مسأله زن، اسلام و فمینیسم (در دفاع از حقوق زنان)

نویسنده : دکتر محمد منصور نژاد

هو الجمیل

مقدمه

در مدخل بحث از زن، به نکات چندی اشاره می گردد:
1) از جهت کمی زنان حداقل نیمی از آحاد جامعه را به خود اختصاص داده و از جهت کیفی، پرسش های زنان (و نیز مردان) در مسأله زن، عمیق و پیچیده است، خصوصاً وقتی موضوع از نگاه دینی مورد مداقه قرار می گیرد، پیچیدگی بحث مضاعف می شود، زیرا با نصوصی مواجه ایم که به ظاهر با حقوق بانوان سازگاری ندارد.
در مقابل این تعداد قابل توجه زنان با پرسش های عمیق، متأسفانه پاسخ ها یا اندک اند و یا قانع کننده نیستند و عقل ها و قلبها را قانع و آرام نمی سازند. از این رو در این میدان که روزانه متأثر از جنبش های جهانی زنان و آگاهیهای متأثر از وسایل ارتباط جمعی، روزانه مسایل جدیدی خلق می شود، چه باید کرد؟ آیا می توان مدعی گفتن، نوشتن و فکر کردن بود و در مقابل این همه پرسش که گاه پرسشگران را به پرخاش نیز می کشاند و جامعه را با بحران مواجه می کند، ساکت بود؟... این اثر کوچک، پاسخی در حد نویسنده به این کار سنگین و پرسش های پیچیده است و داوری درباره کم و کیف آن را به خوانندگان وا می گذاریم.
2) مدعای نویسنده در این نوشتار، در انداختن طرحی نو در بعضی از مباحث مبنایی و مربوط به بنا، با توجه به اشکال ها و پرسش های فمینیست های جهانی و داخلی است. در مبانی، بحث زن و عقل و یاطبیب زنانه جای تامل جدی تر دارند و در بخش بنا، در بحث زن و نظام خانواده استدلالات تازه و ساختار نویی را برای خانواده پیشنهاد می کند.
3) عمده مباحث حاضر در قم برای دوستان عزیز طلاب و در تهران برای دوستانی از دانشجو و غیر دانشجو در جلسات متعدد (از جمله در دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران) سال های 80 - 1379 عرضه گردیده است. حسن این شیوه کار آن بود که نگارنده از سویی با پرسش ها و نظرات بخشی از حوزوی یان و دانشگاهیان در مسأله زن آشنا می شد و از سوی دیگر، بحث ها به با نگاه های مختلف نزدیک می شد و نهایتاً بر عمق و غنای بحث نیز افزوده می گردید.
4) ضمناً به مجموعه حاضر، سه مقاله در موضوع نیز اضافه شده اند:
مقاله اول تحت عنوان: گزارشی از نظریه های فمینیستی، به صورت منسجم، امواج و گرایش های اصلی فمینیسم را معرفی می کند. این مقاله پیشتر در روزنامه ایران شماره های 7 - 1843، 4 - 11/ 4 / 1380، در چهار قسمت به چاپ رسیده و منتشر شده است.
مقاله دوم تحت عنوان: امام علی علیه السلام و زنان، به برخی از اشکالات و پرسش های پیرامون نهج البلاغه در موضوع زن، پاسخ داده است.
مقاله سوم تحت عنوان: نقش، حق و جاذبه زن و امام خمینی، از نگاه کارشناسی اسلامی و انقلابی در نیمه دوم قرن بیستم (امام خمینی،به حقوق و تکالیف و حجاب زن پرداخته و جذابیت زن برای ایشان را معرفی و تحلیل نموده است. این مقاله برای در ماه نامه پیام زن (قریب الانتشار) انتخاب گردیده است.
5) با این همه این بحث جای سؤالات فراوان دارد. مسأله زن موضوعی نیست که با یک سلسله مقالات و چند جلسه درس، به همه ابعاد آن پرداخت و حتی در موضوعات مطرح شده نیز کاملاً حق مطلب را ادا نمود. از این رواست که از همه محققان و اصحاب قلم، متواضعانه تقاضا می شود که به جد، هم به نقد مکتوب حاضر بپردازند وهم در ابعادی از موضوع که مورد غفلت نویسنده قرار گرفته، پا پیش نهاده پردازند.
6) در خاتمه از تلاش های زاید الوصف برادران ارجمند آقایان ابراهیم زمانی، یاسر قانعی و حجت الله محمد شاهی صمیمانه تقدیر و تشکر به عمل می آید.
محمد منصور نژاد
تیر ماه 1380

طرح مساله زنان

امروزه بحث در موضوع زنان در جامعه ما، مساله است.(1) از سویی به جهت نظری ادعای بهترین حرف ها و کامل ترین مکاتب است، از سویی در مقایسه با مکاتب و دیدگاه های دیگران در موضوع زن، سخنان ما نه عمیق و استدلالی به نظر می رسند و نه جذابیت دارند.
از جهت علمی نیز امروزه با زنان تحصیل کرده و یا بیداری شده ای مواجه ایم که اهانت کردن، بی توجهی نمودن و میدان ندادن زن ها را به تنها بر نمی تابند، بلکه چه بسا در قالب جنبشی، عکس العمل نشان داده و ساختار سیاسی، فرهنگی، حقوقی و اجتماعی حاکم را به زیر سؤال ببرند. در بعد نظری و علمی، این معضل آن قدر ذو ابعاد و پیچیده و عمیق است که سوالات کثیر و اساسی را بر می انگیزد. پرسشهای که پاسخ گویی به آن ها، کار سهلی نیست و حتی تعیین پرسشی اساسی از میان سوالات کثیر اساسی دشوار می کند. بد نیست با بعضی از پرسش ها در مسأله زن آشنا شویم:
آیا زن انسان است،یا خیر؟،اگر مفروض آن باشد که زن و مرد در هویت انسانی مشترک اند، آن گاه پرسیده می شود که از ویژگی های انسان ها،آزاد و مختار بودن و ذی حقوق بودن است اما ما می بینیم که زنان، تا دخترند و در خانه پدر، ولی آن ها پدر است و برای کار کردن، درس خواندن، از خانه بیرون رفتن (2)و حتی انتخاب شریک زندگی، اذن او لازم است و وقتی هم که وارد زندگی مشترک می شود، برای همه امور یاد شده، مجوز همسر لازم است.
آیا این بنا و مدعیات ، با آن مبنا که زن مثل مرد انسان است و صاحب اختیار، سازگار است؟ اگر از ویژگیهای آدمیان عقل است، زنان را ناقص العقل دیدن، اولاً: با مدعای انسان بودن زن چگونه می سازد؟؛ ثانیاً: در مقام اثبات، در رشته های تحصیلی متعدد (از جمله رشته هایی که به شدت با فعالیتهای عقلانی مرتبط است، مثل فلسفه، ریاضیات و...)، دختران اگر از پسران جلوتر نباشند، عقب تر نیستند؛ آیا عقب ماندگی زنان در حوزه های متعدد (علمی و اجتماعی، که مثلاً در تاریخ اسلام و ایران، یک زن ریاضی دان، فیلسوف و یا سیاستمدار جدی به چشم نمی خورد)، عامل درونی دارد و به خود زن ها و ضعف و نقص و... آن ها باز می گردد؟، یا عامل اصلی بیرونی است و زنان در حالی که به مسابقه ای با مردان فرا خوانده می شوند، به طریق متعدد جلوی فعالیت و تلاش آن ها گرفته می شود (از رفتن به کوچه گرفته، تا ارتباط گرفتن، خارج رفتن، تا این که طبق فتاوای مشهور از مرجع تقلید، قاضی، رهبر و... شدن زنان را گرفتن، با آنچه در سطح جهان می گذرد و از موقعیتهای جدی آنان حکایت دارد، نمی سازد و ناقص ناقص العقل بودن و ناتوانی مدیریتی است. (3)
همچنین مدعای آن ها که در خانه ماندن زن را تجویز می کنند و ترجیح می دهند، نیز مسأله آفرین و پرستش ساز است. زیرا اگر مهم ترین وظیفه زن را تربیت کودک فرض کنیم، مربی تربیت نشده چگونه می تواند دیگران را بپروراند؟ اگر زن در سه بعد جسم، عقل و دل محجور بماند و یا باشد، چگونه می تواند نقش تربیتی مهمی را به عهده بگیرد؟ آیا زن محصور در خانه، قابلیت ها و استعدادهایش شکوفا می شود و بلاغ را می یابد؟ از طرف دیگر، منوط کردن خروج زن از خانه به اذن پدر و شوهر، خصوصاً با ضرورت حضور زن در مسایل خاص (انتخابات و راهپیمایی ها) که گاه از آن به عنوان تکلیف آنان یاد می شود، چگونه می سازد، خصوصاً اگر در مواردی پدر و شوهر موافق این مشارکت ها نباشند؟ اگر هدف ارسال و انزال کتب آن باشد که مردم اقامه قسط کنند، فرق دیه زن به میزان نیمی از دیه مرد، با قسط چگونه سازگار است؟ آیا عادلانه است که در موقع تکلیف خواستن، دختران قریب شش سال جلوتر از مردان بالغ شوند، اما در موقع حق خواستن، پدر و شوهر و... بالای سرشان باشد و نابالغ شوند؟و...
ورود به مسایل زنان بحثی پیچیده و فراگیر و کاربردی است، (4) و به طول تاریخ بشری قدمت دارد و متفکران و فلاسفه و عرفا و... بزرگ، در موافقت و مخالفت با آن داد سخن داده اند. در ادامه به صورت اجمالی با بعضی از این دیدگاه ها آشنا می شویم.