فهرست کتاب


زندگانی سیاسی امام جواد علیه السلام

جعفرمرتضی حسینی عاملی‏

امامت در معرض توطئه

مفهوم کلی امامت

زمانی که امامت از دیدگاه اهل بیت علیهم السلام و شیعیانشان عبارت است از ادامه خط نبوت، در رهبری الهی امت به سوی هدف والای رسالت، ونیز، سرچشمه همیشه جوشانی است برای اندیشه اسلامی اصیل، که باید همواره امت را سیراب کند و زنده نگهدارد و زلالی و گوارایی را از خدا و رسول صلی الله علیه و آله و سلم گرفته است.
هنگامی که امامت چنین مفهومی داشته باشد، طبیعتا نیازمند به آن است که از جانب کسی که دارای چنین حقی است، پذیرش این امتداد خط، اعلان گردد و سپردن و واگذاری مسوولیت های رهبری به کسانی که کمال شایستگی و لیاقت را برای متحمل شدن مسوولیت های سنگین آن را دارند، به اطلاع همگان برسد. همچنان که با خبر ساختن همه مردم، از منبع پاک و اصیل علوم و معارف، برای تغذیه حرکت فکری و تجهیز آن به آنچه که در خط تکاملی و پیشرویش به سوی هدف، بدان نیاز می یابد، لازم است.
از همین جا است که طبیعی بود، بنای امامت، بر دو پایه اساسی (40) بر پا شود. به طوری که با نبود هر یک از این دو پایه، بنا از هم پاشیده، امامت محتوای اصلی خود را از دست بدهد.
آن دو رکن و پایه عبارتند از:
1- نص.
2- علم مخصوصی، که خداوند آن را به ائمه علیهم السلام، از طریق پدرانشان از پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم اختصاص داده است.
علاوه بر این دو رکن، شایستگی و اهلیت برای امامت، که به معنای دارا بودن خصلت ها و ملکات رهبری که بتوانند خط را نگاه دارند و سلامت مسیر را تضمین کنند، می باشد. مانند دارا بودن عصمت، شجاعت و بخشندگی و... از شرائط تصدی این مقام است.
به همین خاطر است که می بینیم ائمه اطهار علیهم السلام، در هر مناسبتی، به نشان دادن این امور، به ویژه، به ارائه آن دو رکن مهم، اهتمام می ورزیده اند، و سختی ها و خطرات هر چند بزرگ که احیانا به دنبال ابراز و اظهار آن امور، بر آنان وارد می شد، آنان را از بیان آن حقائق باز نمی داشت.
شواهد بر اهتمام ائمه علیهم السلام بر این امر بی شمار است. ما در اینجا فقط اشاره می کنیم به اقدام امیرالمومنین علیه السلام در کوفه، صفین، روز شوری و روز جنگ جمل، که از صحابه پیامبر صلی الله علیه و آله در مورد حدیث غدیر، شهادت خواست و شمار بسیاری از آنان بدان گواهی دادند.
همچنان که امام حسین علیه السلام در منی، صحابه را گردآورد و فضائل پدرش امیرالمومنین علیه السلام و به خصوص حدیث غدیر را و نیز بدکاری های معاویه را به ایشان یادآوری نمود. (41) هدف از این اقدامات و اهتمامات، تثبیت امامت، و جلوگیری از نابودی و فراموشی نصوص و وقایعی که آن را ثابت می کند، بوده است.
علاوه بر اینها، ائمه علیهم السلام در سخنان بسیاری اظهار داشته اند که: علم مخصوصی را که پیامبر گرامی است، دارا هستند. مانند احادیثی که فرموده اند جفر و جامعه نزد ایشان است و احادیث دیگری که جوینده در منابع و مراجع روائی به صورت پراکنده می یابد.

آشکاری نص

هر چند که دشمنان اهل بیت علیهم السلام در انکار وجود نص بر امامت امیرالمومنین و ائمه اطهار از فرزندان او علیهم صلوات الله و سلامه، و یا در جهت تغییر و تاویل نصوص وارده در این باره به معانی و وجوهی دور از عقل و ذهن، تلاش و کوشش بنمایند، ولی طبع آدمی زیر بار نمی رود و ذوق سلیم آن را پس می زند.
آنان نتوانسته اند و هرگز نمی توانند حدیثی را که نزد خودشان به تواتر نقل شده که پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرموده است که بعد از او دوازده تن جانشین او خواهند بود که همگی از قریش، یا از بنی هاشم می باشند... و در بسیاری از روایات نام های آنان یا اسامی بعضی از آنان آمده است، انکار می کنند.
قندوزی حنفی گفته است: یحیی بن حسن در کتاب العمده از بیست طریق روایت کرده است که بعد از پیامبر صلی الله علیه و آله دوازده نفر که همگی از قریش هستند، جانشین آن حضرت هستند. بخاری از سه طریق، مسلم از نه طریق، ابوداوود از سه طریق، ترمذی از یک طریق و حمیدی از سه طریق این روایت را آورده اند (42) و علامه محقق، شیخ لطف الله صافی، در کتاب خود صدها حدیث، از طریق بسیار گرد آورده است که بر خلافت و امامت دوازده تن بعد از رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم دلالت و تاکید دارند.
(43) و بالاخره، سیوطی تصریح نموده است به اینکه: بر صحت عبارت بعد از من دوازده خلیفه خواهد بود اجماع شده است واین عبارت از طرق متعددی روایت شده است. (44)