تأملاتی در اندیشه سیاسی امام خمینی

نویسنده : محمد صادق کوشکی

مقدمه ناشر

انقلاب اسلامی ایران به عنوان شگرف ترین تحول سیاسی دهه های پایانی قرن بیستم بازتاب اندیشه نورانی و استوار ابرمردی است که دیدگاههای و آرای او، نه تنها در ایران که در سراسر جهان تأثیرات فراوان و گوناگون بر جای نهاده است.
امام خمینی به عنوان نظریه پردازی نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران و معمار آن، در زمینه نهاد سازی و تبین جهت گیریها و رویکردهای سیاسی، دریایی از اندیشه پدید آورد که از سرچشمه زلال اسلام ناب محمدی نشأت گرفته است.
بی تردید، تدوین و تبین و ارائه به روز دیدگاههای سیاسی و حکومتی آن حضرت، راهگشای تمامی اندیشمندان و پژوهشگران خواهد بود که در پی فهم دقیق و عمیق انقلاب اسلامی ایران و مقوله اسلام سیاسی اند.
بر همین اساسی مرکز اسناد انقلاب اسلامی به نشر کتاب حاضر که از مجموعه های ارزشمند در تبین نظرات سیاسی حضرت امام است همت گماشت، تا با چاپ این اثر پاسخگوی نیازهای معرفتی نسل جوان و تشنگان شناخت مبانی اندیشه و دیدگاههای سیاسی حضرت امام باشد.
جا دارد که از تلاشهای مؤلف محترم آقای محمد صادق کوشکی قدردانی و از زحمات ویراستاران و دست اندرکاران نشر و آماده سازی در معاونت محترم انتشارت کمال تقدیر و تشکر به عمل آید.
مرکز اسناد انقلاب اسلامی

پیشگفتار

سیاست و حکومت از جمله اموری است که قدمت آنها همپایه تاریخ زندگی اجتماعی بشر است؛ یعنی از هنگامی که انسان نخستین، زندگی جمعی خویش را پایه نهاد و دریافت که بقای او در گرو زندگی با دیگران است. زندگی جمعی بشر، زمینه ساز درگیری انسانها بر سر فرصتها و خیرهای محدود است و به همین علت انسان از همان ابتدای تاریخ، ضرورت وجود قانون و قدرت اجرایی آن را جهت پیشگیری یا حل اختلافات احساس کرد.
از سوی دیگر حس برتری جویی و قدرت طلبی او را بر آن داشت تا در صورت داشتن امکانات، قدرت خود را بر همنوعان اثبات کرده، بر آنها مسلط شود. با کنار هم قرار گرفتن دو امر فوق، شکل ابتدای حکومت و سپس سیاست صورت پذیرفت و هم از این روست که پیشینه دو پدیده سیاست و حکومت را به اولین روزهای زندگی جمعی بشر باز می گردانند. در این میان تمایز دو عنصر سیاست و حکومت در عین پیوستگی و یگانگی در عالم واقع را می توان به خوبی احساس کرد. این تمایز حتی در ابتدائی ترین شکل زندگی جمعی بشر قابل بازشناسی است.
حکومت عبارت است از نهادی مقتدر که در عین تسلط بر جامعه، به حفظ نظم و موجودیت آن می پردازد و سیاست روشی است که حکومت در انجام این دو کار ویژه اساسی به کار می گیرد. بدیهی است که با رشد انسان و به تبع آن، رشد جوامع بشری و پیچیده تر شدن روابط انسانی بر کار ویژه های حکومت نیز افزوده شده است و در این جهت، سیاستها نیز تنوع یافته اند.
اگر در جوامع نخستین، اعمال خشونت و اجبار فیزیکی، اولین و کار آمدترین سیاستها به شمار می آمد، رفته رفته در طول تاریخ، زندگی اجتماعی بشر، شاهد افزایش سیاستها در عین حفظ روشهای اولیه بود. امری که از گسترش دانش و تجربیات انسانی نشأت گرفته و تاکنون نیز ادامه یافته است.
در هر حکومتی سه عنصر اساسی قابل بازشناسی است :
اول- مبانی و اصولی که آن حکومت بر اساس آنها شکل گرفته است.
دوم- اهدافی که آن حکومت برای خود فرض کرده و برای تحقق آنها تلاش می کند.
سوم- روشهایی که آن حکومت برای وصول به آن اهداف در نظر داشته و به کار می گیرد.
از این جا که می توان نتیجه گرفت که هر حکومت با توجه به مبانی و اهدافی که برای خود در نظر گرفته، از گزینش سیاست خاص خود و تعریف
و تبیین آن ناگزیر است. چرا که برای بنا نهادن حکومت بر یک سری اصولی مشخص و در پی آن وصول به اهدافی معین، نمی توان از هر سیاستی بهره گرفت؛ چون ماهیت حکومت همانند ظرف نیست که بتوان هر سیاستی را مظروف آن فرض کرد؛ بلکه قالبی است که باید با محتوای خود سنخیت داشته باشد. این قاعده را نمی توان در همه مدلهای حکومت صادق دانست، خصوصاً درباره عدل حکومتی اسلام، آن هم با قرائت شیعی.
با توجه به این که در این :.نوشتار، ارائه نظام حکومتی جزء شئون دین اسلام و مذهب تشیع فرض شده است مرکز اصلی بحث تبیین این نظام و سیاستهای منطبق با آن خواهد بود. هر چند که متون و منابع اسلامی، خصوصاً منابع شیعی، در حجم قابل توجهی به تبیین و ارائه نظام حکومتی اسلام و معرفی سیاستهای منطبق با آن پرداخته است؛ اما دوران کمتر شاهد طرح این نظریات بوده است. از این روست که می توان حضرت امام خمینی را محیی و مجدد دیدگاه حکومتی اسلام و شیعه دانست.
حضرت امام این مجموعه نظریات را با دقت و با زبان روز طرح کردند. ایشان با شناخت دقیق از جهان معاصر و نیازهای آن، قرائتی نوین از نظام حکومتی اسلام را پایه نهادند؛ قرائتی که کاملاً ریشه در منابع و متون اسلامی داشته و منطبق با برداشت معصومین از نظام سیاسی اسلام است و اطلاق صفت نوین به این قرائت، نه از سر بدعت پنداری این قرائت است و نه به دلیل بی سابقه بودن آن. بلکه ناظر به این واقعیت است که حضرت امام، نظریه اسلامی را در عصری مطرح ساختند که به راستی عصر سکولاریسم نام گرفته و نگاه بشر مدرن به حکومت دینی، نگاهی بدبینانه و توام با تردید است و طبعاً سخن گفتن از حکومت اسلامی در چنین عصری، بهره ای از تازگی در خود دارد.
همان گونه که پیشتر نیز به آن اشاره شد، مقصود اصلی این نوشته، به معرفی نظام حکمتی اسلام و تبیین سیاست سازگار با آن است. لذا با توجه به مطالب پیش گفته؛ در آرا و نظریات حضرت امام خمینی به جستجوی نظریات اسلام درباره سیاست و حکومت می پردازیم و در واقع قرائت حضرت امام از اسلام و تشیع، محور این نوشته قرار گرفته است.
دیدگاههای حضرت امام به علل دیگری به جز علتی که ذکر شد نیز حائز اهمیت بوده و قابلیت آن را دارد تا منبعی برای دیدگاههای سیاسی اسلام باشد. چرا که حضرت امام علاوه بر تبحر در عرصه نظریه پردازی تفقه در متون اسلامی و استنباط آرای دینی از آن در میدان عمل نیز پیشگام بوده و تجربه رهبری یک انقلاب موفق و اداره یک نظام کارآمد طی سالهای خطر 1357-1368 را به عنوان پشتوانه عینی دیدگاههای خود در اختیار داشته اند و همین امر نشانگر آن است که قرائت ایشان از حکومت و سیاست، در عین اتکا به منابع و متون دینی، ناظر به واقعیات صحنه عمل نیز بوده و امتحان خود را با موفقیت پشت سر نهاده است.
در مجمومه حاضر سعی بر آن قرار گرفته تا از منظر حضرت امام خمینی به دو پدیده مهم سیاست و حکومت نگریسته شود. هر چند مقالات ارائه شده در این مجموعه، ناظر به ابعاد مختلف مقوله سیاست و حکومت اند، اما از محور واحد برخوردارند و آن طرح و تبیین ساختار سیاست و حکومت مطلوب حضرت امام است.
بدیهی است که این مجموعه به هیچ وجه قادر به ارائه تصویری دقیق از بنای عظیم سیاست و حکومت مطلوب حضرت امام نخواهد بود. بلکه تا سر حد امکان کوشیده است تا تصاویر محدودی از ابعاد متنوع سیاست و حکومت آرمان یایشان را فراروی دانش پژوهان قرار دهد.
بخش اول این مجموعه با عنوان مبانی سیاست و حکومت مطلوب از دیدگاه امام خمینی با تاکید بر وصیت نامه سیاسی ایشان تلاش می کند تا با کنکاش در وصیت نامه حضرت امام که می توان آن را چکیده نظریات سیاسی ایشان دانست به جستجوی مبانی سیاست و حکومت مطلوب ایشان بپردازید و روشن سازد حضرت امام از چه مبانی ای جهت استوار ساختن بنای حکومت و سیاست مطلوب خویش بهره گرفته اند.
در بخش دوم به طرح یکی از مسائل راهبردی و ملموس نظام اسلامی یعنی دیدگاه حضرت امام در خصوص انتصابی بودن ولایت فقیه یا انتخابی بودن آن پرداخته و ضمن طرح مسأله کوشش شده تا با دقت در نظریات حضرت امام، راه حلی برای آن ارائه شود؛ راه حلی که متضمن تمامی آرای ایشان در خصوص باشد.
بخش سوم تحت عنوان دموکراسی از دیدگاه حضرت امام خمینی)) به بررسی دیدگاههای ایشان درباره دموکراسی مطلوب و نقد دموکراسی موجود اختصاص یافته است و در بخش چهارم ویژگی های نخبگان مطلوب حضرت امام عرصه شده است.
در تدوین این مقالات سعی شده تا آرای حضرت امام درباره موضوعات مختلف سیاسی و حکومتی بدون کمترین دخل و تصرف در منظر محققان و علاقمندان اندیشه های سیاسی اسلام مطرح شود. لذا این مقالات قبل از آن که داعیه دار اثبات دیدگاههای حضرت امام خمینی باشد، تلاشی است در جهت کنجکاو نمودن اذهان پژوهشگران و محققان حوزه های علوم سیاسی نسبت به وجود اندیشه های مدون سیاسی از دیدگاههای اسلامی.
در پایان ضروری است ضمن پذیرفتن مسوولیت کلیه خطاها و ضعف های مفهومی و محتوایی مجموعه حاضر، از ریاست معزز شورای محترم کتاب، معاونت محترم پژوهشی و گروه اندیشه سیاسی مرکز اسناد انقلاب اسلامی که فراهم آمدن این مجموعه، وام دار دقت نظر و مساعی ایشان است سپاسگزاری نمایم. از سوی دیگر شایسته است از کلیه کارکنان معاونت انتشارات مرکز اسناد انقلاب اسلامی که زحمت انتشار این مجموعه را پذیرفته اند. همچنین سرکار خانم ریحانه درودی که در بازنویسی و ماخذیابی نگارنده را یاری کرده اند، قدردانی کرده و سلامتی و موفقیت آنان را از خداوند متعال مسئلت کنم.
پیشاپیش مراتب امتنان خود را نسبت به کلیه استادان و صاحب نظراتی که با انتقاد خود، نگارنده را در اصلاح معایب این اثر یاری خواهند داد، ابراز می کنم.
و الحمدلله رب العالمین محمد صادق کوشکی
بخش اول
مبانی سیاست و حکومت مطلوب از منظر وصیت نامه سیاسی - الهی امام خمینی

تحلیل محتوای وصیت نامه سیاسی - الهی حضرت امام در رابطه با مبانی سیاست و حکومت مطلوب

یکی از روشهای تحقق و استنباط در علوم انسانی، با تاکید بر علوم اجتماعی که به نوعی تکیه بر علم آمار دارد، تحلیل محتواست. در این روش پس از کمی کردن مفاهیم موجود در متون، تلاش می شود تا با مقایسه کمیتها، روابط معنی دار میان کمیتها کشف و در نهایت استنباطات مفهومی انجام شود. البته باید توجه داشت که به علت عدم تطبیق کامل میان مفاهیم در حوزه علوم انسانی و کمیت پذیری، امکان تبدیل کامل مفاهیم به کمیت در این حوزه از علوم وجود ندارد. از این رو این شیوه توانایی آن را ندارد که به عنوان اثبات کننده فرضیات وارد عرصه تحقیقات علوم انسانی شود.
اما این امر مانع از آن نمی شود که از این روش به عنوان موید و قرینه در اثبات فرضیات و ادعاهایی که در تحقیقات علوم اجتماعی مطرح می شود، بهره گیری نشود. هر چند از این روش بیشتر در حیطه متون مطبوعاتی استفاده می شود اما به کار گیری آن در تحقیقی همانند نوشته حاضر بیشتر به آن دلیل صورت گرفته تا به نوعی نمایانگر تأکیدات حضرت امام در متن وصیت نامه ایشان باشد. به این معنی که با آمارگیری تعدادی از مفاهیم به کار گرفته شده در وصیت نامه و مقایسه میان آنها، کانون توجهات ایشان را روی مفهوم یا مفاهیمی خاص به دست آوریم چرا که کثرت به کار گیری و تاکید بر یک مفهوم یا موضوع می تواند نمایانگر حساسیت یا اهمیت آن مفهوم یا موضوع در نظر مؤلف متن باشد. بر همین اساس، در این نوشته، ده مفهوم محوری مرتبط با مبانی سیاست و حکومت، از وصیت نامه حضرت امام گزینش شده و فراوانی هر یک در متن وصیت نامه استخراج شده است. از آنجا که ویژگی متون حضرت امام، به کار گیری مترادفات و بهره گیری از صنایع و ظرایف ادبی با توجه به محتوا و موضوع متن است، لذا در مواردی مفاهیم نزدیک به هم و مترادف در ذیل یک عنوان کلی سازماندهی شده و مورد شمارش قرار گرفته اند که در ادامه به تفضیل به این موارد و زیر مجموعه های آن اشاره خواهد شد.
لازم به ذکر است که با توجه به موضوع اصلی تحقیق که مبانی سیاست و حکومت در وصیت نامه حضرت امام می باشد، صرفاً مفاهیمی مورد توجه است که دارای دو ویژگی اساسی باشد : نخست ارتباط داشتن با سیاست و حکومت و دیگری مطلوبیت آن مفهوم از منظر حضرت امام.