فاطمه علیها السلام الگوی حیات زیبا

نویسنده : محمد جواد مروجی طبسی

8- رد بیعت ابوبکر

از موارد دیگر حمایت فاطمه علیهاالسلام از ولایت این بود تا وقتی که زنده بود، هرگز با خلیفه اول بیعت نکرد و نه تنها بیعت نکرد بلکه با او هم چنان در حال خشم و غضب و قهر بود تا این که از دنیا رفت. حال سؤال ما این است که چرا فاطمه با ابوبکر بیعت نکرد در حالی که روایات زیادی از رسول خدا صلی الله علیه و آله نقل شده که: من مات و لیس له امام فموتته موتة جاهلیة .(199)
آیا فاطمه علیهاالسلام العیاذ بالله بوسیله بیعت نکردن با ابوبکر به مرگ جاهلی از دنیا رفته و یا حقیقتاً ابوبکر امام نبوده تا فاطمه به مفاد این روایت ملزم به بیعت با او باشد و یا حدیث قابل استناد نیست؟
در پاسخ می گوییم: شکی نیست که فاطمه علیهاالسلام با ابوبکر بیعت نکرد و نه تنها در ملاقاتی که آنان با فاطمه علیهاالسلام داشتند، حضرت زهرا علیهاالسلام از آن دو روی گردانید، بلکه فرمود: اگر پدرم را ملاقات کنم از شما دو نفر شکایت خواهم کرد و در پایان همین ملاقات بود که فرمود: به خدا سوگند در هر نماز تو را نفرین می کنم.(200)
و گویاتر از همه ادله و شواهد این که در صحیح بخاری و مسلم و دیگر صحاح آمده که زهرای مرضیه از دنیا رفت در حالی که بر ابوبکر خشمناک بود.(201)
از جهت دیگر حدیث من مات و لم یعرف امام زمانه آن قدر صحتش روشن است که نیازی به بررسی اسناد ندارد، چرا که این حدیث را شیعه و سنی به اتفاق نقل نموده اند و این حدیث با اسناد فراوان و با تعبیرهای مختلف از پیامبر صلی الله علیه و آله نقل گردیده مثلاً:
طیالسی در مسند از ابن عمر نقل کرده که: من مات بغیر امام مات میتة جاهلیة . (202)
و همچنین به تعبیرهای دیگری از قبیل: من مات و لا طاعة علیه مات میتتة..(203) من مات و لیس له امام..(204) من مات و لا بیعة علیه...(205) و من مات لیس علیه امام فمیتتة میتة جاهلیه..(206) در کتاب های اهل سنت فراوان به چشم می خورد.
و در منابع شیعه نیز مرحوم کلینی قریب به یقین مضمون از فضیل بن یسار از امام صادق علیه السلام از پیامبر صلی الله علیه و آله نقل کرده است که فرمود: من مات و لیس علیه امام فمیتته، فقلت قال ذلک رسول الله؟ فقال ای و الله قد قال.
قلت: فکل من مات و لیس له امام، فمیتته جاهلیه؟! قال: نعم . هر که بمیرد و پیشوایی نداشته باشد، به مردن جاهلیت مرده است، عرض کردم این سخن پیامبر است؟
فرمود: آری به خدا او فرموده است.
عرض کردم پس هر که بمیرد و پیشوایی نداشته باشد مرگش مرگ جاهلیت است؟!
فرمود: آری.(207)
و با در نظر گرفتن دو مسئله مسلم فوق: علت عدم بیعت فاطمه با ابوبکر کاملا روشن می گردد که او هرگز امام نبوده، تا فاطمه اقدام به چنین کاری کند.

9- انتقاد شددید از زنان مهاجر و انصار

و این بار نوبت زنان است که فاطمه علیهاالسلام می باید از آن ها سخت انتقاد کند، چرا که آنان نیز در ضایع کردن حقوق اهل بیت و نادیده گرفتن سفارش های پیامبر صلی الله علیه و آله بویژه کوتاهی در حق امیر مؤمنان علیه السلام سهم بسزایی داشتند. آنان با سکوت خود بر کارهای خلاف شوهران خود صحه گذاشتند، و این کار که مورد خشم فاطمه علیهاالسلام قرار گرفته بود، در عیادتی که زنان مهاجر و انصار از او داشتند، ضمن خطبه ای طولانی به آنان گوشزد کرد.
ابن ابی الحدید در شرح نهج البلاغه از عبدالله بن حسن از مادرش فاطمه دختر امام حسین علیه السلام نقل کرده: زمانی که بیماری فاطمه شدت یافت عده ای از زنان مهاجرین و انصار به نزد وی رفته، گفتند: ای دختر رسول خدا چگونه ای؟
فاطمه علیهاالسلام فرمود: به خدا سوگند شب را به صبح رساندم در حالی که از دنیای شما ناخشنود، و از مردان شما خشمگین و ناراحت هستم. وای بر آن ها چگونه خلافت را از پایگاه استوار رسالت و از پایه های نبوت و از محل نزول جبرئیل امین و از کسی که حاذق و آگاه به امور دین و دنیا است منحرف کردند و دور ساختند؟!
آگاه باشید این همان خسران آشکار است! چه شده که اینان از ابوالحسن انتقام گرفتند و به علت استواری قدم های او بر روی باطل و از بین بردن آن و به خاطر تسلیم ناپذیری اش در راه خدا بود که چنین کردند، به خدا سوگند اگر زمام امری که رسول خدا به علی سپرده بود دست بر می داشتند، آن حضرت مهار شتر رهبری و خلافت را کاملا در دست می گرفت و به راحتی و آسانی آنان را رهبری می کرد، به طوری که بر شتر خلافت نه جراحتی در بینی اش ایجاد می شد و نه اضطراب و ناآرامی بر سوار کارش دست می داد.
آنان را به سرچشمه ای زلال جوشان و وسیع می رساند، تشنگی را برطرف می کرد، در آب غوطه ور شده و شراره تشنگی و گرسنگی را خاموش می نمود...(208)
آنچه بیان شد گوشه ای بود از دفاع فاطمه زهرا علیهاالسلام از ولایت و رهبری علی بن ابی طالب علیه السلام، اما سخن در این باره فراوان است و درد دل بسیار که خود به آن ها آگاهترید.
حال سؤال ما این است اگر مولا در فرمایش پیامبر صلی الله علیه و آله در ماجرای غدیر خم به معنای دوستی و محبت بود و نه به معنای ولایت و خلافت و سرپرستی امت، چرا فاطمه علیهاالسلام به ماجرای غدیر استدلال کرده و چرا خود را به این همه دردسر و مشقت انداخته و تا سر حد جان از حریم ولایت دفاع می کند. مگر ولایت به معنای دوستی آن همه مشکل آفرین بوده است؟ مگر امت اسلامی نمی دانستند که پیامبر صلی الله علیه و آله اهلبیت را دوست داشته و مسلمانان را به این دوستی فرا می خوانده؟!
مگر قرآن مجید مردم را به محبت و دوستی اهل بیت پس از نزول آیه قل لا أسئلکم علیه أجراً الا المودة فی القربی(209) موظف نکرده بود؟
پس چه لزومی داشت که پیامبر صلی الله علیه و آله بار دیگر سه روز مردم را در آن بیابان سوزان نگه داشته و خطبه بخواند و مردم را برای دوستی اهل بیت فرا بخواند.
وانگهی آیه الیوم أکملت لکم دینکم و أتممت علیکم نعمتی و رضیت لکم الاسلام دیناً(210) چه هدفی را دنبال می کرد و چه چیزی در روز غدیر کامل شد که پیش از این هنوز گفته نشده بود؟ آیا دوستی بود که قبلاً آیه اش نازل گردیده بود؟!
هم چنین مگر مسلمانان در آن روز به علی علیه السلام تبریک نگفتند، مگر در آن روز عمر نگفت:
بخ لک یابن أبی طالب أصبحت مولای و مولی کل مسلم .(211)
و اگر مولا به معنای دوستی و محبت بود، دیگر چه نیازی داشت که عمر بن الخطاب به او تبریک بگوید: خوشا به حال تو ای پسر ابو طالب که امروز مولای من و هر مسلمانی شدی.
آری این تبریک بخاطر سمت جدید علی علیه السلام بود که در روز غدیر خم توسط پیامبر صلی الله علیه و آله به عنوان خلیفه و جانشین آن حضرت اعلام شده بود. و فاطمه علیهاالسلام دقیقاً از همین موضع جانانه دفاع کرده و بر آن ایستادگی نمود.

شهادت حضرت فاطمه

بدون شک فاطمه علیهاالسلام به مرگ خدایی از دنیا نرفته است، چرا که قضایای حمله به خانه او، و وارد آمدن آسیب های فراوان بر دست و پهلو و سینه و جنین، ادامه زندگی را بر او بسیار دشوار کرد.
و در این مدت کوته پیوسته از صدمات وارده رنج می برد، و سرانجام در اثر همان آسیب ها به شهادت رسید. اینک جهت اثبات شهادت حضرت زهرا علیهاالسلام نگاهی به شواهد و دلائل موجود می پردازیم.
ناگفته نماند که از امام حسن علیهاالسلام مجتبی و امام صادق و امام رضا علیه السلام روایت شده که فرمودند: ما منا الا مسموم أو شهید(212) و شک نیست که فاطمه علیهاالسلام جزو منا می باشند.
افزون بر این که روایات صریح و روشنی بر شهادت حضرت فاطمه داریم که معصومین روی این جهت تکیه کرده اند.
1- پیامبر پیش از رحلت خود در یک پیشگویی به علی فرمود: پس - فاطمه - اولین کسی است که به من ملحق خواهد شد، در حالی که حزن و اندوه او را فراگرفته، حق او را غصب کرده و وی را کشته اند بر من وارد خواهد شد.(213)
2- پس از شهادت فاطمه، مدتی امیر مؤمنان از یاران فاصله گرفته و از خانه بیرون نرفت. برخی از یاران و دوستان علی علیه السلام که این وضعیت برای آن ها گران آمده بود از عمار یاسر خواستند تا به خانه علی رفته و از او بخواهد تا از دوستان فاصله نگیرد.
عمار برای رساندن پیام، به خانه حضرت علی رفته و از وی خواست تا از خانه بیرون بیاید.
حضرت در پاسخ فرمود: بدان ای عمار! این فقید و از دست رفته، دختر رسول خدا دار فانی را وداع گفت در حالی که مظلوم بود و حق او غصب شده و شهید از دنیا رفت. سپس از جای برخاسته در حالی که اشک از چشمانش سرازیر بود خانه را ترک گفت...(214)
3- سلیم بن قیس از علی نقل کرده - وقتی که - ابوبکر به قنفذ پیام فرستاد که - اگر فاطمه مانع شد او را بزن - پس او را برای آن که دست از علی بردارد به طرف دسته درب خانه اش فشار داده و یک دنده از پهلویش را شکست و جنین او را سقط کرد، و پس از آن ماجرا در بستر بیماری بود تا این که در اثر همان صدمات، شهید از دنیا رفت.(215)
4- امام حسین علیه السلام از محمد بن عمار بن یاسر از پدرش عمار حدیثی نقل کرده و در پایان همان حدیث، عمار ضمن باز گو کردن ماجرای پس از رحلت پیامبر صلی الله علیه و آله و هجوم به خانه فاطمه می گوید: وقتی که پیامبر به لقاء الله شتافت، و گذشت آنچه که گذشت به هنگام ورود به خانه فاطمه و بیرون آوردن پسر عموی او، از دست آن مرد به فاطمه آنچنان آسیب رسید که فرزند خود را سقط کرد و همان جریان باعث بیماری و وفات وی بود.(216)
5- همچنین از امام صادق علیه السلام نقل شده که فرمود: علت وفات فاطمه علیهاالسلام این بود که قنفذ غلام عمر به دستور وی با غلاف شمشیر به دختر پیامبر صلی الله علیه و آله زد که در اثر همان زدن محسن سقط گردید و در پی این سقط جنین سخت بیمار گشت...(217)
6- علی بن جعفر از برادر خود امام موسی بن جعفر علیه السلام نقل کرده که فرمود: ان فاطمه علیهاالسلام صدیقة شهیدة.(218)
و بزرگان ما همانند شیخ مفید و دیگران بر این عقیده هستند که وی شهید از دار دنیا رفته است. وی در کتاب فقهی خود به نام المقنعة در زیارت حضرت فاطمه علیهاالسلام چنین آورده است: هرگاه به مدینه رفتی... به روضه داخل شو و آن جا بایست و فاطمه علیهاالسلام را زیارت کن که او همان جا دفن گردیده، پس هرگاه خواستی او را زیارت کنی به سوی قبله بایست و بگو... :
السلام علیک یا رسول الله صلی الله علیه و آله، السلام علیک و علی بنتک الصدیقة الطاهرة، السلام علیک یا فاطمه علیهاالسلام بنت رسول لله صلی الله علیه و آله، السلام علیک ایتها البتول الشهیدة الطاهرة، لعن الله من ظلمک و منعک حقک و دفعک عن ارثک و لعن الله من کذبک .(219)
و علامه مجلسی در مرآة العقول ذیل روایت کلینی در کافی از حضرت موسی بن جعفر علیه السلام که فرمود: ان فاطمه صدیقة شهیدة می فرماید: و این خبر دلالت دارد که فاطمه علیهاالسلام شهید شده است و این مسئله از متواترات است...(220)