فهرست کتاب


زندگانی سیاسی امام جواد علیه السلام

جعفرمرتضی حسینی عاملی‏

باز هم نمودارهای خطرات بزرگ

گذشته از تمامی آنچه گفته شد، هنگامی که حتی برخی از علماء و فقهای بزرگ و اندیشمندان شیعه، با وضعیت مخاطره آمیز بعد از وفات امام رضا علیه السلام مواجه شدند و - هر چند به صورت محدود - درباره امور دقیقه و مشکل مربوط به امامت، در بین خود دچار اختلاف گشتند، در چنین موقعیتی، وضع عمومی مردم که پیچیده تر و مخاطره آمیزتر بوده است، روشن می شود. زیرا چگونه ممکن بود مردم عادی را قانع نمود به اینکه کودکی نورسته که حداکثر، عمرش از هشت سال تجاوز نمی کند مسوولیت رهبری و هدایت امت را بر دوش بگیرد. و بتواند مشکلات و مسائل آنان را به بهترین و کامل ترین صورت حل کند، و با مخالفت ها و خطرات، روبرو شود و با دانایی و آگاهی و مسوولیت آنها را از سر بگذراند؟!
بر فرض اینکه نسل حاضر بتواند به خاطر داشتن زمینه عاطفی و رسوبات فکری و عقیدتی ای که با آن متولد شده و رشد نموده اند، به طوری که آن اندیشه ها و عواطف، با ذهنیت و حیات طبیعی آنان ترکیب یافته و یکی شده است، بتواند از این گرداب هولناک جان بدر برد ولی...
ولی این وضعیت، تا سال ها، بلکه تا ده ها سال ادامه خواهد داشت. به خصوص اگر ملاحظه کنیم که به زودی؛ در مورد امام هادی علیه السلام که جانشین بلاواسطه پدر خواهد بود نیز این مسأله خردسالی دوباره مطرح می شود. و این به معنای آن است که این حالت استثنایی، از نسل سابق گذشته، به نسل نو منتقل می گردد. نسلی که فاقد بنیان های جا افتاده عقیدتی است و با مسأله امامت پیوند عاطفی نداشته، بلکه از آغاز آشنایی با آن، با شک و تردید همراهیش کرده اند...
چنین نسلی در برابر این تزلزلی که در داخل خودشان و مشخصا در اعماق و ژرفای وجودشان پدید می آید، هیچ پناهگاه و مدافعی نخواهد داشت.
به این ترتیب، با قطع نظر از مخالفت ها و رویارویی های گوناگون و بسیاری که به زودی از جانب دیگران پیش آورده می شد، شیعیان با گردابی دامنه دارتر و سخت تر، در درون خودشان مواجه بودند.

تند بادها

باز هم گذشته از آنچه گفتیم، با نگاهی جستجوگر به عصری که امام جواد علیه السلام و همزمان، طائفه شیعه با آن وضعیت استثنایی در آن عصر بسر بردند، در می یابیم که شیعیان با خطر جدی و گردبادهای براندازنده ای مواجه بوده اند که می توانست ریشه آنان را برکند و آن را تا دور دست های نیستی، یا در وادی ابهام و تاریکی پرتاب کند. همانطوری که طوائف دیگری که خیلی کمتر از شیعه و با خطراتی ضعیفتر، مواجه شدند، چنین سرنوشتی داشتند.
آنچه که در آن زمان به خصوص در مورد عامه مردم که بهره فراوانی از علم و آگاهی نداشتند. بر خطر می افزود و مشکل را پیچیده تر می ساخت، عبارت بود از کوشش صاحبان مسالک و مذاهب در جهت برملا نمودن ضعف های یکدیگر، با مطرح نمودن مسائل دقیق فکری و عقیدتی، و تلاش های جدی آنان برای القاء شبهه و زیر سوال بردن تمامی آنچه که به عقائد، افکار و تصورات دیگران مربوط می شد.
چرا که آن مقطع زمانی، مقطع شکوفایی و تبلور اندیشه ها و جا افتادن و تثبیت افکار و مذاهبی بود که بتوانند در برابر افکار و مذاهب دیگر، شایستگی خود را ثابت کنند و برای فراگرفتن بخش های بزرگ تر و وسیع تری از مردم توان خود را به کار گیرند.

موضع حکام در این درگیری

در ان هنگام، حاکمان، از صحنه درگیری دور نبودند، بلکه با دقت بسیار و مهارت بی نظیر صحنه را زیر نظر داشتند...
بلکه به خاطر توجه و اهتمامی که به آینده و سرنوشت خودشان داشتند، به این درگیری های فکری و عقیدتی دامن می زدند و - گاه پنهان و گاه آشکار - با آن گروهی که می دیدند سازش با آن نه فقط دردسر و مشکلی در پی ندارد، بلکه برای آینده حکومتشان و بالاخره برای سرنوشت و هستی شان پشتوانه و ضمانتی جدی فراهم می کند، سازش و تبانی هم می کردند...
این حاکمان، و پیشاپیش آنها مامون عباسی، زیرک ترین، داناترین، دور اندیش ترین و سیاستمدارترین عباسیان (33)، دیدند حالت مشوق و یاور اندیشه و علم، به خود گرفتن و در چهره حامی و مدافع آزادی بیان و احترام به عقائد، ظاهر گشتن، بنا به علل گوناگونی که اینجا جای بررسی آنها نیست به هدف آنان و ماندنشان بر اریکه قدرت کمک می کند. و این پوشش مزورانه، نیرنگ ها و گمراهی های بسیار نهفته داشت و نتیجه آن عبارت بود محو بسیاری از حقائق که با سیاست حکام و منافعشان سازگاری نداشت، با مکر و خدعه. (34)