فهرست کتاب


جوان از منظر معصومان (علیهم السلام)

محمد جواد مروجی طبسی‏

بهره جوانی

عمرو بن حمق خزاعی، یکی از صحابه پیامبر و از یاران شجاع و مخلص امیرمومنان (علیه السلام) بود که سرانجام توسط دژخیمان معاویه دستگیر شد و پس از شهادت، سر مقدسش را به عنوان هدیه نزد معاویه بردند.
او هنگام جوانی برای پیامبر (صلی الله علیه وآله) آب برد، پیامبر (صلی الله علیه وآله) پس از آشامیدن در حق او دعا کرد و چنین فرمود: اللهم امتعه بشبابه(2)؛ خدایا او را از جوانی بهره مند ساز.
دقت در این ماجرا و دعای پیامبر (صلی الله علیه وآله) بسیاری از مسائل را برای ما آشکار می سازد؛ زیرا آثار جوانی در نظر مبارک پیامبر (صلی الله علیه وآله)، آن قدر مهم بوده که درباره عمرو چنین دعایی می کند.
تاثیر این دعای مستجاب درباره عمرو فقط برای این نبوده که وی از نظر ظاهری و شکل و قیافه جوان بماند؛ چرا که این اثر در برابر دیگر آثار مثبت جوانی بسیار ناچیز است، گفتنی است که عمرو در اثر دعای خیر پیامبر (صلی الله علیه وآله) تا هشتاد سالگی از روحیه ای جوان برخوردار بود.
پیامبر دعا کرد تا فکر و اندیشه عمرو مانند یک جوان، و سلامت جسمی او، سلامت یک جوان، و حال عبادت او، همانند حال عبادت یک جوان بانشاط و سالم همچنان باقی بماند در نتیجه، او با این که هشتاد سال از عمر با برکت خود را پشت سر گذرانیده بود اما همچنان قوی و نیرومند، در کنار امیرمومنان (علیه السلام) در صحنه های نبرد می غرید و می خروشید؛ گویی فراموش کرده بود که هشتاد سال از عمر شریفش می گذرد.

پرسش از جوانی در قیامت

روشن است که نعمت های خداوندی هر چه ارزشمندتر باشد، در روز واپسین حساب دشوارتری را در پی خواهد داشت جوانی یکی از همان نعمت های ارزشمندی است که انسان باید در دادگاه عدل الهی پاسخ گوی برخورد با این نعمت باشد.
پیامبر (صلی الله علیه وآله) نیز در این راستا می فرماید: هر بندگان در روز قیامت هیچ گامی بر نمی دارند مگر اینکه باید به چهار چیز پاسخ دهند: نخست از عمر، که در چه کاری آن را به پایان رسانیده؛ دوم از جوانی که در کجا به کار برده شده؛ سوم از علم و دانششان که چگونه از آن بهره جسته اند؛ و چهارم از دارایی و ثروتشان که از کجا آورده و در کجا به مصرف رسانیده اند.(3)
در جوانی چه رازی نهفته است که از یک سو پیامبر (صلی الله علیه وآله) سفارش فرموده و از سوی دیگر، در قیامت از آن سوال می شود؟
پاسخ این پرسش بسیار روشن است: جوانی دوران نشاط و سلامتی است فکر جوان همانند خود جوان بسیار مستعد است قلب جوان بسیار رقیق و مهربان است و تیرگی قلب بسیاری از بزرگسالان را ندارد.
بی جهت نیست که خداوند به جوانان نظر دیگری دارد و از باب لطف و مرحمت برخی گناهان جوانان را نادیده می گیرد؛ اما زمانی که از سن جوانی بگذرد و به چهل سالگی برسند، دستور می آید تا هر گناه بزرگ و کوچک را بر همگان بنویسند و هرگز در این جهت کوتاهی نکنند.(4)

حساسیت امیرمومنان به دوران جوانی

امیرمومنان (علیه السلام) نیز به این دوران بسیار حساس و امیدوار بودند؛ چرا که تمام افتخاراتی که به دست آورده بودند در همین دوران بوده است.
او می خواست تا هر نسلی که به مرحله شکوفایی می رسد قدر جوانی را بشناسد و کاملا از خود مراقبت کند در نامه ای که به فرزندش امام حسن مجتبی (علیه السلام) می نویسد، ضمن اشاره به آمادگی های دوران جوانی و بهره جستن از آن فرصت ها به یک بحث تربیتی بسیار دامنه دار و گسترده می پردازد و در بخشی از آن نامه، چنین یاد آور می شود:
(...پسرم هنگامی که دیدم سالیانی از من گذشت و توانایی رو به کاستی رفت به نوشتن وصیت برای تو شتاب کردم و ارزش های اخلاقی را بر تو شمردم پیش از آن که اجل فرا رسد؛ در حالی که رازهای درونم را به تو منتقل نکرده باشم و در نظرم کاهشی پدید آید چنان که در جسمم آمد و پیش از آن که خواهش ها و دگرگونی های دنیا به تو هجوم آورند و پذیرش و اطاعت مشکل گردد زیرا قلب نوجوان چونان زمین کاشته نشده، آماده پذیرش هر بذری است که در آن پاشیده شود پس در تربیت تو شتاب کردم پیش از آن که دل تو سخت شود و عقل تو به چیز دیگری مشغول گردد تا به استقبال کارهایی بروی که صاحبان تجربه زحمت آزمودن آن را کشیده اند و تو را از تلاش و یافتن بی نیاز ساخته اند پس در آغاز تربیت تصمیم گرفتم تا کتاب خدای توانا و بزرگ را همراه با تفسیر آیات به تو بیاموزم و شریعت اسلام و احکام آن را از حلال و حرام به تو تعلیم دهم و به چیز دیگری نپردازم(5)
امیرمومنان (علیه السلام) در این بخش از نامه خود به فرزندش امام حسن (علیه السلام) بر مواردی تاکید می ورزد که هر یک از این موارد، قابل بحث و بررسی است.
حضرت بر قلب و عقل جوان تکیه کرده که بزرگترین سرمایه ی یک جوان است. ایشان قلب نوجوان را مانند زمین کاشته نشده ولی آماده بذر پاشی می داند که اگر آن چه را که باعث سعادت و کامیابی یک جوان است، بذر افشانی نکنیم، خواه ناخواه دیگران بذرافشانی خواهند کرد.
سرمایه دوم در کلام امیرمومنان (علیه السلام) نسبت به یک جوان، عقل است که در این مورد باید کنترل شود، تا دیگران فکر جوان را آلوده و منحرف نکنند و وجود این دو سرمایه بزرگ در یک جوان راه را برای استفاده صحیح از جوانی باز خواهد کرد.