فهرست کتاب


زندگانی سیاسی امام جواد علیه السلام

جعفرمرتضی حسینی عاملی‏

مقدمه مولف:

حمد و سپاس خدای را، پروردگار دو جهان و درود و سلام بر بهترین آفریدگانش، محمد صلی الله علیه و آله و خاندان طیب و طاهر او و نفرین و لعنت بر همه دشمنانشان، از اولین و آخرین، الی قیام یوم الدین. نگارنده، در این بررسی کوتاه پیرامون زندگانی سیاسی امام جواد علیه السلام، در پی آوردن تمام آنچه که به این موضوع مرتبط است، نبوده است. چرا که چنین کاری، مستلزم یک بررسی گسترده پیرامون وضع سیاسی، اجتماعی و فکریی که آن امام همام علیه السلام در آن احوال زیست و موضع گرفت، می باشد.
همچنین، برای انجام چنین کاری، باید بررسی کننده، بر دیگر سخنان و مواضع آن امام، و رابطه آن حضرت با غلامان، یاران و پیروانش و چگونگی رفتار آن حضرت با آنان، به ویژه در مواردی که به سر و سامان دادن به امورشان و حل مشکلات داخلی ایشان،در رابطه با مسوولیت های محوله به آنان، مربوط می شود، و حتی بر رفتارهای شخصی آن حضرت پرتو انداخته، روشن سازد.
برای بررسی تمام جوانب زندگانی سیاسی امام جواد علیه السلام نباید به بررسی چند حادثه برجسته و موضع گیری مهم و حساسی که در حیات امام علیه السلام رخ داده است بسنده کرد چرا که اینگونه حوادث و مواضع، در طول مدت امامت امام جواد علیه السلام که بالغ بر هفده سال بوده است از شمار انگشتان یک دست تجاوز نمی کند و نمی توان حیات سیاسی آن حضرت را در آن چند حادثه خلاصه کرد. به خصوص با این ملاحظه که چه بسا گفته می شود که آن حوادث و مواضع تحت تاثیر عوامل مقطعی خاصی پدید آمده اند.
اکتفا نمودن به بررسی آن چند حادثه انگشت شمار، به معنای اهمال و تجاهل نسبت بخش بزرگی از موضوع است که می تواند برای ما روشن کند که چگونه ممکن است سراسر زندگی انسان جهاد و مبارزه و رویارویی با تمامی مظاهر طاغوت باشد و در جهت هدفی والا و به خاطر آن و در راه آن سپری گردد. که حیات سیاسی ائمه اهل بیت علیهم السلام که باید به بررسی و کنکاش گذاشته شود و از آن بهره گرفته شود، اینچنین بوده است.
آری، برای انجام یک بررسی جامع و همه جانبه، لازم است تمامی این موضوعات و مسائلی جز اینها را روشن نمود و به نحوی فراگیر و ژرف، که با میزان نقشی که آن حضرت علیه الصلاه و السلام در یکی از مقاطع ویژه ای که از مهمترین مقاطع سیاسی، فکری و اجتماعی دوران حیات ائمه علیهم السلام شمرده می شود، تناسب داشته باشد، درک کرد.
ولی من در این بحث، در پی اشاره ای مختصر به امور چندی که به نظرم از چنان اهمیت و حساسیتی برخوردارند که می توانند مدخل مناسبی برای کنکاش گسترده تر و فراگیرتر و ژرف تر، پیرامون زندگانی سیاسی این امام بزرگ، امام محمد تقی الجواد، بر او هزاران درود و سلام، باشند.
در اینجا نکته ای دیگر هست و آن اینکه: در مواضع ائمه علیهم السلام در برابر حکام و مواضع حکام در مقابل ائمه علیهم السلام، بعد عقیدتی از بعد سیاسی جدا نیست بلکه این دو بعد همواره توام و قرین بوده، و بریکدیگر اثر می داشته اند .
از این رو ما ناچاریم در این مبحث مساله امامت را مطرح نماییم چرا که این مساله محور ومدار موضع گیری ائمه علیهم السلام و موضع گیری دیگران در مقابل ایشان بوده است به گونه ای که مساله امامت در بطن مواضع متقابل ائمه علیهم السلام و حکام جا داشته است.
و بالاخره:
توصیه می کنم برای شناختن شرائط ویژه مقطع زمانی حیات امام جواد علیه السلام پژوهنده دیگر ما، کتاب زندگانی سیاسی امام رضا علیه السلام نیز مراجعه کند، بسا او را در این زمینه مفید افتد.
از خدا می خواهم که این نوشته را سودمند و قصد نویسنده را خالص گرداند، و پاداش نیک آن را برای شهیدان ابرار اسلام، در ایران اسلامی و انقلابی، و در لبنان به ویژه جبل عامل مظلوم و دیگر سرزمین های اسلامی که شاهد یورش بی رحمانه و کینه توزانه نیروهای کفر و استکبار جهانی می باشدت منظور فرماید.
و خداست توفیق دهنده و استوار سازنده و او است یاور و راهنما
ایران شهر مقدس قم، 29 جمادی الاولی 1405 هجری، قمری 1/11/1363
جعفر مرتضی الحسینی العاملی

زمینه

برنامه ریزی، در خدمت رسالت و پیام

پس از آنکه حکومت کینه ورز اموی، به جنایت رسوای خود در مورد امام حسین علیه السلام و فرزندان و خاندان و یاران پاک نهاد آن حضرت رضوان الله تعالی علیهم، دست زد به گونه ای تحریک کننده، عملیات براندازی خود را افزایش داد که هدف از آن عبارت بود از تصفیه خط امامت الهی، که اهل بیت رسول الله علیهم الصلاه و السلام، جلوه گاه آن بودند، و تصفیه تمامی رهروان این خط و هر کس که گرایشی به این مرام داشته باشد، هر که باشد و هر کجا یافت شود.
امام سجاد علیه السلام، که در سطحی گسترده، و در زمانی که گاه - چنانچه نقل شده - جز سه نفر به امامت آن حضرت معترف نبودند، با انحراف از خط صحیح اسلام، مقابله نمود، توانست در آن فضای ظلمانی، نور بیفشاند و از نور، بذر نیکی بکارد، و با محور قرار دادن خط امامت و جا انداختن آن در میان امت، راه حق را ادامه دهد.
آن حضرت آنقدر به کوشش های بی امان خود ادامه داد تا اینکه توانست شرائط و موقعیت مناسب را برای پیدایش یک جنبش گسترده دینی، علمی، فرهنگی و پرورشی فراهم آورد. جنبشی که تمامی مردم را به اسلام حقیقی و تعالیم راستین الهی، که پیوسته کوشش شده بود در ابهام و پیچیدگی بماند، آشنا سازد (... ولوکره الکافرون ).
و به این ترتیب، مدرسه و مکتب دو امام بزرگوار، باقر و صادق علیهماالسلام، به وجود آمد تا میوه های نیکو و نتیجه مطلوب کوشش های بی وقفه ای که امام سجاد علیه السلام، در این راه مبذول داشت و خون های ریخته شده امام حسین علیه السلام و یاران باوفایش در کربلا، آن را تغذیه می کرد، به وسیله آن دو بزرگوار به دست آید.(1)
جهت گیری این نهضت علمی به سوی تثبیت سه اصل قرآنی زیر بود.
1- تعلیم احکام دین و نشر معارف آن: ویعلمهم الکتاب.
2- برانگیختن گنجینه های خرد و دوری گزیدن از جمود فکری و بازگرداندن نقش عقل و اصالت آن: والحکمه.
3- پرورش معنوی و اهتمام ورزیدن به پالایش جان ها و پاکسازی اخلاق: ویزکیهم.
این سه اصل، در آیه شریفه قرآنی: هو الذی بعث فی الامیین رسولا منهم یتلوا علیهم آیاته و یزکیهم و یعلمهم اکتاب و الحکمه و ان کانوا من قبل لفی ضلال مبین (2) آمده است.
گذشته از این سه محور، عمق بخشیدن به روح بندگی و تسلیم و خضوع در برابر دستورات الهی، به منظور حفظ دین از تحریف و تاویل غیر مسوولانه این و آن، مورد توجه و اهتمام بود. (3)
ائمه علیهم السلام، در پس برانگیختن این جنبش، فراهم آوردن زمینه مناسب و آماده ساختن امت برای برپایی حکومت خدای سبحان بر زمین را مد نظر داشتند. و به همین جهت کادرهای روشن بین و گروهی افراد آگاه و مسوول را پرورش دادند. به گونه ای که گروه پیشتاز آگاه و روشنفکری که امام باقر و امام صادق علیهماالسلام تربیت نمودند نماینده جو عمومی حاکم بر تقریبا تمامی سرزمین های اسلامی بودند، این خط فرهنگی تا زمان امام رضا علیه السلام و بعد از آن حضرت امتداد یافت.
آن حضرات علیهم السلام اهتمام ورزیدند تا اینگونه فعالیت هایشان در کمال خفا باشد و به طور سری انجام گیرد و در باز داشتن شیعیان خود از انتشار و علنی ساختن این فعالیت ها پافشاری می فرمودند و آشکار نمودن مسائل و فعالیت ها را گاهی، خروج از دین، و گاهی مساوی با کشتن امام به عمد، و زمانی سبب دچار شدن به مصیبت و گرفتار آمدن به داغی آهن و محبوس گشتن در زندان ها و... اعلام می داشتند. که در این باره نمونه های جالب توجه بسیاری در دسترس کسی است که در صدد بررسی برآید. (4) بیشتر اینگونه روایات روایات نهی از افشاء اسرار از امام باقر و صادق علیهما السلام نقل شده و روایاتی که از غیر این دو امام بزرگوار نقل گردیده است ناچیز و غیر قابل ذکر می باشد.