فهرست کتاب


زندگانی سیاسی امام جواد علیه السلام

جعفرمرتضی حسینی عاملی‏

زیدیه، سرمشق و الگو، یا مایه عبرت؟

اینها همه در صورتی بود که در چنان اوضاع و احوالی، جنبش و نهضت به تغییر اوضاع به نفع انقلاب توفیق یابد. ولی این فرض، فرضی بعید و دور از واقعیت است. چنانچه در بیش از یک قرن، تجربه های مکرر، ناکامی چنین جنبش هایی را ثابت نموده است... .
چرا که آشکارا دیدیم چگونه حرکات و قیام های بسیار فراوان زیدیان به شکست انجامید و چه آسان سرکوب شدند، به طوری که به زودی از آن همه خروش و قیام، به صورت وقایع گذشته و خاتمه یافته یاد می شد. حتی تو گویی هیچ حادثه ای رخ نداده است و - چنانچه در فصل بیعت و علل آن در کتاب زندگانی سیاسی امام رضا علیه السلام مشروحاً آورده ایم - این همه ناکامی علی رغم آن بود که زیدیه در زمینه های مختلف و در همه صحنه ها نفوذ گسترده ای داشتند و در امور سیاسی، تبلیغاتی، و فرهنگی و عاطفی سلطه کامل داشتند...
سبب و علت این شکست ها جز این نبود که قیام های زیدیه که در درجه اول جنبش های سیاسی بود و تنها ویژگی آن این بود که به پیروی از هر کس از خاندان پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم که در برابر حکومت شمشیر برکشد، فرا می خواند. و از اصالت فکری و باورهای عقیدتی نیرومند و برخاسته از عمق جان و جوشیده از ژرفای وجدان، برخوردار نبود، برچنان نیروی عاطفی و احساسی تند و چنان آگاهی فرهنگی خشک متکی بود که به سر حد آمیختگی احساس با اندیشه، و اندیشه با وجدان نرسیده بود، تا زیر بنای محکمی از تعهد و رسالت پدید آورد که به خاطر آن در گرداب ها فرو رفته شود، و جان ها در راهش ارزانی گردد. بلکه بر عکس، عوامل بازدارنده ای که از اندرون خود نیروی انقلاب می جوشید، اعتماد بر آن چنان نیروی عاطفی و فکری را همچون اعتماد تشنه بر سراب می ساخت.
و همین نکته است که روشن می سازد که چگونه مردمی که با حوادث، با قاطعیت و جدیت روبرو می شدند، پس از آنکه آبها از آسیاب می افتاد و زمان رسیدن میوه نزدیک می شد، به زندگی دنیوی باز می گشتند و - به گمان خود - به زندگانی بی دردسر و آرام، متمایل می شدند و به خواهش های نفسانی روی می آوردند و به حوادث بعدی و نتائجی که به بار خواهد آمد، نمی اندیشیدند...
بنابراین، در چنین شرائط و احوالی، ائمه علیهم السلام نمی توانستند بدون محاسبه، امت را در یک درگیری و نبردی که هرگز نتیجه ای جز شکست سریع و ناکامی مهلک در پی ندارد وارد سازند. زیرا این شکست به معنای پایان کار آنان و فرو پاشیدن دعوت و پیام ایشان، به آسانی و یک سره، بود. چنانچه در مورد زیدیه و امثال آنان چنین بود. (11)
و پایان یافتن امر امت به معنای پایان کار اسلام و امت، نابودی آن دو و خاتمه بخشیدن به تمام آثار حیات و حرکت در اسلام و امت بود. و روشن است که چنین اقدامی، یک اشتباه بزرگ در سیاست، و سفاهت در مدیریت و بدترین خیانت به شمار می رفت.
در این باره به همین جا بسنده می کنیم و در صفحات آینده، به زندگانی سیاسی امام جواد علیه السلام می پردازیم.

فصل اول

زلزله و طوفان!