فهرست کتاب


زندگانی سیاسی امام جواد علیه السلام

جعفرمرتضی حسینی عاملی‏

یک مقایسه

در حالی که امام باقر و امام صادق علیه السلام در گسترده و فراگیرترین سطح، مطرح ساختن معارف اسلامی به خصوص در زمینه های فقهی، و شناساندن احکام شرعی و معارف الهی در بالاترین حد امکان، اهتمام می ورزیدند، می بینیم امام رضا علیه السلام، بیشترین اهتمام و کوشش خود را در زمینه های اعتقادی متمرکز می نماید و بر استواری و تثبیت اصول و معیارهایی تاکید می کند که می توانند خط صحیح را محفوظ نگه داشته، توان منطقی آن را در برابر هر انحراف یا کوششی در جهت بهره برداری غیر مسوولانه، توسط سودجویان و هواپرستان بالا ببرند.

جایگاه امامان علیه السلام در میان امت

به هر حال، آنچه در آن تردید راه ندارد این است که: علی رغم کوشش های حکومت برای ضربه زدن به خط ائمه علیهم السلام و بستن راه ها بر آن، روز به روز بر نیرو و نفوذ آن خط به خصوص در میان طبقه اهل دانش و فرهنگ، علماء و دانشمندان، افزوده می شد. ائمه علیهم السلام، منزلگاه دل ها و آبشخور اندیشه ها بودند، چشم ها به سویشان دوخته شده بود و از احترام و ستایش گروه های مختلف برخوردار بودند و همگان به بسیاری فضائل و شدت تقوا و والایی و تقدس و پاکی ایشان معترف بودند.
آنچه در نیشابور برای امام رضا علیه السلام واقع گشت، فقط یکی از شواهد بسیاری است که میزان گرامیداشت و ستایش مردم، نسبت به ائمه علیهم السلام را نشان می دهد.
می بینیم در تاریخ آمده است: زمانی که آن حضرت علیه السلام وارد نیشابور شد، دو تن حافظ حدیث: ابوزرعه رازی و محمد بن اسلم طوسی به اتفاق گروه بی شماری از طالبان علم بر آن حضرت در آمدند و با عجز و لابه، خواهش کردند آن حضرت به آنان روی بنماید، پس در حالی که طبقات مختلف مردم روی پا ایستاده بودند، دیدگانشان به جمال آن جناب روشن گشت. در این میان، جمعی فغان برآورده، گروهی گریه سرداده، کسی جامه به تن می درید، دیگری خود را به خاک انداخته، دسته ای بر سم مرکبش بوسه می زدند، و پاره ای برای تماس با او تا سایبان کجاوه گردن می کشیدند.
تا آنکه روز به نیمه رسید و دیدگان چون جویبارها اشک می ریختند. بزرگان قوم فریاد برآوردند: ای مردم، آرام بگیرید، خاموش شوید و رسول خدا صلی الله علیه و آله را با آزار عترتش میازارید. و چون پس از آنکه حدیث معروف سلسله الذهب: کلمه لا اله الا الله حصنی فمن دخل حصنی امن من عذابی.. را ایراد فرمود، شمارش کردند، بیست هزار کاتب صاحب قلم و دوات شمارش شد. (8)
شواهد مربوط به این موضوع بسیار است ولی مجال برای آوردن یکایک آنها نیست.
آنچه که از سیر حوادث برمی آید این است که بعد از امام کاظم علیه السلام عظمت منزلت ائمه علیهم السلام نزد مردم تا بدانجا رسید که خلفای عباسی دیدند نمی توانند به طور علنی و بی پرده که عواطف مردم را برانگیزد و احساساتشان را جریحه دار سازد، به ائمه علیهم السلام آسیب برسانند، و از طرف دیگر نیز نمی توانستند ایشان را به حال خود واگذارند تا آزادانه و مطابق خواست و اراده خود هر چه می خواهند بکنند. (9)
از این رو آنان خود را از پیش گرفتن سیاستی جدید در برابر آن حضرات علیهم السلام ناچار دیدند. بازی تفویض ولایت عهدی از جانب مامون به امام رضا (ع) و سپس رفتار او با امام جواد علیه السلام و پس از آن، موضع متوکل عباسی که مردی بسیار تند و سرکش بود واز سرسخت ترین کینه ورزان و دشمنان اهل بیت علیهم السلام بود، در برابر امام هادی علیه السلام، که آن حضرت را به سامرا آورد تا در نزدیکی خودش باشد، و او را به ظاهر تکریم و تجلیل می نمود ولی در باطن مقاصد سوئی داشت - ولی خدا به او امکان انجام آن را نداد... (10)
تمامی اینها و نمونه های دیگری در این مورد، دلیل و شاهد صحت و صدق سخن ما است.

پرسشی که خود به خود مطرح می شود

با وجود اینکه عموم مردم یا در خط ائمه علیهم السلام قرار داشته اند. یا دست کم در برابر آن خط حساسیت منفی و مخالفتی نداشته اند و از پیروی آن، یا سازش با آن ابایی نمی نمودند... به خصوص با توجه به اینکه قشر بیدار و اهل دانش و فرهنگ که برتمام سرزمین های اسلامی و سلطه فکری داشتند- چنانکه پیشتر اشاره شد - و در ساختمان شخصیت، و شکوفایی و رشد معلوماتشان، مدیون آن حضرات علیهم السلام بودند... چرا با این احوال، ائمه علیهم السلام، در جهت به دست گرفتن حکومت و فرمانروایی، در عمل، و به صورت نهایی و تعیین کننده، حرکت ننمودند؟ ما در متون تاریخی موجود، حتی، نشانه هایی از قاطعیت و جدیت از جانب ائمه علیهم السلام در جهت یک حرکت سرنوشت ساز در این مورد نمی یابیم.
پاسخ دادن به این پرسش، نیاز به این دارد که با توجه و دقت فراوان، واقعیت شرایطی که ائمه علیهم السلام در آن شرایط بسر بردند، و موقعیتی که ایشان در برابر مسائل و حوادث موضع گرفتند و از سر گذراندند، بررسی شود، و شاید نتوان در این مختصر، حتی حداقل این بررسی را به انجام رساند.
ولی در اینجا گریزی نیست از اینکه به پاسخ سوال فوق، یا دست کم به مقدمات پاسخ که تصوری هر چند محدود از واقعیت آن مقطع زمانی، و از میزان امکان دست زدن به قیامی سرنوشت ساز در جهت دست یابی به حکومت، به پژوهنده بدهد، اشاره کنیم: