فهرست کتاب


زندگانی سیاسی امام جواد علیه السلام

جعفرمرتضی حسینی عاملی‏

آغاز؛

امام محمد تقی جواد علیه السلام، در ماه مبارک رمضان سال 195 ه ق زاده شد و در ماه ذی القعده سال 220، به وسیله همسرش و به تحریک و فرمان معتصم، خلیفه عباسی، مسموم گشت و رحلت نمود. پدر گرامی آن حضرت، امام رضا علیه السلام نیز در سال 203 با سمی که به دست عبدالله مامون، خلیفه عباسی، به وی خورانده شد، به شهادت رسید.
امام جواد علیه السلام، نخستین امام از ائمه دوازده گانه علیهم السلام بود که در خردسالی یعنی تقریباً در هشت سالگی متصدی شوون امامت گردید و مسوولیت های رهبری را بر عهده گرفت.
پس از آن حضرت، فرزندش، امام علی هادی علیه السلام نیز در همین سنین بلکه در سنین کمتر - هشت یا شش سالگی - متولی امر امامت گردید. و بعد از آن، امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف نیز در حالی که بیش از پنج سال نداشت به امامت رسید.
امام جواد علیه السلام به تعبیر برخی نخستین نمونه زنده امامتی بود که شیعه بدان معتقد است، با تمام معنای این کلمه، و با تمام اوصاف و احوال و شوونی که در کتاب و سنت برای امام آمده است و بر مبنای آن، خدا است که متولی تسدید و تربیت مداوم آمده است .

از ویژگی های شیعه

پیش از اشاره به مسائل مربوط به آثار کمی سن امام جواد علیه السلام، خوب است اشاره کنیم به اینکه: شیعه امامیه، تحت تاثر تعالیم ائمه اطهار علیهم السلام و به جهت پای بندیشان به روش قرآن، به اعتماد بر عقل، و تسلیم در برابر داوری آن و پذیرفتن احکام آن در اعتقاداتشان، ممتاز گشته اند.
این ویژگی، یک امر عارضی یا یک حالت استثنایی در مورد ایشان نیوده، بلکه از اموری است که در اندیشه و تفکر آنان ریشه داشته و در زوایای مختلف فرهنگ تشیع و به طور کلی معارف شیعه، نفوذی عمیق داشته است.
محقق پژوهشگر، سید مهدی روحانی در اینجا اضافه می کند:
و در میان شیعه، متکلمان بزرگ و صاحبان اندیشه های نو و قریحه های زاینده، امثال هشام بن حکم، هشام بن سالم، ابوجعفر محمد بن نعمان احول که نزد شیعه به مؤمن الطاق و نزد اهل سنت به شیطان الطاق شهرت یافته، و علی بن اسمعیل میثمی و غیر ایشان و پس از آنان، شاگردانشان و... برخاستند.
بلکه مسلک اعتزال که گفته می شود در اعتماد بر عقل و احکام عقلی تندروی کرده، از سخنان ائمه شیعه نشات یافته است. چرا که دو رکن بزرگ این مسلک که عبارتند از توحید و عدل، از سخنان امیرالمومنین علی علیه السلام برداشت شده است.
بنابراین، شیعه جز با برهانی روشن و دلیلی قاطع که باورهایشان را خاضع و خردهایشان را تسلیم سازد. چیزی را که عقل بعید می داند نباید می پذیرفتند.

شیعه و امامت

موضوع امامت، و مسائل و ویژگی های آن، از زمان رحلت پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم از مهمترین موضوعاتی بوده است که به طور کلی در اندیشه اسلامی و به طور اخص در تفکر شیعی مطرح بوده است.
تمامی شیعیان - چه رسد به متکلمان و دانشمندان و متفکران ایشان - به خوبی از موضوع و مسائل امامت آگاهی داشتند و درباره آنچه که به شوون و احوال و اوصاف امام مربوط می شود، از دیدگاه های روشنی برخوردار بودند. مانند دیدگاه آنان درباره لزوم عصمت امام و طهارت او از پلیدی ها، و داشتن علم همه جانبه ای که خداوند ائمه علیهم السلام را به آن علم اختصاص داده است. و شناختن این دو امر چنانکه علامه محقق، احمدی می گوید به طور عادی، محتاج به نص و تعیین می باشد. و در صورتی که امامت کسی، مشکوک و مورد تردید باشد، بهترین وسیله برای شناختن امامی که به امامت تعیین شده و بدو تصریح گشته، عبارت است از آزمایش او با پرسش های فقهی و اعتقادی و غیر اینها، یا دیدن کرامات از وی، همچون خبردادن از آنچه که جز به تعلیم الهی، راهی به دانستن آن نیست.
به همین جهت که موضوع و مسائل امامت نزد شیعه روشن بوده است، می بینیم خیلی زود دروغ و دغل مدعیان دروغین امامت، نزد ایشان فاش و برملا می شد و مدعی، رسوا می گشت. چنانچه در مورد عبدالله افطح، پسر اما صادق علیه السلام که پس از آن حضرت برای خود ادعای امامت کرد و در مورد جعفر، فرزند امام هادی علیه السلام نیز که بعد از برادرش امام حسن عسکری علیه السلام مدعی امامت خود شد، چنین شد و ادعای آن دو خیلی زود به رسوایی انجامید، تا آنجا که حتی فرزندان خود جعفر امامت او را نپذیرفتند، و به امامت امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف قائل شدند و در میان آنها علمای بسیاری که بعضی از آنان از بزرگان امامیه بوده اند، وجود داشته است به طوری که در نظرم هست و هم اکنون منبع این مطلب را به یاد ندارم - شیخ طوسی یا شیخ مفید رحمهما الله به ملاحظه احترام فرزندان جعفر، از بدگویی بسیار از پدرشان خودداری نموده است (12).
از سوی دیگر می بینیم تمامی شیعیان، امامت امام جواد علیه السلام را پذیرفته، در برابر آن تسلیم شدند. و با اینکه عموی پدرش، علی بن جعفر، از علمای بزرگ بود و منزلتی بالا داشت و پیرمردی کهنسال بود، به این سبب که خداوند امام جواد علیه السلام را به امامت معین فرموده است او را با وجود خردسالی اش، چنان احترام می کرد و بزرگ می داشت که برای بعضی افراد تعجب انگیز بود و به خاطر همین رفتار بر او خرده می گرفتند. و او در جواب خرده گیران بر صحت رفتار خود تاکید می نمود. (13) متن کامل روایت مربوط به این موضوع در آخر فصل سوم آورده می شود ان شاء الله تعالی.