فهرست کتاب


زندگانی سیاسی امام جواد علیه السلام

جعفرمرتضی حسینی عاملی‏

افشاء اسرار، و آثار آن

ناتوانی شیعیان در پوشاندن و حفظ اسرار، و اینکه برنامه خود را فاش و مسائلشان را به صورت علنی و بی پرده مطرح ساختند، نه تنها فرصت را از کف شیعیان و ائمه علیهم السلام ربود، بلکه خلفای عباسی را متوجه حقیقت آنچه می گذشت نمود و آنان به میزان برد تاثیر فکر ائمه علیهم السلام در میان مردم واقف شدند... و آنگاه نه تنها مراقبت و کنترل حرکات شیعیان، بخصوص امامان شیعه را شروع کردند، بلکه ائمه علیهم السلام و بسیاری از شیعیان ایشان، به دست آنان، به مصائب و سختی های گوناگون گرفتار شدند. عرصه را بر امام صادق علیه السلام بسیار تنگ کردند و پس از آن حضرت امام کاظم علیه السلام را در زندانهای خود محبوس کردند.
به برپایی مجالس بحث و مناظره اقدام کردند (5) و به شرکت در این گونه محافل تشویق نمودند تا میزان تاثیر افکار شیعی را در سطح عمومی بدانند... و هرگاه متوجه رشد و پیشرفتی در تاثیر آن افکار می شدند، با بدرفتاری با امام کاظم علیه السلام در زندان ها، عکس العمل نشان می دادند. و آن بزرگوار همچنان از زندانی به زندان دیگر و از رنجی به رنج دیگر منتقل می شد. در پاره ای روایات می بینیم که آن حضرت به این خاطر که وضع دشوار و خطرناک است، هشام را از پرداختن به بحث و مناظره نهی می فرماید. (6)
در اینجا کفایت می کند که برای نشان دادن میزان وحشت دستگاه حکومت عباسی از تاثیر اندیشه امام علیه السلام در مردم، اشاره کنیم که: یحیی بن خالد، به هارون الرشید می گوید: او امام کاظم علیه السلام دل های پیروان عباسیان را تباه و فاسد نموده و علیه آنان برگردانده است. (7)

یک مقایسه

در حالی که امام باقر و امام صادق علیه السلام در گسترده و فراگیرترین سطح، مطرح ساختن معارف اسلامی به خصوص در زمینه های فقهی، و شناساندن احکام شرعی و معارف الهی در بالاترین حد امکان، اهتمام می ورزیدند، می بینیم امام رضا علیه السلام، بیشترین اهتمام و کوشش خود را در زمینه های اعتقادی متمرکز می نماید و بر استواری و تثبیت اصول و معیارهایی تاکید می کند که می توانند خط صحیح را محفوظ نگه داشته، توان منطقی آن را در برابر هر انحراف یا کوششی در جهت بهره برداری غیر مسوولانه، توسط سودجویان و هواپرستان بالا ببرند.

جایگاه امامان علیه السلام در میان امت

به هر حال، آنچه در آن تردید راه ندارد این است که: علی رغم کوشش های حکومت برای ضربه زدن به خط ائمه علیهم السلام و بستن راه ها بر آن، روز به روز بر نیرو و نفوذ آن خط به خصوص در میان طبقه اهل دانش و فرهنگ، علماء و دانشمندان، افزوده می شد. ائمه علیهم السلام، منزلگاه دل ها و آبشخور اندیشه ها بودند، چشم ها به سویشان دوخته شده بود و از احترام و ستایش گروه های مختلف برخوردار بودند و همگان به بسیاری فضائل و شدت تقوا و والایی و تقدس و پاکی ایشان معترف بودند.
آنچه در نیشابور برای امام رضا علیه السلام واقع گشت، فقط یکی از شواهد بسیاری است که میزان گرامیداشت و ستایش مردم، نسبت به ائمه علیهم السلام را نشان می دهد.
می بینیم در تاریخ آمده است: زمانی که آن حضرت علیه السلام وارد نیشابور شد، دو تن حافظ حدیث: ابوزرعه رازی و محمد بن اسلم طوسی به اتفاق گروه بی شماری از طالبان علم بر آن حضرت در آمدند و با عجز و لابه، خواهش کردند آن حضرت به آنان روی بنماید، پس در حالی که طبقات مختلف مردم روی پا ایستاده بودند، دیدگانشان به جمال آن جناب روشن گشت. در این میان، جمعی فغان برآورده، گروهی گریه سرداده، کسی جامه به تن می درید، دیگری خود را به خاک انداخته، دسته ای بر سم مرکبش بوسه می زدند، و پاره ای برای تماس با او تا سایبان کجاوه گردن می کشیدند.
تا آنکه روز به نیمه رسید و دیدگان چون جویبارها اشک می ریختند. بزرگان قوم فریاد برآوردند: ای مردم، آرام بگیرید، خاموش شوید و رسول خدا صلی الله علیه و آله را با آزار عترتش میازارید. و چون پس از آنکه حدیث معروف سلسله الذهب: کلمه لا اله الا الله حصنی فمن دخل حصنی امن من عذابی.. را ایراد فرمود، شمارش کردند، بیست هزار کاتب صاحب قلم و دوات شمارش شد. (8)
شواهد مربوط به این موضوع بسیار است ولی مجال برای آوردن یکایک آنها نیست.
آنچه که از سیر حوادث برمی آید این است که بعد از امام کاظم علیه السلام عظمت منزلت ائمه علیهم السلام نزد مردم تا بدانجا رسید که خلفای عباسی دیدند نمی توانند به طور علنی و بی پرده که عواطف مردم را برانگیزد و احساساتشان را جریحه دار سازد، به ائمه علیهم السلام آسیب برسانند، و از طرف دیگر نیز نمی توانستند ایشان را به حال خود واگذارند تا آزادانه و مطابق خواست و اراده خود هر چه می خواهند بکنند. (9)
از این رو آنان خود را از پیش گرفتن سیاستی جدید در برابر آن حضرات علیهم السلام ناچار دیدند. بازی تفویض ولایت عهدی از جانب مامون به امام رضا (ع) و سپس رفتار او با امام جواد علیه السلام و پس از آن، موضع متوکل عباسی که مردی بسیار تند و سرکش بود واز سرسخت ترین کینه ورزان و دشمنان اهل بیت علیهم السلام بود، در برابر امام هادی علیه السلام، که آن حضرت را به سامرا آورد تا در نزدیکی خودش باشد، و او را به ظاهر تکریم و تجلیل می نمود ولی در باطن مقاصد سوئی داشت - ولی خدا به او امکان انجام آن را نداد... (10)
تمامی اینها و نمونه های دیگری در این مورد، دلیل و شاهد صحت و صدق سخن ما است.