فاطمه علیها السلام الگوی حیات زیبا

نویسنده : محمد جواد مروجی طبسی

3- گام در گام علی علیه السلام در مجالس انصار

حمایت فاطمه علیهاالسلام هرگز به نقل حدیث و روایت درباره شخصیت والای علی علیه السلام و تکیه کردن بر امامت و جانشینی او خلاصه نمی شد، بلکه آن یکی از شیوه های بود که فاطمه علیهاالسلام در دفاع از حریم ولایت در پیش گرفته بود.
شیوه دیگر این که فاطمه علیهاالسلام همراه امام خود به مجالس انصار می رفت، تا شاید آنان را از خواب غفلت بیدار کرده و حق علی علیه السلام را بازستاند.
ابن قتیبه مورخ بزرگ می نویسد: علی فاطمه را سوار بر مرکب می کرد و همراه خود شبانه به مجالس انصار می برد تا به دفاع از حق علی علیه السلام پرداخته و از آنان یاری بطلبد اما انصار در پاسخ می گفتند: ای دختر رسول خدا صلی الله علیه و آله! ما با اینان بیعت کردیم و اگر شوهر و عمو زاده تو زودتر به نزد ما می آمد، هرگز به سراغ شخص دیگری نمی رفتیم.
حضرت علیهاالسلام در پاسخ می فرمود: آیا سزاوار بود که پیامبر صلی الله علیه و آله را دفن نکرده در خانه اش رها می ساختیم و بخاطر این موضوع با مردم به نزاع می پرداختیم؟!(194)

4- فریاد بر حریم شکنان

فاطمه علیهاالسلام در برابر عده ای حرمت شکن که به حریم خانه اش حمله ور شده بودند تا به خیال خود علی علیه السلام را به زور شمشیر از خانه بیرون کشیده، برای بیعت به مسجد ببرند، آن چنان فریاد زد و از عمق جان ناله کشید که قلب هر بیننده را جریحه دار ساخت. صحنه غریبی بود و منظره عجیبی، علی علیه السلام تنهای تنها مانده بود، با یک مدافع آن هم فاطمه.
راستی او چه کاری می توانست انجام دهد، خود را از شر آنها حفظ کند، یا فرزندان خردسالش را آرام نماید یا از امام خویش دفاع بنماید؟ و مانع بردنش شود؟
فاطمه که این وضعیت نگران کننده برایش غیر قابل تحمل بود، یک مرتبه فریاد زد و از آن ها خواست تا از خانه بیرون روند و گفت: در غیر این صورت آن ها را نفرین خواهد کرد.
فاطمه علیهاالسلام فریاد زد: سوگند به خدا، از خانه بیرون می روید یا این که موهای خود را پریشان کرده، به درگاه خدا شکایت کنم و نفرین تان بنمایم؟(195)

5- دفاع از علی علیه السلام و شلاق قنفذ

آه و ناله فاطمه بر دل آن مردم حرمت شکن هیچ اثری نکرد، آنان همچنان بر بردن ولی خدا به مسجد اصرار می ورزیدند و فاطمه علیهاالسلام به سختی جلوگیری می کرد و می فرمود: به خدا سوگند هرگز نمی گذارم که پسر عمویم را از روی ظلم از خانه بیرون بکشید... چه زود سفارش پیامبر خدا را در باره ما اهل بیت فراموش کردید و از خدا نترسیدید.. در حالی که به شما سفارش کرده بود، از ما پیروی نموده و ما را دوست داشته باشید و به ریسمان ما چنگ بزنید...
فاطمه همچنان از ولی خدا دفاع می کرد و علی را محکم گرفته بود که به وسیله شلاق قنفذ او را از علی جدا کردند.(196)