فهرست کتاب


زندگانی سیاسی امام جواد علیه السلام

جعفرمرتضی حسینی عاملی‏

امام فرمود: آنها را از کلام خداوند چه خرده ای می گیرند که می فرمایند: قل هذه سبیلی ادعوا الی الله علی بصیره انا و من اتبعنی (37)به خدا قسم، جز علی علیه السلام که در آن زمان نه سال داشت کسی از پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم پیروی نکرده بود و من هم نه سال دارم. (38)

و بالاخره در این خصوص برخی چنین گفته اند:
پدرش وفات یافت و او در حالی که هفت سال داشت جانشین پدر در امامت شد. پس عامه مسلمین، ولایت ائمه و رجوع به آنان را در حالی که در سنین کودکی هستند، بر شیعه خرده گرفتند و عیب نهادند. به خصوص که در عادات و رسوم عربی، در ولایت امر و رهبری، سن اهمیت دارد. به این جهت، امامت جواد علیه السلام که به سن بلوغ و رشد نرسیده بود خطرناک ترین مشکلی بود که شیعه با آن مواجه شده بود. (39)

شمشیر دو لبه

تردیدی نیست که اگر شیعه، که به اعتبار بخشیدن به عقل و احکام عقلی تا حد بسیاری اهتمام می ورزد، و تمام مسائل و احکام خود را با دلیل قاطع و برهان روشن، و با حکم فطرت و عقل و وجدان، منطبق می داند. و به همین ویژگی مباهات می کند و بر تمام مخالفانش فخر می کند و بر ایستادگی بر این مبنا و کوتاه نیامدن از آن، در هر شرائطی و با هر پیامدی، تاکید می کند - اگر چنین جمعیتی - شکست بخورد...
و اگر این فرقه در شرائطی که مردم می بینند از آزادی عمل برخوردار است و می تواند حرف خود را بزند، آن هم در مورد حساس ترین، مهمترین و دور بردترین مسأله که محور و مدار اساسی سایر مسائل و در تمام زمینه ها است... ناکام شود، این شکست، شکستی در هم کوبنده و نهائی خواهد بود. و دیگر نمی تواند قد علم کند. به خصوص در زمانی که سایر عقائد و فرق در تلاش برای اثبات موجودیت و تثبیت خط فکری خود در گسترده ترین سطح ممکن و در نواحی مختلف جهان اسلام بودند. این شکست آشکار، می توانست شیعه را - خواه ناخواه - در برابر سه انتخاب مشکل قرار دهد:
1- به نواحی دور دست و مناطق جهل و محرومیت و بدوی، و دور از نقاط درگیری و مبارزه طلبی فکری، انداخته شود. چنانچه تمامی فرقه های خوارج مبادی و اصولشان با احکام عقل و فطرت و وجدان سازگاری نداشت و نتوانست در برابر فکر و منطق مخالف ایستادگی کند، به چنین سرنوشتی دچار شوند.
2- یا اینکه بسیاری از افکار و عقائد خود را تعدیل کند. به نحوی که با فکر و عقیده همگانی که از جانب حاکمان برای مردم تجویز شده، با ترور و وحشت. گرسنگی دادن یا تطمیع و سپس تزویر، حمایت می شود، موافق و سازگار درآید...
یا دست کم به نحوی که مخالف و ناهماهنگ با معتقدات عمومی نباشد، افکار و عقائد خود را تعدیل نمایند. چنانچه در مورد فرقه اباضیه از فرق خوارج، چنین شد و مادر پژوهشی پیرامون خوارج توضیح آن را آورده ایم.
3- یا اینکه به درون گرایی روی آورده، به عقیده ای درونی که درها را به روی خود بسته، مبدل شود. و در تاریکی های ابهام و گنگی بسر برد و جرات ظاهر گشتن در برابر نور، و پایان دادن به شبهات و اشکالات بیشتر افراد خود - شیعیان اسمی یا توارثی - را ندارد، چه رسد به اینکه در سطح همگانی، به پاسخگویی حریفان و مبارزه جویان بپردازد.

از سوی دیگر

از سوی دیگر، اگر شیعه بتواند این مرحله سرنوشت ساز و بسیار حساس را از سر بگذراند و این پیکار فکری را به سود خود تمام کند، و نقش پیشتاز خود را در سطح فکری همگانی، آنچنان که هست، نگهدارد...، توانسته است حقانیت و شایستگی خود را نه فقط برای نسلی که با آن حادثه ویژه همزمان بود و در زمان اوج آزادی اندیشه ها بسر برد، بلکه برای نسل های دیگری هم که بعدها می آیند، ثابت و مبرهن سازد.
زیرا در این صورت پیروزی این فرقه، به ویژه در این شرائط، در زمانی بوده است که دشمنان آن به خصوص از لحاظ فکری و سیاسی، در بهترین و قوی ترین وضع و موقعیت بوده اند. و از طرف دیگر همگان می دیدندکه شیعه در حساس ترین و خطرناک ترین مرحله، و در ضعیف ترین موقعیتی که ممکن است برای آنان ایجاد شود، به سر می برد و چاره ای نیز از رو در رو شدن مسستقیم و بی پرده با دشمنان، و رونمودن و نشان دادن تمامی نیرو و توان طرفین، نبود.