فهرست کتاب


فضائل و سیره امام حسین - علیه السلام - در کلام بزرگان

عباس عزیزی

309 - انفاق نهان و آشکار

از ویژگیهای اخلاقی اش انفاق خالصانه در آشکار و نهان، به آشنا و بیگانه بود... شبانگاهان مواد خوراکی و لوازم ضروری زندگی محرومان و بینوایان و یتیمان را خود به دوش می کشید و به درب خانه آنان می برد. به همین جهت روز عاشورا در برخی از نقاط بدنش آثار حمل بارهای سنگین مشاهده کردند. وقتی از حضرت سجاد علیه السلام دلیل آن را جویا شدند، فرمود: اینها آثار به دوش کشیدن صدقات و هدایای پنهانی است که پدر بزرگوارم شب ها به دوش می کشید و برای یتیمان و محرومان جامعه می برد...
یکی از شیفتگان داغدارش در این مورد می گوید:
وان ظهراً غذا للبر ینقله - سرا الی اهله لیلا لمکسور
شانه ها و پشتی که شبانگاه صدقات پنهانی و لوازم ضروری محرومان جامعه را روی خود حمل می کرد، عصر عاشورا، از بیداد بیدادگران در هم شکسته شد. (371)

310 - عفو حسینی

محدث قمی(ره) نقل می کند: در یکی از کتب اخلاقی، جریانی به این عبارت دیدم، عصام بن مصطلق گوید: (در سفری) وارد مدینه شدم، حسین بن علی علیه السلام را دیدم، از سیمای خوش و قیافه جذاب او خوشم آمد، و آن کینه ای که از پدر او داشتم، حسد مرا برانگیخت، (به قصد توهین و آزار، نزدیک او رفتم و) گفتم: تو فرزند ابو ترابی؟
فرمود: آری؟
پس در ناسزاگوی او و پدرش، تا توانستم گفتم، (همین که خسته شدم و باز ماندم)، همچون دلسوز و مهربان به من نگاهی کرد، سپس (این آیه را تلاوت) فرمود: ای رسول ما! طریقه عفو و بخشش پیش گیر و به نیکوکاری امر کن و (چنانچه نپذیرفتند) از مردم نادان روی برگردان و چنانچه بخواهد از طرف شیطان در تو وسوسه و جنبشی پدید آید به خدا پناه بر که او به حقیقت، شنوا و داناست چون پرهیزگاران را از شیطان، وسوسه و خیالی به دل فرا رسد همان دم خدا را به یاد آرند و همان لحظه بصیرت و بینایی پیدا کنند، (شیطان جن و انس) برادرانش (مدم فاسق و هواپرست) را به راه گمراهی می کشند، و هیچ در گمراه کردن بدکاران قصور نمی کنند.
سپس فرمود: بر خود آسان گیر، از خدای سبحان برای خودم و تو طلب آمرزش می کنم، اگر از ما کمک بخواهی، کمک می کنیم، و اگر از ما بخششی بطلبی، بر تو بخشش می آوریم، و اگر از ما هدایت بجویی، راهنماییت می کنیم، (دریغی نیست).
عصام گوید: به خاطر آن بدرفتاریم آثار پشیمانی مرا فرا گرفت.
پس (رفتار یوسف، با برادران پشیمان خود را یاد آورده این آیه شریفه را تلاوت) فرمود: اکنون هیچ خجل و متأثر نباشید که (من عفو کردم و) خدا هم گناه شما را می بخشد و او مهربان ترین مهربانان است بعد سؤال فرمود: آیا اهل شامی؟
عرض کردم: آری
فرمود: عادتی است که از قبیله اخزام سراغ دارم، خدا ما و شما را نگه دارد، (اکنون) بی هیچ بیم و هراسی، حوائج و پیشامدهایت را نزد ما بیاور، ان شاء الله مرا در بهترین گمان خود خواهی یافت
عصام گوید: (از این رفتار بزرگوارانه آنچنان شرمنده شدم که) زمین به همه گستردگیش بر من تنگ آمده، دوست داشتم ای کاش مرا فرو می برد، سپس آهسته و پنهانی، از نزد او دور شدم در حالی که بر روی زمین هیچ کس برایم محبوب تر از او و پدرش نبود. (372)

311 - بخشیدن غلام

غلام امام حسین علیه السلام جرمی مرتکب شد (که عقوبت داشت) پس فرمان داد تا او را عقوبت کنند. غلام عرض کرد: مولای من! و آنان که خشم خود را فرو برند، حضرت علیه السلام فرمود: رهایش سازید! پس عرض کرد: و آنان که از جرم مردم درگذرند، فرمود: از گناه تو چشم پوشیدم، عرض کرد: مولای من! و خدا نیکوکاران را دوست دارد، فرمود: تو در راه خدا آزادی، نیز دو برابر آنچه تاکنون به تو می دادم از آنت مقرر داشتم (373)