فهرست کتاب


زندگانی سیاسی امام جواد علیه السلام

جعفرمرتضی حسینی عاملی‏

شیوه بزدلانه

بعد از آنکه حکومت دانست که روش تهی نشان دادن امامت از محتوای علمی، با استفاده از مجالس مباحثه و مناظره، به منظور از پا در آوردن امامت، برای دعوت اهل بیت علیهم السلام و خط ایشان بسیار سودمند بوده است، و حکومت با فراهم آوردن فضای استدلال و محاجه، به دست خود گور خود را می کنده و وسائل گسترش پیام اهل بیت علیهم السلام ونفوذ آن، و شناخته شدن بیشتر آن توسط مردم را فراهم می ساخته، یعنی چیزی که خطری بزرگ بشمار می رفت و زیان و ورشکستگی آشکار و بزرگی در زمینه مناظره و استدلال مبتنی بر منطق و عقل و برهان برای آنان در پی داشت، و این شکست در صحنه های دیگر درگیری، به خصوص در زمینه سیاسی اثر حتمی داشت، به دست خود آنان ایجاد شده است.
و نیز پس از آنکه نظام حاکم فهمید که تکیه بر روش ترور شخصیت امام علیه السلام وتقدس و کرامت او نزد مردم، نمی تواند چندان نتیجه بخش باشد، بلکه چه بسا در نتیجه تعقیب این روش، بسیاری از ویژگی ها و امتیازات آن حضرت علیه السلام که این حاکمان در مخفی نگاه داشتن و محو آنها در حد امکان، کوشا بوده اند، آشکار می گردد.
و همچنین بعد از آنکه در تزویر خود و متهم ساختن امام علیه السلام، به منظور پیدا کردن بهانه ای برای نابود ساختن امام به صورت علنی و آشکارا، به گونه ای که مجال داشته باشند بعد از آن، با یک هجوم تبلیغاتی، او را بدنام کرده به تقدس او نزد مردم ضربه بزنند، شکست خوردند.
بعد از تمام اینها، به این نتیجه رسیدند که با همان روشی که پیشانیشان، با سلف صالح آن حضرت علیه السلام عمل کردند، از او رهایی یابند. و آن روش خورانیدن سم به آن جناب بود. این تنها راهی بود که می توانستند در آن گام بگذارند، بدون آنکه خود را در معرض مشکلات و خطرات قرار دهند، مشکلات و خطراتی که چه بسا حکومتشان نمی توانست در برابر آن مقاومت کند یا اینکه به آسانی از آن بگذرد.
و وسیله ای که در این راه به کار گرفتند همان دختر مامون بود، که همسر آن حضرت و به اعتقاد ما، مامور آنان در مراقبت و کنترل آن حضرت، و ابزاری بود که برای اجرای چنین کاری و با دقت و در وقت مناسب، پیش بینی شده بود.
و با اینکه بسیار در مخفی ساختن این نقشه و جنایت خود کوشیدند، به طوری که شیخ مفید رضوان الله علیه که مردی بزرگ و نکته سنج بوده، در اینکه آنان این جنایت زشت را مرتکب شده باشند تردید می کند، و می گوید: گفته شده که آن حضرت مسموما رحلت نمود ولی در این باره خبری نزد من ثابت نگشته تا بدان شهادت دهم (122).
ولی می بینیم، بسیاری، گاه به صراحت و گاه به اشارت، گفته اند که آنان به این جنایت دست زده اند(123). بلکه همانطور که قبلا گفته شد این جنایت از نخستین ساعاتی که ازدواج با دختر مامون صورت گرفت، انتظارش می رفت.
تا آنجا که امام جواد علیه السلام در شمار هشت نفر دشمن معتصم - که چنانچه گفته اند به خاطر اتفاقات بسیاری که توام با عدد هشت بوده و برای او رخ داده است به او مثمن گفته شده - که او آنان را به قتل رسانیده آورده شده است.
صفدی و ابن شاکر کتبی می گویند: معتصم هشت دشمن را بکشت: بابک، باتیش، مازیار، افشین، عجیف، قاروت، رهبر رافضیان و رئیس زندیق ها (124).
و ابن طاووس علیه الرحمه در دعای روزهای ماه رمضان آورده است:
پروردگارا، بر محمد بن علی، امام مسلمین درود بفرست و آنکه را دوستش داشت دوست بدار و آنکه را که با او دشمنی ورزید، دشمن بدار، و بر کسی که در خون او شرکت جست عذاب مضاعف فرود آر. و او معتصم است (125).
و ما می بینیم امام علیه السلام حتی در شب وفاتش به طور غیر مستقیم دو موضوع را به مردم اعلام می کند یکی اینکه او علم غیب دارد، دوم اینکه با خدای تعالی ارتباط دارد و اینکه او از جماعتی است که خصوصیتی دارند که دیگران فاقد آن خصوصیت هستند. به طوری که روایت شده در شبی که رحلت نمود فرمود: من امشب وفات می کنم و سپس اضافه کرد: ما جماعتی هستیم که هر گاه خدا دنیا را برای ما نخواهد ما را منتقل می سازد(126).

چگونگی شهادت

در مورد شهادت امام جواد علیه السلام یک دسته از روایات می گویند آن حضرت به دست همسرش ام الفضل، دختر مامون، به اشاره معتصم مسموم گشت.
ولی روایتی دیگر می گوید: بعد از آنکه معتصم امام را به بغداد طلبید... به وسیله اشناس شربتی از پرتقال برای امام فرستاد و اشناس به او گفت: پیش از شما امیرالمومنین به احمد بن ابی داوود و سعید بن خضیب و گروهی از بزرگان از این شربت نوشانیده و امر کرده است شما هم آن را با آب یخ بنوشید. این بگفت و یخ آماده کرد. امام فرمود: در شب آن را می نوشم. اشناس گفت: باید خنک نوشیده شود و الان یخ آن آب می شود و اصرار کرد و امام علیه السلام با علم به عمل آنان آن را نوشید (127).
و در جای دیگری آمده است که ابن ابی داوود بعد از ماجرایی مربوط به قطع دست سارق که امام علیه السلام دیگران را مجاب کرد و معتصم به سخن امام عمل کرد و حرف دیگران را رد کرد، معتصم را به کشتن امام تحریک کرد.
ابن ابی داوود می گوید: ... پس به معتصم گفتم: خیرخواهی برای امیرالمومنین برمن واجب است و من در این جهت سخنی می گویم که می دانم با آن به آتش جهنم می افتم!
معتصم گفت: آن سخن چیست؟
گفتم: چگونه امیرالمومنین برای امری از امور دینی که اتفاق افتاده است فقهاء و علماء مردم را جمع کرد و حکم آن حادثه را از آنان پرسید و آنان حکم آن را به طوری که می دانستند گفتند و در مجلس، اعضای خانواده امیرالمومنین و فرماندهان و وزراء و دبیران حضور داشتند و مردم از پشت در به آنچه که در مجلس می گذشت گوش می دادند... آنگاه به خاطر گفته مردی که نیمی از مردم به امامت او معتقدند و ادعا می کنند او از امیرالمومنین شایسته تر به مقام او است، تمامی سخنان آن علماء و فقهاء را رها کرد و به حکم آن مرد حکم کرد؟!
پس رنگ معتصم تغییر کرد و متوجه هشدار من شد و گفت: خدا در برابر این خیرخواهیت به تو پاداش نیک عطا کند!
پس در روز چهارم یکی از دبیران وزرایش را مامور کرد تا ابوجعفر علیه السلام را به منزل خود دعوت کند، او چنین کرد ولی ابوجعفر نپذیرفت و گفت: تو می دانی که من در مجالس شما حاضر نمی شوم. آن شخص گفت: من شما را برای ضیافتی دعوت می کنم و دوست دارم بر فرش خانه من قدم بگذاری و من با ورود شما به منزلم متبرک شوم. و فلان بن فلان - از وزرای خلیفه - دوست دارند خدمت شما برسد.
پس آن حضرت علیه السلام به منزل او رفت و چون غذا خورد احساس مسمومیت کرد و مرکب خود را طلبید. صاحب خانه از او خواست نرود، ابوجعفر علیه السلام فرمود: بیرون رفتن من از خانه تو برای تو بهتر است!
پس در آن روز و شب حال او منقلب بود تا اینکه رحلت نمود (128)
و شاید معتصم در یک روز سه بار به مسموم ساختن امام علیه السلام اقدم کرده است تا مطمئن شود به هدف خود می رسد، چنانچه در روایت اشناس نیامده بود که امام علیه السلام با نوشیدن آن شربت به شهادت رسید.
و در مورد این پندار که امام علیه السلام در زمان الواثق بالله رحلت نموده است به بحار الانوار، ج 50، صفحات 13 - 11 و 8 مراجعه شود که همانطور که علامه مجلسی رحمه الله علیه متذکر شده است منشا این توهم، نماز گزاردن واثق بر جنازه امام علیه السلام می باشد.

گفتار علامه مظفر:

مرحوم، علامه شیخ محمد حسین مظفر گفته است:
... خلیفه، علماء را گرد می آورد تا با آن حضرت علیه السلام مباحثه و محاجه کنند. به این گمان که در او لغزشی بیابد پس او را مورد بازخواست قرار دهد یا بدان وسیله مقام و منزلت او را پایین بیاورد.
و یک بار، نامه هایی که مردم را به بیعت برای آن حضرت فرا می خواند، جعل کرد تا به آن بهانه به امام علیه السلام سوء قصد کند، ولی این توطئه جز بالا رفتن شان و مرتبت ابوجعفر علیه السلام و نمودار شدن کرامت و فضل بیشتر او، نتیجه ای نداشت. از این رو کینه و خشم معتصم بیشتر می شد و قادر به کتمان حقد و حسد درونی خود نسبت به امام علیه السلام نبود. پس یک بار او را به زندان افکند و زمانی که تصمیم به قتل او گرفت او رااز زندان در آورد، و به همسر او که دختر مامون بود زهری داده از او خواست آن زهر را به خورد امام علیه السلام بدهد. همسر امام خواسته او را اجابت کرد و امام علیه السلام با زهر معتصم مسموم گردید. و هنگامی که همسر او آثار کارگر افتادن زهر را در بدن امام دید، او را در خانه تنها گذاشت و رفت، تا اینکه امام رحلت فرمود...
پس شیعیان، اطراف خانه او مجتمع گشتند و چون معتصم درصدد بر آمده بود آنان را از تشییع جنازه آن حضرت باز بدارد، شمشیرهایشان را آویخته، برای ایستادگی تا پای مرگ، هم پیمان شده بودند...
از چنین رویدادی، بسیار بودن تعداد شیعیان در آن زمان، در بغداد، و سخت کوشی آنان، دانسته می شود. و از وجود راویان زیاد، بسیاری علم در آنان، معلوم می گردد و از فراوانی مباحثات و مناظرات ایشان، با مخالفین، به خصوص در مسأله امامت، نیرومندی منطق آنان و قدرتشان بر دفاع از مذهب و روشنی مبانی آنان، شناخته می شود... (129).