیز ناظر بر همین معناست، در آن جا که فرموده است:
و ما بنی اسرائیل را از دریا گذرانیدیم. پس آن گاه فرعون و سپاهش به ظلم و تعدی آنها را تعقیب کردند تا چون هنگام غرق او فرا رسید، گفت: اینک ایمان بیاوردم و شهادت می دهم که حقا جز آن کسی که بنی اسرائیل بدو ایمان دارد خدایی نیست و من هم تسلیم فرمان اویم. (و با او در آن حال خطاب شد:) اکنون بای ایمان بیاوری در صورتی که پیش از این عمری به کفر و نافرمانی زیستی و از بدکاران بودی؟! (69)
در این آیات خداوند متعال به صراحت بیان می فرماید که به هنگام یقین بر مرگ و هلاکت و یاس از زندگانی، توبه مقبول نیست؟ در این هنگام چاره ای جز انجام اعمال نیک و ترک گناهان و زشتیها نیست. بنابراین، در وقت مرگ، اعمال شخص از حد تکلیف خارج است؛ زیرا فعل او را استحقاق مدح و ذم نیست؛ و به واقع تکلیف از او ساقط است؛ و در نتیجه توبه اش نیز صحیح نخواهد بود.
در کتاب من لایحضره الفقیه آمده است:
از امام صادق علیه السلام از این کلام خدای تعالی پرسش شد که: کسی که با اعمال زشت، تمام عمر اشتغال ورزد تا آن گاه که مشاهده مرگ کند، در آن هنگام پشیمان شود و گوید: اکنون توبه کردم، توبه اش پذیرفته نیست امام در پاسخ فرمود: (یعنی:) هنگامی که امر آخرت را به چشم بیند. (70)
همچنین در حدیث است:
کسی که پیش از معاینه توبه کند، توبه اش پذیرفته شود که این فرمایش را چنین تفسیر کرده اند : یعنی پیش از آن که به چشم، ملک الموت را بیند.. (71)
ممکن است مراد از معاینه علم شخص به حلول مرگ و قطع امید از زندگی باشد و یقین بر این امر؛ چنانکه گویی آن را می بیند. همچنین ممکن است مراد؛ از دیدن پیامبر صلی الله علیه و آله و حضرت وصی علیه السلام باشد؛ چه در روایت است که آن دو بزرگوار بر بالین هر محتضری حاضر شده، او را به خیر و شری که بدو می رسد، بشارت می دهند احتمال دیگر آن است که مراد، آن باشد که شخص، منزلت و جایگاه خویش را در آخرت می بیند؛ چنانکه از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله روایت است که فرمود:
هیچ یک از شما نمیرد جز آن که به عاقبت خویش علم بیابد و جایگاه خویش را در بهشت یا دوزخ بیند. (72)
بالجمله به تصریح آیات و روایات و برهان عقل و اجماع توبه در هنگام معاینه قبول نیست. حال، چنانچه خبری، که ظاهرش خلاف این مطلب است یافت می شود، تاویلش همین معنای صحیح است که به حکم عقل و نقل مبرهن است.
نکته دیگر آن که مرض مهلک را نمی توان از باب معاینه دانست؛ زیرا نمی توان مرگ کسی را که بدان دچار است بطور کامل و قطعی و حتمی فرض نمود. از این رو ممکن است مراد اخباری که با ظاهر مخالف کتاب و عقل و اجماعند، چنین حالی باشد.
در کتاب شریف اصول کافی، زراره از امام باقر علیه السلام نقل می کند که فرمود:
چون جان بدین جا رسد - و اشاره به گلوی خود فرمود - عالم را توبه نباشد، و نادان را توبه هست. (73)