فهرست کتاب


زندگانی سیاسی امام جواد علیه السلام

جعفرمرتضی حسینی عاملی‏

موضع حکام در این درگیری

در ان هنگام، حاکمان، از صحنه درگیری دور نبودند، بلکه با دقت بسیار و مهارت بی نظیر صحنه را زیر نظر داشتند...
بلکه به خاطر توجه و اهتمامی که به آینده و سرنوشت خودشان داشتند، به این درگیری های فکری و عقیدتی دامن می زدند و - گاه پنهان و گاه آشکار - با آن گروهی که می دیدند سازش با آن نه فقط دردسر و مشکلی در پی ندارد، بلکه برای آینده حکومتشان و بالاخره برای سرنوشت و هستی شان پشتوانه و ضمانتی جدی فراهم می کند، سازش و تبانی هم می کردند...
این حاکمان، و پیشاپیش آنها مامون عباسی، زیرک ترین، داناترین، دور اندیش ترین و سیاستمدارترین عباسیان (33)، دیدند حالت مشوق و یاور اندیشه و علم، به خود گرفتن و در چهره حامی و مدافع آزادی بیان و احترام به عقائد، ظاهر گشتن، بنا به علل گوناگونی که اینجا جای بررسی آنها نیست به هدف آنان و ماندنشان بر اریکه قدرت کمک می کند. و این پوشش مزورانه، نیرنگ ها و گمراهی های بسیار نهفته داشت و نتیجه آن عبارت بود محو بسیاری از حقائق که با سیاست حکام و منافعشان سازگاری نداشت، با مکر و خدعه. (34)

معتزله

در اینجا شایسته است به امری که از اهمیت ویژه ای برخوردار است اشاره کنیم و آن اینکه معتزله، در آن مقطع زمانی، در مرحله شکوفایی و تکامل یافتن مکتبشان بودند، و حکومت در آن زمان از آنان حمایت و پشتیبانی می کرد و از سلطه و نفوذ و دیگر امکانات مادی و معنوی حکومتی، برای استحکام و تثبیت خط فکری آنان و ضربه زدن بر گروه های دیگر و تضعیف موقعیت و نفوذ آنان، به هر شکلی، بهره برداری می کرد.
خوب است ناگفته نگذاریم که خط فکری اعتزال، در حد بسیاری در اعتمادبر عقل و احکام عقلی و انکار هر چه که با عقل سازگار نباشد، تندرو بود. و معتزلیان، نصوص و مطالب صریح دینی را به عقل خود عرضه می کردند و آنچه را که عقلشان صریحا تایید می کرد می پذیرفتند و بقیه را رد و انکار می کردند.

شیعه، و موقعیت آنان

شیعه امامیه از شناخته شده ترین و مشهورترین فرقه ها، و دارای رساترین برهان و سرسخت ترین مواضع در صحنه درگیری های فکری بود. تا آنجا که نیرو و عظمت فکری دعوت شیعی بدان حد رسیده بود که حکومت ناچار شد با رهبر و مقتدای آنان، یعنی امام رضا علیه السلام (که دیروز با آن روش مخصوص و بی نظیر، یعنی بیعت گرفتن برای ولایت عهدی، او و سپس سر به نیست کردنش با آن روش ترسویانه ای که همه دانستند و در جای خود آن را شرح داده ایم ) سازش کند.
این سازش اگر نشانه چیزی باشد، نشانه میزان توان و نفوذ این فرقه، و تاثیر آراء و اقوال آن در میان مردم و در احساسات و موضع گیری هایشان می باشد، و اینکه فرقه های دیگر، این فرقه را نیرومندترین حریف فکری و عقیدتی خود، و مجهز به روشن ترین دلیل و برهان می دیدند که اگر به آن فرصت داده شود، به زودی صحنه را در اختیار می گیرد و با اندیشه زنده و پویای خود، و اساس و پایه ای که در اعماق فکر و فطرت و خرد و وجدان انسانها دارد، گروه های مختلف مردم را زیر پوشش می گیرد...
آری، حادثه ای عقیدتی، و در نوع خود بی نظیر و مهم، همانند این رویداد امامت کودکی نورس! به خصوص که برای فرقه ای با آن ویژگی ها و در آن موقعیت پیش آمده، می تواند توجه دشمنان این فرقه را جلب کند. به ویژه که تحریک از جانب حکومت و طبیعت تردید برانگیز خود حادثه، با هم، زمینه را برای بهره برداری از وضعیت پیش آمده، برای شروع یورشی سخت و سرنوشت ساز، به منظور ساقط نمودن فکر اعتقادی این فرقه، فراهم ساخت. بدون تردید چنین یورشی دل حکومت را خنک می کرد. بنابراین، به زودی با تمام توان به تدارک این هجوم و به وجود آوردن شرائط مناسب برای موفقیت هر چه بیشتر طرح خود که عبارت بود از: از سر راه برداشتن اندیشه عقیدتی این فرقه و حتی نابود ساختن آن از بیخ و بن، کمک می کرد.
و اگر به این هدف خود می رسیدند، دیگر در تمام زمینه ها و برای بقاء و استحکام حکومت فرصت و مجال موفقیت به دست آورده بودند. چرا که دیگر خطری جدی که آینده عقیدتی و سیاسی آنان را تهدید کند باقی نمی ماند.
آری، مقارن بودن آن نهضت فکری بسیار نیرومند، که از آغاز و در زمانی دراز، در حساس ترین مسائل، که عبارت بود از موضوع امامت و رهبری، با امامیه درگیری داشت، با پدید آمدن شرائط جالب توجهی که این گمان را که به سبب خردسالی امام جواد و پس از او امام هادی علیه السلام و ادامه این وضع تا سال های متمادی، شدیدترین سستی و ضعف در پایه های اعتقادی این فرقه به وجود آمده است، در دشمنان ایجاد می کرد، فرصتی مناسب برای تصفیه حساب فکری و به اصطلاح افشاء ضعف مبانی عقیدتی تشیع پدید آورده بود.
در چنین زمینه ای، برای طرح سوالات بسیار، و دامن زدن به شبهات متعدد در مورد بزرگترین اصل دینی که به خاطر آن در گرداب های مهالک فرو رفته شده و جان ها در باخته شده و می شود. تا آنجا که (شهرستانی ) می گوید: بزرگ ترین اختلاف بین امت، اختلاف درباره امامت بوده، چرا که درباره هیچ اصل دینی، به اندازه ای که همواره درباره امام شمشیر کشیده شده، در اسلام شمشیر کشیده نشده است. (35) فرصت فراهم بود.
آری مردم مخالف، در موضوع سن امام غوطه ور گشتند، و آن را از جمله مدارک و دست آویزهایی که به آنها امکان می داد در ادعای امامت و رهبری و جانشینی رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم در زعامت و هدایت امت، از سوی آن حضرت، شبهه و شک ایجاد کنند، قرار دادند.
شخصی به حالت پرسش به آن حضرت عرض کرد: آنها درباره کمی سن شما گفتگو می کنند؟
امام علیه السلام فرمود: خداوند به داوود وحی فرستاد که سلیمان را جانشین خود قرار دهد. در حالی که سلیمان کودکی بود که گوسفند به چرا می برد. (36)
و علی بن حسان به آن حضرت عرض کرد: آقای من، مردم، خردسالی شما را بر شما خرده می گیرند؟!