داستانهایی از شان نزول قرآن

نویسنده : علی نورالدینی

مقدمه

الحمد لله رب العالمین والصلوة والسلام علی خیر خلقه، محمد و آله اجمعین؛ خداوند را سپاس می گوییم بر این که انسان را بیهوده و عبث نیافرید. بلکه بهترین امکانات را در به کمال رسیدن این انسان خلق کرد. و رسولان و هادیانی همچون انبیا و امام معصوم علیه السلام را مقتدای بشر قرار داد.
و خدا را شاکریم که بهترین کتاب (قرآن کریم) را جهت هدایت بشر به بهترین مردمان، محمد مصطفی علیه السلام نازل فرمود. کتابی که به زبان مردم است تا روشن گر آنها و مژده و بشارت راه رفته، و یادآور فراموش شده ها باشد. و کتابی که هدایتش برای تمام مردم است(هدی للعالمین).
پروردگار! تو را بر نعمت هایی که به من بخشیدی شکر می کنم چرا که خود فرمودی:«لئن شکرتم لازیدنکم» واز گناهانی که براثر حب دنیا در آن غوطه ورم،از تو سخت سرافکنده ام و چشم به عفو و رحمت تو بسته ام.
امید این دارم که پدر،مادر،نیاکان،اهل ایمان و به ویژه مرا در سایه رحمت واسعه خود مشمول غفران و آمرزشت قرار دهی چرا که بیش از همه به عفو و رحمت تو نیازمندم.
معبود!مرا از مغفرت خویش برخوردار ساز و این اثر را بپذیر تا همگان از آن بهره مند گردند.

والسلام و علی عباد الله الصالحین قم - علی نور الدینی فروردین 1378

یهودیان لجوج (بقره /89)

از امام صادق علیه السلام درباره آیه مورد بحث نقل شده که: یهود در کتابهای خویش دیده بودند که محل هجرت پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله بین کوه عیر و کوه احد (1) خواهد بود.
یهود از سرزمین خویش بیرون آمدند و به جستجوی سرزمین مهاجرت رسول اکرم صلی الله علیه و آله پرداختند. در این میان کوهی به نام حداد که همان احد است، رسیدند و در همان جا پراکنده شده، هر یک در جایی مسکن گزیدند؛ بعضی در سرزمین تیما برخی در فدک و عده ای دیگر در خیبر (پس از مدتی) آنان که که در تیما برخی در فدک و عده ای دیگر در خیبر. (پس از مدتی) آنان که که در تیما بودند، میل دیدار برادران خویش نمودند، در این اثنا عربی عبور می کرد، مرکبی از او کرایه کردند. او گفت: من شما را از بین کوه عیر و احد خواهم برد.به او گفتند: هنگامی که بین این دو کوه رسیدیم ما را آگاه نما.
همین که آنان به سرزمین مدینه رسیدند، مرد عرب اعلام کرد که این جا همان سرزمین است که بین دو کوه عیر و احد قرار گرفته ، سپس با دست اشاره کرد و گفت: این عیر است و آن هم احد. یهود از مرکب پیاده شدند و گفتند ما به مقصود رسیدیم، دیگر احتیاجی به مرکب تو نیست. به هر کجا می خواهی برو!
نامه ای به برادران خویش نوشتند که ما این جا(بین دو کوه عیر و احد) محل هجرت پیامبر علیه السلام را یافتیم شما هم به سوی ما کوچ کنید! آنان در پاسخ نوشتند که ما این جا مسکن گزیده و خانه و اموالی تهیه کرده ایم و از آن سرزمین فاصله ای نداریم هنگامی که پیامبر موعود مهاجرت نمود به سرعت به سوی شما خواهیم آمد یهود در سرزمین مدینه مانده اموال فراوانی کسب کردند این خبر به سلطانی به نام تبع رسید. او با آن جنگید. یهود در قلعه های خویش متحصن شدند. وی هم آنها را محاصره کرد سپس به آنان امان داد. آنها به نزد سلطان آمدند. تبع کفت من این سرزمین را پسندیده ام و در این جا خواهم ماند.آنان در پاسخ گفتند:این چنین نخواهد شد؛ زیرا این سرزمین محل هجرت پیامبری است که جز او کسی نمی تواند - به عنوان ریاست - در این سرزمین بماند.
تبع گفت: بنابراین، من از خاندان خویش کسانی را در این جا قرار خواهم داد. تا هنگامی که آن پیامبر آمد، وی را یاری نمایند؛ لذا دو قبیله معروف اوس و خزرج را در آن مکان قرار داد، به اموال یهود تجاوز نمودند.
یهودیان به آنها گفتند هنگامی که محمد صلی الله علیه و آله مبعوث گردد، شما را از سرزمین ما بیرون خواهد کرد و دست شما را از اموال ما قطع خواهند نمود. هنگامی که محمد صلی الله علیه و آله مبعوث شد. اوس و خزرج که به نام انصار معروف شده بودند به او ایمان آوردند و یهود وی را انکار نمودند.