فاطمه علیها السلام الگوی حیات زیبا

نویسنده : محمد جواد مروجی طبسی

9- انتقاد شددید از زنان مهاجر و انصار

و این بار نوبت زنان است که فاطمه علیهاالسلام می باید از آن ها سخت انتقاد کند، چرا که آنان نیز در ضایع کردن حقوق اهل بیت و نادیده گرفتن سفارش های پیامبر صلی الله علیه و آله بویژه کوتاهی در حق امیر مؤمنان علیه السلام سهم بسزایی داشتند. آنان با سکوت خود بر کارهای خلاف شوهران خود صحه گذاشتند، و این کار که مورد خشم فاطمه علیهاالسلام قرار گرفته بود، در عیادتی که زنان مهاجر و انصار از او داشتند، ضمن خطبه ای طولانی به آنان گوشزد کرد.
ابن ابی الحدید در شرح نهج البلاغه از عبدالله بن حسن از مادرش فاطمه دختر امام حسین علیه السلام نقل کرده: زمانی که بیماری فاطمه شدت یافت عده ای از زنان مهاجرین و انصار به نزد وی رفته، گفتند: ای دختر رسول خدا چگونه ای؟
فاطمه علیهاالسلام فرمود: به خدا سوگند شب را به صبح رساندم در حالی که از دنیای شما ناخشنود، و از مردان شما خشمگین و ناراحت هستم. وای بر آن ها چگونه خلافت را از پایگاه استوار رسالت و از پایه های نبوت و از محل نزول جبرئیل امین و از کسی که حاذق و آگاه به امور دین و دنیا است منحرف کردند و دور ساختند؟!
آگاه باشید این همان خسران آشکار است! چه شده که اینان از ابوالحسن انتقام گرفتند و به علت استواری قدم های او بر روی باطل و از بین بردن آن و به خاطر تسلیم ناپذیری اش در راه خدا بود که چنین کردند، به خدا سوگند اگر زمام امری که رسول خدا به علی سپرده بود دست بر می داشتند، آن حضرت مهار شتر رهبری و خلافت را کاملا در دست می گرفت و به راحتی و آسانی آنان را رهبری می کرد، به طوری که بر شتر خلافت نه جراحتی در بینی اش ایجاد می شد و نه اضطراب و ناآرامی بر سوار کارش دست می داد.
آنان را به سرچشمه ای زلال جوشان و وسیع می رساند، تشنگی را برطرف می کرد، در آب غوطه ور شده و شراره تشنگی و گرسنگی را خاموش می نمود...(208)
آنچه بیان شد گوشه ای بود از دفاع فاطمه زهرا علیهاالسلام از ولایت و رهبری علی بن ابی طالب علیه السلام، اما سخن در این باره فراوان است و درد دل بسیار که خود به آن ها آگاهترید.
حال سؤال ما این است اگر مولا در فرمایش پیامبر صلی الله علیه و آله در ماجرای غدیر خم به معنای دوستی و محبت بود و نه به معنای ولایت و خلافت و سرپرستی امت، چرا فاطمه علیهاالسلام به ماجرای غدیر استدلال کرده و چرا خود را به این همه دردسر و مشقت انداخته و تا سر حد جان از حریم ولایت دفاع می کند. مگر ولایت به معنای دوستی آن همه مشکل آفرین بوده است؟ مگر امت اسلامی نمی دانستند که پیامبر صلی الله علیه و آله اهلبیت را دوست داشته و مسلمانان را به این دوستی فرا می خوانده؟!
مگر قرآن مجید مردم را به محبت و دوستی اهل بیت پس از نزول آیه قل لا أسئلکم علیه أجراً الا المودة فی القربی(209) موظف نکرده بود؟
پس چه لزومی داشت که پیامبر صلی الله علیه و آله بار دیگر سه روز مردم را در آن بیابان سوزان نگه داشته و خطبه بخواند و مردم را برای دوستی اهل بیت فرا بخواند.
وانگهی آیه الیوم أکملت لکم دینکم و أتممت علیکم نعمتی و رضیت لکم الاسلام دیناً(210) چه هدفی را دنبال می کرد و چه چیزی در روز غدیر کامل شد که پیش از این هنوز گفته نشده بود؟ آیا دوستی بود که قبلاً آیه اش نازل گردیده بود؟!
هم چنین مگر مسلمانان در آن روز به علی علیه السلام تبریک نگفتند، مگر در آن روز عمر نگفت:
بخ لک یابن أبی طالب أصبحت مولای و مولی کل مسلم .(211)
و اگر مولا به معنای دوستی و محبت بود، دیگر چه نیازی داشت که عمر بن الخطاب به او تبریک بگوید: خوشا به حال تو ای پسر ابو طالب که امروز مولای من و هر مسلمانی شدی.
آری این تبریک بخاطر سمت جدید علی علیه السلام بود که در روز غدیر خم توسط پیامبر صلی الله علیه و آله به عنوان خلیفه و جانشین آن حضرت اعلام شده بود. و فاطمه علیهاالسلام دقیقاً از همین موضع جانانه دفاع کرده و بر آن ایستادگی نمود.

شهادت حضرت فاطمه

بدون شک فاطمه علیهاالسلام به مرگ خدایی از دنیا نرفته است، چرا که قضایای حمله به خانه او، و وارد آمدن آسیب های فراوان بر دست و پهلو و سینه و جنین، ادامه زندگی را بر او بسیار دشوار کرد.
و در این مدت کوته پیوسته از صدمات وارده رنج می برد، و سرانجام در اثر همان آسیب ها به شهادت رسید. اینک جهت اثبات شهادت حضرت زهرا علیهاالسلام نگاهی به شواهد و دلائل موجود می پردازیم.
ناگفته نماند که از امام حسن علیهاالسلام مجتبی و امام صادق و امام رضا علیه السلام روایت شده که فرمودند: ما منا الا مسموم أو شهید(212) و شک نیست که فاطمه علیهاالسلام جزو منا می باشند.
افزون بر این که روایات صریح و روشنی بر شهادت حضرت فاطمه داریم که معصومین روی این جهت تکیه کرده اند.
1- پیامبر پیش از رحلت خود در یک پیشگویی به علی فرمود: پس - فاطمه - اولین کسی است که به من ملحق خواهد شد، در حالی که حزن و اندوه او را فراگرفته، حق او را غصب کرده و وی را کشته اند بر من وارد خواهد شد.(213)
2- پس از شهادت فاطمه، مدتی امیر مؤمنان از یاران فاصله گرفته و از خانه بیرون نرفت. برخی از یاران و دوستان علی علیه السلام که این وضعیت برای آن ها گران آمده بود از عمار یاسر خواستند تا به خانه علی رفته و از او بخواهد تا از دوستان فاصله نگیرد.
عمار برای رساندن پیام، به خانه حضرت علی رفته و از وی خواست تا از خانه بیرون بیاید.
حضرت در پاسخ فرمود: بدان ای عمار! این فقید و از دست رفته، دختر رسول خدا دار فانی را وداع گفت در حالی که مظلوم بود و حق او غصب شده و شهید از دنیا رفت. سپس از جای برخاسته در حالی که اشک از چشمانش سرازیر بود خانه را ترک گفت...(214)
3- سلیم بن قیس از علی نقل کرده - وقتی که - ابوبکر به قنفذ پیام فرستاد که - اگر فاطمه مانع شد او را بزن - پس او را برای آن که دست از علی بردارد به طرف دسته درب خانه اش فشار داده و یک دنده از پهلویش را شکست و جنین او را سقط کرد، و پس از آن ماجرا در بستر بیماری بود تا این که در اثر همان صدمات، شهید از دنیا رفت.(215)
4- امام حسین علیه السلام از محمد بن عمار بن یاسر از پدرش عمار حدیثی نقل کرده و در پایان همان حدیث، عمار ضمن باز گو کردن ماجرای پس از رحلت پیامبر صلی الله علیه و آله و هجوم به خانه فاطمه می گوید: وقتی که پیامبر به لقاء الله شتافت، و گذشت آنچه که گذشت به هنگام ورود به خانه فاطمه و بیرون آوردن پسر عموی او، از دست آن مرد به فاطمه آنچنان آسیب رسید که فرزند خود را سقط کرد و همان جریان باعث بیماری و وفات وی بود.(216)
5- همچنین از امام صادق علیه السلام نقل شده که فرمود: علت وفات فاطمه علیهاالسلام این بود که قنفذ غلام عمر به دستور وی با غلاف شمشیر به دختر پیامبر صلی الله علیه و آله زد که در اثر همان زدن محسن سقط گردید و در پی این سقط جنین سخت بیمار گشت...(217)
6- علی بن جعفر از برادر خود امام موسی بن جعفر علیه السلام نقل کرده که فرمود: ان فاطمه علیهاالسلام صدیقة شهیدة.(218)
و بزرگان ما همانند شیخ مفید و دیگران بر این عقیده هستند که وی شهید از دار دنیا رفته است. وی در کتاب فقهی خود به نام المقنعة در زیارت حضرت فاطمه علیهاالسلام چنین آورده است: هرگاه به مدینه رفتی... به روضه داخل شو و آن جا بایست و فاطمه علیهاالسلام را زیارت کن که او همان جا دفن گردیده، پس هرگاه خواستی او را زیارت کنی به سوی قبله بایست و بگو... :
السلام علیک یا رسول الله صلی الله علیه و آله، السلام علیک و علی بنتک الصدیقة الطاهرة، السلام علیک یا فاطمه علیهاالسلام بنت رسول لله صلی الله علیه و آله، السلام علیک ایتها البتول الشهیدة الطاهرة، لعن الله من ظلمک و منعک حقک و دفعک عن ارثک و لعن الله من کذبک .(219)
و علامه مجلسی در مرآة العقول ذیل روایت کلینی در کافی از حضرت موسی بن جعفر علیه السلام که فرمود: ان فاطمه صدیقة شهیدة می فرماید: و این خبر دلالت دارد که فاطمه علیهاالسلام شهید شده است و این مسئله از متواترات است...(220)

سال روز شهادت

و اما سال روز رحلت جانگداز فاطمه علیهاالسلام اگر چه در بین مورخین اختلاف نظر هست به گونه ای که برخی اقوال را به هجده نظر رسانده اند.(221)
اما مختار از بین این گفته ها فقط دو قول است و نظر بزرگان نیز بر همین دو گفته استوار است.
قول اول هفتاد و پنج روز پس از رحلت پیامبر صلی الله علیه و آله در نظر گرفته شده و برگرفته از روایتی است که - به نظر علامه مجلسی صحیحه است - از امام محمد باقر نقل شده؛ فرمود: وی هفتاد و پنج روز پس از رحلت پیامبر صلی الله علیه و آله بزرگوار از دنیا رفته است.(222)
قول دوم نود و پنج روز است، چنان چه مرحوم اربلی از امام محمد باقر علیه السلام همین قول را نقل کرده(223) و ابو الفرج اصفهانی نیز از امام محمد باقر علیه السلام گذشت سه ماه را از رحلت پیامبر صلی الله علیه و آله روایت کرده(224) که قول پیامبر صلی الله علیه و آله را تأیید می کند.
در این جا علامه مجلسی ضمن صحیحه خواندن روایت هفتاد و پنج روز فرموده: تطبیق دادن بین ولادت و وفات و عمر شریف فاطمه علیهاالسلام کار بسیار دشواری است؛ زیرا اگر رحلت پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله در روز 28 صفر باشد باید وفات فاطمه در اواسط جمادی الأولی باشد و اگر به گفته اهل تسنن در دوازدهم ربیع الأول پیامبر صلی الله علیه و آله وفات نموده باشد، می بایست وفات آن حضرت و در اواخر جمادی الأولی صورت پذیرفته باشد و آن چه که ابو الفرج اصفهانی نقل کرده که فاطمه علیهاالسلام سه ماه پس از پدرش زنده ماند؛ ممکن است با قول مشهور که حضرت در سوم جمادی الثانی از دنیا رفته است، منطبق شود، و خبر أبو بصیر از امام صادق بر همین قول است، البته اگر بگوییم که روزهای زیادی را امام بخاطر ناچیز بودنش ذکر نفرموده است.(225)
و شیخ مفید در تأیید نظر دوم می فرماید روز سوم جمادی الثانی سال یازدهم هجرت سال روز رحلت حضرت فاطمه علیهاالسلام زهرا می باشد و این همان روزی است که - در همه سال - غم و اندوه مؤمنین تجدید می شود.(226)
این بود خلاصه ای از زندگی پاره تن مصطفی و همسر علی مرتضی که به طور اشاره و گذرا تقدیم خوانندگان شد؛ امید است خوانندگان عزیز ما را از کم و کاستی ها و یا ناهماهنگی های موجود در این چکیده عفو فرموده و اگر بر نکته ای دست یافتند، ما را بهرمند سازند.
والله الموفق و المعین
پایان کتاب
...................) Anotates (.................
1) الخرایج و الجرایج، ج 2، ص 524.
2) همان
3) مسار الشیعه، ص 31
4) صحیح بخاری ج 2، ص 302، حلیة الأولیاء، ج 2، ص 40، تهذیب التهذیب، ج 12، ص 469.

5) بحار الأنوار، ج 43، ص 80.
6) بحارالأنوار، ج 43، ص 80.
7) روضة الواعظین، ص 150.
8) مقتل الحسین خوارزمی، ج 1، ص 59.
9) بحارالأنور، ج 15، ص 10.
10) تاریخ بغداد، ج 1، ص 259.
11) بشارة المصطفی، ص 24.
12) احقاق الحق، ج 10، ص 115.
13) همان، ج 25، ص 37.
14) مقتل الحسین خوارزمی، ج 1، ص 60.
15) فاطمة الزهراء، ص 58.
16) بحارالأنوار، ج 43، ص 23.
17) همان، ص 68، ذخایر العقبی ص، 35.
18) مناقب آل أبی طالب، ج 3، ص 345.
19) بحار الأنوار، ج 43، ص 140.
20) همان، ص 108.
21) مناقب خوارزمی، ص 247، کشف الغمة، ج 1، ص 365.
22) امالی طوسی، ص 39.
23) تاریخ الأئمة، ص 6.
24) مناقب آل أبی طالب، ج 3، ص 365.
25) بحار الأنوار، ج 43،ص 145 به نقل از کافی.
26) همان، ج 43، ص 92.
27) همان، ص 105.
28) کشف الغمة، ج 1، ص 379.
29) هجر یکی از روستاهای اطراف شهر مدینه است.(معجم البلدان، ج 5، ص 393.
30) کشف الغمة، ج 1، ص 397.
31) بحارالأنوار، ج 43، ص 108.
32) به این علت زره حطمیه گفته می شود چون هر شمشیری که با آن برخورد می کرد شکسته می شد و این زره به طائفه ای از عبدالقیس که به آنان حطمة به حارث گفته می شد و شغل آنها درست کردن زره بود نسبت داده شده است. (مجمع البحرین، ص 467 )
33) کافی، ج 5، ص 377.
34) همان.
35) بحار الأنوار، ج 43، ص 112، مناقب ابن مغازلی، ص 350.
36) همان.
37) بحارالأنوار، ج 43، ص 112.
38) احتجاج طبرسی، ج 2، ص 242.
39) المقنع، ص 99.
40) بحارالأنوار، ج 43، 143.
41) کشف الغمة، ج 1، ص 379.
42) امالی طوسی، ص 40، مناقب آل ابی طالب، ج 3، ص 252.
43) زندگانی حضرت فاطمه، ص 56.
44) مناقب آل ابی طالب، ج 3، ص 353.
45) امالی طوسی، ص 40.
46) بحارالأنوار، ج 43، ص 131.
47) امالی طوسی، ص 40، بحارالأنوار، ج 43، ص 95.
48) بحارالأنوار، ج 43، ص 114.
49) امالی طوسی، ص 42.
50) مناقب آل ابی طالب، ج 3، ص 353.
51) دلائل الامامه، ص 21.
52) در این که روز عروسی فاطمه علیهاالسلام در چه روزی بوده است چهار قول است:1-چند روز از شوال گذشته.2-اول ماه ذیحجه. 3-ششم ماه ذیحجه. 4- 21ماه محرم سال سوم هجرت. رجوع شود به بحارالأنوار، ج 43، ص 92 و 97 و141.
53) کشف الغمه، ج 1، ص 368.
54) بحار الأنوار، ج 43، ص 115.
55) اخلاق حضرت فاطمه، ص 80.
56) بحارالأنوار ج 43، ص 132.
57) مناقب آل ابی طالب، ج 3، ص 355.
58) بحارالأنوار، ج 43، ص 142.
59) مدینه شناسی، ص 73.
60) سفینة البحار، ج 1، ص 115.
61) الرحلة الحجازیة، ص 327.
62) مناقب خوارزمی، ص 247.
63) مدینه شناسی، ص 119 و فرات کوفی،ص 115.
64) سوره نور، آیه 36.
65) سفینة البحار، ج 1، ص 114 و مجمع البحرین،ص 138.
66) غذای است که با آزد وشیر یا روغن می پزند.فرهنگ جدید، ص 91.
67) بشارة المصطفی، ص 195؛ عوالم العلوم و المعارف، ج 7، ص 123و کامل الزیارة، ص 58.
68) سفینة البحار، ج 1، ص 115.
69) همان.
70) سند حدیث شریف کساء، ص 6.
71) سوره طه، آیه 132.
72) امالی طوسی، ص 251.
73) سیر اعلام النبلاء، ج 2، ص 434.
74) بحارالانوار، ج 43، ص 53.
75) ینابیع المودة، ص 174 و مناقب خوارزمی، ص 23.
76) امالی طوسی، ص 251.
77) بحارالانوار، ج 43، ص 53.
78) ینابیع المودة، ص 174.
79) همان.
80) ذخایر العقبی، ص 77.
81) مدینه شناسی، ص 117.
82) سفینة البحار، ج 2، ص 375.
83) همان، ص 54.
84) العقدالفرید، ج 5، ص 13 و الامامة و السیاسة، ص 20.
85) اثبات الوصیة، ص 124.
86) تفسیرعیاشی، ج 2، ص 67.
87) اثبات الوصیة، ص 124.
88) بحارالانوار، ج 53، ص 14.
89) ربیع الأبرار، ج 2، ص 104.
90) مناقب آل ابی طالب، ج 3، ص 338.
91) امالی صدوق، ص 437.
92) بحارالأنوار، ج 43، ص 172.
93) سوره حجر، آیه 44.
94) بحارالأنوار، ج 43، ص 88.
95) مناقب آل ابی طالب، ج 4، ص 8.
96) پاخلاق حضرت فاطمه، ص 17.
97) مناقب آل ابی طالب، ج 3، ص 338.
98) علل الشرایع، ص 215.
99) بحارالأنوار، ج 43، ص 93.
100) اخلاق فاطمه، ص 62.
101) احقاق الحق، ج 10، ص 400.
102) همان.
103) سفینة البحار، ج 1، ص 571.
104) اخلاق فاطمه، ص 106، بحار الأنوار، ج 2، ص 3.
105) الخرایج و الجرایح، ج 2، ص 530
106) بحار الأنوار، ج 43، ص 81.
107) اخلاق فاطمه، ص 36، ذخائر العقبی، ص 50.
108) بحار الأنوار، ج 43، ص 189.
109) همان.
110) همان.
111) همان، ص 213.
112) اخلاق حضرت فاطمه، ص 109.
113) کشف الغمة، ج 2، ص 92.
114) بحار الأنوار، ج 43، ص 91 به نقل از نوادر راوندی.
115) این مقاله در آستانه شهادت فاطمه زهرا علیهاالسلام در مجله کوثر شماره 30 به چاپ رسیده است.
116) بحار الأنوار، ج 43، ص 225.
117) فاطمة الزهرا، ص 74، امالی صدوق، ص 16.
118) بحار الأنوار، ج 43، ص 225.
119) امالی صدوق، ص 16.
120) مناقب علی بن ابی طالب، ص 63.
121) بحار الأنوار، ج 43، ص 220.
122) همان، ص 221.
123) همان.
124) همان، ص 222.
125) تفسیر فرات کوفی، ص 114.
126) بحار الأنوار، ج 43، ص 15.
127) تفسیر فرات کوفی، ص 114.
128) ذخائر العقبی، ص 48.
129) کنایه از غذاهایی بسیار خوب است.
130) بحار الأنوار، ج 43، ص 227.
131) القطرة، ص 192، و آیه در سوره مبارکه فاطر، آیه 34.
132) سوره انسان، آیه 13.
133) مناقب آل ابی طالب، ج 3، ص 329.
134) بحار الأنوار، ج 43، ص 227.
135) همان، ص 76.
136) فاطمة الزهراء، ص 99.
137) همان.
138) همان، ص 113.
139) مسند فاطمة، ص 45، کفایة الطالب، ص 311، بشارة المصطفی، ص 48.
140) فاطمة الزهراء، ص 100.
141) خصایص فاطمه، ص 341.
142) بشارة المصطفی، ص 50.
143) عیدن المعجزات، ص 54 و بحار، ج 43، ص 8.
144) اخلاق حضرت فاطمه، ص 58؛ مسند فاطمه زهرا علیهاالسلام، ص 585؛ سفینةالبحار، ج 1، ص 229 و دلائل الامامة، ص 1.
145) الغدیر، ج 6، ص 295.
146) بنا به قول کلبی که فاطمه علیها السلام در سن سی و پنج سالگی از دنیا رفته، باید گفت: حدود بیست و پنج سال در مکه در خدمت پدر بوده است. ذخائرالعقبی، ص 52.
147) امالی صدوق، ص 118، مناقب آل ابی طالب، ج 2، ص 209.
148) نوادرالأخبار، ص 162، بشارةالمصطفی، ص 198.
149) الامامة والسیاسة، ج 1، ص 20، الدرالثمین، ص 51.
150) تاریخ یعقوبی، ج 2، ص 137.
151) اختصاص مفید، ص 188.
152) احتجاج طبرسی، ج 1، ص 108.
153) احتجاج، ج 1، ص 105.
154) الأمامة والسیاسة، ص 19.
155) همان، ص 20.
156) تاریخ یعقوبی، ج 2، ص 126.
157) الامامة والسیاسة، ص 20.
158) نوادرالأخبار، ص 183.
159) اختصاص مفید، ص 181.
160) بحارالأنوار، ج 8، ص 59.
161) همان.
162) الامامة والسیاسة، ص 19.
163) عقدالفرید، ج 5، ص 13.
164) اثبات الوصیة، ص 124.
165) سلیم بن قیس، ج 2، ص 25، بحارالأنوار، ج 43، ص 197.
166) ارشادالقلوب، ج 2، ص 78، الکوکب الدری، ص 191.
167) بهجة قلب المصطفی، ص 532.
168) بحار، ج 53، ص 14.
169) نوادرالأخبار، ص 183.
170) اثبات الوصیة، ص 124.
171) معانی الأخبار، ص 206.
172) احتجاج طبرسی، ج 1، ص 108، سلیم بن قیس، ص 40.
173) امالی طوسی، ص 118 و مناقب آل ابی طالب، ج 2، ص 209.
174) بحارالأنوار، ج 53، ص 14.
175) همان، ج 8، ص 58 و حق الیقین، ص 164.
176) احتجاج، ج 1، ص 108.
177) الفصول المهمة، ص 124.
178) تذکرةالخواص، ص 57 و 288.
179) ذخائرالعقبی، ص 155.
180) نیل الأوطار، ج 4، ص 151، فتح الباری، ج 3، ص 124.
181) الفصول االمهمة، ص 124.
182) مناقب آل ابی طالب، ج 3، ص 133.
183) احتجاج، ج 1، ص 108.
184) بحارالأنوار، ج 44، ص 83.
185) الصراط المستقیم، ج 3، ص 12.
186) الملل والنحل، ص 59 و الوافی بالوفیات، ج 6، ص 17.
187) همان.
188) الملل و النحل، ص 59.
189) اسرار آل محمد، ص 33.
190) بحار الأنوار، ج 8 (چاپ سنگی)، ص 56.
191) شرح نهج البلاغه، ج 14، ص 192 و بحار الأنوار، ج 23، ص 41.
192) کفایةالأثر، ص 198.
193) همان.
194) الأمامة والسیاسة، ج 1، ص 19.
195) بشارةالمصطفی، ص 198.
196) نوادر الأخبار، ص 183.
197) احتجاج طبرسی، ج 1، ص 113.
198) اختصاص مفید، 181.
199) بحار الأنوار، ج 23، ص 41، المعجم الکبیر، ج 10، ص 350، کشف الأستار، ج 2، ص 252.
200) الامامة و السیاسة، ص 20.
201) صحیح مسلم، ج 2، ص 43، صحیح بخاری، ج 3، ص 55، تاریخ طبری، ج 2، ص 236، شرح نهج البلاغه، ج 4، ص 18.
202) مسند طیالسی، ص 1259.
203) تاریخ بخاری، ج 6، ص 445، مسند ابن ابی شیبه، ج 15، ص 38.
204) صحیح ابن حبان، ج 7، ص 49 مسند أحمد، ج 3، ص 446 مجمع الزوائد، ج 5، ص 223، مسند زید، ص 422.
205) طبقات ابن سعد، ج 5، ص 144.
206) المعجم الکبیر، ج 10، ص 350، کشف الأستار، ج 2، ص 252.
207) الکافی، ج 1، ص 376، محاسن برقی، ج 1، ص 153، تفسیر عیاشی، ج 1، ص 252.
208) شرح نهج البلاغه، ج 16، ص 233، فریاد فاطمه، ص 43.
209) سوره شوری، آیه 23.
210) سوره مائده، آیه 3.
211) آیات الغدیر، ص 262 به نقل از تاریخ بغداد، ج 8، ص 290.
212) حیاة الامام الحسن العسکری، ص 425.
213) بحار الأنوار، ج 43، ص 173، بشارة المصطفی، ص 199، أمالی الصدوق، ص 101.
214) الکوکب الدری، ص 250.
215) احتجاج طبرسی، ج 1، ص 108.
216) دلائل الامامة، ص 26.
217) همان، ص 45.
218) الکافی، ج 1، ص 458.
219) المقنعة، ص 71.
220) مرآة العقول، ج 5، ص 318.
221) رجوع شود به وفات الصدیقة الزهراء، ص 114.
222) بحار الأنوار، ج 43، ص 15.
223) کشف الغمة، ج، ص، بحار الأنوار، ج 43، ص 189.
224) مقاتل الطالبیین، ص 31، فتح الباری، ج 7، ص 397، تهذیب التهذیب، ج 12، ص 469.
225) بحار الأنوار، ج 43، ص 215.
226) مسارالشیعة، ص 66، مصباح کفعمی، ص 511.