فهرست کتاب


زندگانی سیاسی امام جواد علیه السلام

جعفرمرتضی حسینی عاملی‏

مامون توطئه گر زیرک

همانطوری که متون تاریخی تصریح کرده اند (55) مامون بزرگترین و مهمترین خلیفه عباسی و داناترین، دور اندیش ترین، مکارترین و دوروترین آنان بوده است.
همین مرد، معاصر امام جواد علیه السلام بود و امام بخش بزرگی از زندگانی خود را همزمان با او به سر برد. مامون کسی است که کوشش های متعددی به منظور کسب پیروزی نهائی و قطعی بر اندیشه شیعه امامی، چه در زمان امامت امام رضا علیه السلام و چه در زمان امام جواد علیه السلام، به عمل آورد. او پس از آنکه به اشتباه گذشتگانش در رفتار با ائمه اهل بیت علیهم السلام پی برد، تلاش نمود که با آنان به روشی نو، و در نوع خود بی نظیر، که در پس آن نیرنگی سخت تر و توطئه ای بزرگ تر نهفته بود رفتار کند. از این رو مناسب است در اینجا به پاره ای از روایات تاریخ، که کوشش های مامون را برای نابودی امامت شیعی نشان می دهد، و ما قسمتی از آن روایات تاریخی را در کتاب: زندگانی سیاسی امام رضا علیه السلام آورده ایم بیاوریم.
ما در آن کتاب آورده ایم که: مامون به گردآوردن علماء و اهل کلام خصوصا از معتزله، که اهل محاجه و جدل و موشکافی مسائل بودند، اهتمام می ورزید تا آنان امام رضا علیه السلام را محاصره کنند و در گفتگوها و مباحثاتشان، آن حضرت را در خصوص بزرگترین مدعای خود و پدرانش که داشتن علم خاص به علوم و آثار پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم بود، شکست بدهند.
هدف نهائی او این بود که با شکست یافتن امام رضا علیه السلام در مسأله امامت، مذهب تشیع سقوط کند و برای همیشه ستاره شیعه و امامان شیعه خاموش گردد و به این ترتیب بزرگترین منبع و مصدر مشکلات و خطراتی که مامون و دیگر حاکمان غاصب و ستمگر را تهدید می کند، از میان برداشته شود. اینک پاره ای از شواهد تاریخ که نشان دهنده این نقشه مزورانه مامون می باشند:
1- صدوق می گوید: مامون از متکلمان فرقه های مختلف، و پیروان هوا و هوس های گمراه کننده، هر که را که نامی از او شنیده بود، برای مباحثه با امام رضا علیه السلام احضار می کرد، به امید اینکه شاید امام علیه السلام در گفتگو با یکی از آنها محکوم شود (56).
2- اباصلت چنین می گوید: از شهرهای مختلف، متکلمان را احضار می کرد، به این آرزو که یکی از آنان در مباحثه، امام را شکست دهد تا منزلت او نزد علماء پایین بیاید و به وسیله آنان، نقصان امام در میان مردم منتشر و شایع گردد. ولی هیچ دشمنی، از یهود و نصاری و مجوس و صابئیان و براهمه و بی دینان و مادیان، و نه هیچ دشمنی از فرقه های مسلمین با آن حضرت سخن نمی گفت مگر آنکه با دلیل و برهان محکوم و ساکت می گشت.
تا اینکه می گوید: چون این نیرنگ مامون به نتیجه نرسید، به آن حضرت سوء قصد کرد و با خورانیدن سم او را بکشت (57).
3- ابراهیم بن عباس گفته است: از عباس شنیدم می گفت: مامون با پرسش های مختلف درباره همه چیز، او را امتحان می کرد، و او به هر سوال، جواب کافی و شافی می داد (58).
4- هنگامی که حمید بن مهران از مامون در خواست کرد که با امام رضا علیه السلام مباحثه و مجادله کند تا از منزلت او بکاهد، مامون به او گفت: چیزی، از اینکه منزلت او کاسته شود، نزد من محبوب تر نیست (59).
5- و به سلیمان مروزی گفت: به خاطر شناختی که از قدرت علمی تو دارم، تو را به مباحثه با او امام علیه السلام می فرستم، و هدفی ندارم جز اینکه فقط او را در یک مورد محکوم کنی (60).
6- موقعی که امام علیه السلام اوصاف بچه ای را که کنیز مامون بدو حامله بود فرمود، مامون گفت: پیش خود گفتم، به خدا قسم این بهترین فرصت است، تا اگر آنچنانکه او گفته نباشد، او را از ولایت عهدی خلع کنم، و همواره در انتظار وضع حمل آن کنیز بودم... سپس روایت می گوید که آن بچه، با همان اوصافی که امام علیه السلام فرموده بود متولد گشت (61).
7- چنانچه در کتاب زندگانی سیاسی امام رضا علیه السلام توضیح داده ایم یکی از اهداف مامون از تفویض ولایت عهد به امام رضا علیه السلام، این بود که مردم ببینند که امام، زاهد نیست و به مقامات دنیوی علاقمند است!.

فصل سوم:

امام جواد (ع) رویاروی خطر