فاطمه علیها السلام الگوی حیات زیبا

نویسنده : محمد جواد مروجی طبسی

بررسی جریان سقط در منابع شیعه

و اما جریان سقط جنین، تا آن جا که در منابع شیعه ملاحظه شده اگر نگوئیم که اتفاق در نقل دارند، در بیشتر آن ها آمده است. چنان چه در کتاب سلم بن قیس و اثبات الوصیه و امالی صدوق و احتجاج طبرسی و الصراط المستقیم و ده ها کتاب دیگر به نقل آن پرداخته شده است.
با این تفاوت که برخی به طور کلی مطرح کرده و برخی دیگر به تشریح ماجرا پرداخته اند.
اینک به چند نمونه اشاره می نماییم
ابن شهراشوب به نقل ماجرا پرداخته و از امام صادق روایت کرده که به مفضل فرمود: و کشته شدن محسن به وسیله لگد عظیم تر و تلخ تر است.(183)
همچنین امام حسن مجتبی علیه السلام در گفتگویی که با معاویه داشته، هنگامی که به مغیرة بن شعبه رسید به ذکر همین ماجرای تلخ پرداخته و می فرماید: این تو بودی که فاطمه دختر رسول الله صلی الله علیه و آله را کتک زدی تا خون آلودش کردی و در اثر همان ضربت سقط کرد. بدان که تو این کار را نکردی مگر برای اهانت به رسول خدا و مخالفت با امر او...(184)
علامه بیاضی ضمن نقل این ماجرا می نویسد: و بین شیعه اشتهار یافته که فاطمه را بین درب و دیوار فشار دادند تا محسن خود را سقط کرد در حالی که همه کس می دانست که پیامبر صلی الله علیه و آله درباره اش فرموده بود: فاطمة بضعة منی من آذاها فقد آذانی .(185)
آری این حادثه تلخ در بین شیعه از آنچنان اشتهاری برخوردار است که جزو مسلمات شمرده شده است.
و آنچه بر اشتهار آن می افزاید، این که عبدالکریم شهرستانی در کتاب خود همین مسئله را به عنوان طعن بر نظام نقل کرده و چنین می گوید: وی معتقد بوده که عمر در روز بیعت گرفتن (از علی) ضربتی بر شکم فاطمه زد که در اثر همان ضربت سقط جنین کرد و او در همان روز فریاد می زد خانه فاطمه را با آن که در او هست بسوزانید و در خانه به جز علی و فاطمه و حسن و حسین شخص دیگری وجود نداشت.(186)
آری شهرستانی مجبور است که برای لوث کردن این ماجرای مهم تاریخی چنین بگوید و نظام را متهم به شیعه بودن نماید، والا او چه ارتباطی به شیعه دارد، زیرا کسی است که فرقه نظامیه به وی نسبت داده می شود.(187)
و خلاصه این که با استناد به منابع شیعه و سنی، به دون شک حمله به خانه فاطمه صورت گرفته و آسیب رساندن به یادگار پیامبر صلی الله علیه و آله امری قطعی بوده خواه اهل سنت به آن اشاره کرده و یا از ذکر آن خودداری کرده باشند.

چند پرسش و پاسخ

و در پایان این بخش به چند پرسش و پاسخ می پردازیم:
سؤال اول: آیا به موقع حمله شخص دیگری در خانه بوده است؟
در پاسخ می گوییم که ممکن است برخی به طرفداری از مهاجمین بگویند، علت هجوم به خانه فاطمه برای این بوده تا بر آن عده از مهاجرین و انصاری که به نشانه اعتراض به خلافت ابوبکر و حمایت از علی علیه السلام در خانه وی تحصن کرده بودند، دست یابند.
آنان می خواستند زبیر و عباس را برای بیعت به مسجد ببرند، بدین جهت به خانه فاطمه حمله کردند.
می گوییم این سخن نادرست است، و هدف آنان جز اهل بیت فرد دیگری نبوده است. زیرا در آن موقعیت حساس کسی غیر از اهل بیت در خانه نبوده و اگر هم حضور داشته، مورد نظر آنان نبوده است. و بسیاری از مورخین، به نام احدی اشاره نکرده اند.
در ثانی چرا به موقع آمدن اظهار نداشتند که ما به دنبال عباس و زبیر و سعد بن عبادة آمده ایم و در صورت دستیابی به این افراد با شما هیچ کاری نداریم در حالی که هرگز به چنین مسئله ای اشاره ننموده اند.
و سوم این که اگر هدف شان آن چند نفر بود، پس چرا علی علیه السلام را برای بیعت به مسجد بردند؟
چهارم: اگر هدف شان آن چند نفر بود، چرا به فاطمه آسیب رساندند؟
و پنجم آن که اگر کسی غیر از علی علیه السلام و فاطمه علیهاالسلام و فرزندانشان در خانه بود، چرا به مقابله با مهاجمین نپرداخت و چرا به هنگام دیدن آن صحنه دلخراش به دفاع از صاحب خانه مبادرت نورزید؟ و یا حداقل به دفاع از خود نپرداخت.
و آخر آن که نظام گفت: به موقع هجوم به خانه علی علیه السلام و فاطمه علیهاالسلام کسی جز اهل بیت در خانه وجود نداشت.(188)
سؤال دوم: برخورد علی با مهاجمین چه بوده است؟
در برخی تواریخ به این مسئله به گونه ای پرداخته شده است، گویا علی علیه السلام در موقع هجوم دشمنان هیچ عکس العملی از خود نشان نداده، اما باید گفت واقعیت امر غیر از این است که برخی آورده اند که حضرت بدون هیچ عکس العملی تسلیم خواسته آنان شد.
چرا که هیچ عقل سلیمی باور نمی کند مردی که پشت جنگاوران عرب را به زمین زده و آن ها را نابود ساخت، حال در برابر عده ای فرومایه مطلقا سکوت کرده و هیچ واکنشی از خود نشان ندهد.
به نظر میرسد این جزو محالات است: فردی هر چند هم ناتوان باشد، ببیند که عده ای به خانه اش هجوم برده و زن و فرزندش را مورد ضرب و شتم قرار می دهند، اما هرگز از جایش تکان نخورده و دفاع نکند، چه رسد به غیرت امیرمؤمنان علیه السلام.
واقعیت امر این است که حضرت علی علیه السلام با مشاهده این جریان، فورا از جای برخاسته و یقه عمر را گرفته او را به زمین زده، و آن چنان به بینی و گردنش کوبید، و اراده کشتن او را نمود، که در همان حال به یاد سفارش پیامبر صلی الله علیه و آله افتاد. این جا بود که عمر را مخاطب قرار داده، فرمود: قسم به خدایی که محمد را به پیامبری ارج نهاده است؛ ای پسر صهاک! اگر نبود که کتابی از طرف خدا گذشته و عهدی که با رسول خدا صلی الله علیه و آله بسته ام می فهمیدی که تو نمی توانستی داخل خانه من شوی.(189)
علامه مجلسی می افزاید: با فریاد و استغاثه عمر در زیر دست و پای امیرمؤمنان عده دیگری به خانه علی ریخته و خالد بن ولید شمشیر کشیده و علی را مورد حمله قرار داد، اما حضرت بر او حمله کرد که وی از رعب و وحشت، علی علیه السلام را سوگند داد تا از او دست بردارد. در این هنگام تنی چند از یاران علی علیه السلام با خبر شده و مقداد و سلمان و ابوذر و عمار و بریده اسلمی داخل خانه شده، به کمک علی علیه السلام شتافتند، چیزی نمانده بود که یک زد و خورد و خونریزی سختی در خانه علی علیه السلام رخ دهد - اما ظاهراً از این که دست به یک حرکت کوبنده علیه مهاجمین نزدند به اشاره امیرمؤمنان بوده است - سرانجام امیرمؤمنان را برای بیعت از خانه بیرون برده و مردم به دنبال او راه افتادند.(190)
سؤال سوم: سزای عاملان این جنایت هولناک چیست؟
از دیگر مباحث مهمی که قابل مطالعه و بحث و بررسی است، این که واقعا اگر دادگاهی برای رسیدگی به این جنایت هولناک تشکیل شود رئیس دادگاه عدل اسلامی چه حکمی خواهد داد؟
آیا کسی چنین حقی دارد که برای بیعت از یک مسلمان درب خانه اش را سوزانده و سپس با شکستن آن به خانه هجوم برده و به همسر برده و به همسر او آزار رسانده و به دست و بازو و پهلویش آسیب رسانده و وی را بین درب و دیوار فشار دهد تا در آستانه مرگ قرار گیرد؟
بگذریم که خانه فاطمه، محل نزول وحی و محل رفت آمد پیامبر و نشست و برخواست و نماز او و محل فرود ملائکة الله بوده که هرگز حرمتش کمتر از مسجد نیست، و هرگز پیامبر بدون اجازه وارد آن نمی گشته و شکستن حرمتش نیز جایز نبوده، چگونه حریم خانه مسلمانی بخاطر امتناع از بیعت شکسته می شود و بدون اجازه به خانه اش حمله شده و به روی زن و فرزندش اسلحه می کشند؟
آیا مرتکب چنین جنایت هوناکی که این بی حرمتی را نسبت به یکی از خانه های پیامبر صلی الله علیه و آله انجام داده، نباید مورد تنبیه قرار گیرد؟
هم چنین می پرسیم: تعرض به زن غیر محارب که به دستور پیامبر صلی الله علیه و آله حتی در جبهه ممنوع است، آیا هجوم به خانه اش صحیح و جایز است؟
آیا ترساندن زن باردار و زدن به پهلوی او از روی عمد تا مرز سقط جنین جرم به حساب نمی آید؟ اگر پیامبر صلی الله علیه و آله بزرگوار اسلام در آن وقت در قید حیات بودند و این آسیبها را می دیدند سکوت می کردند؟ و اعمالشان را تأیید می کردند؟ و آیا خون کسانی که باعث قتل محسن فرزند فاطمه علیهاالسلام شدند را مباح نمی نمود؟
چنان چه خون هبار بن ابی الأسود را در روز فتح مکه مباح کرد، چرا که زینب دختر رسول خدا صلی الله علیه و آله را بوسیله نیزه ای ترسانده و در اثر آن ترس سقط جنین کرده بود.
ابن ابی الحدید درباره داستان هبار چنین نقل می کند: این خبر را بر استادم ابو جعفر نقیب قرائت کردم، او گفت: اگر پیامبر صلی الله علیه و آله خون هبار را بخاطر ترساندن زینب و سقط جنین او حلال شمرد، ظاهر حال چنین است که اگر پیامبر صلی الله علیه و آله زنده بود، خون آن کسی که فاطمه را ترسانده که در اثر آن سقط کرده حلال می شمرد. گوید به استادم: عرض کردم: آیا این سخن را از تو روایت کنم: که گروهی می گویند، فاطمه ترسانده شده و در اثر آن محسن را سقط کرده است؟
او گفت: این مطلب را از من نه روایت کن و نه بطلانش را از من روایت کن؛ زیرا من در این جهت بخاطر تعارض اخبار توقف دارم.(191)

دفاع جانانه از حریم ولایت

زندگی هجده ساله تنها یادگار پیامبر بزرگوار اسلام صلی الله علیه و آله پر از افتخارات منحصر به فرد است که در زندگی بانوی دیگری هرگز چنین افتخاراتی مشاهده نشده است.
فاطمه علیهاالسلام آن شخصیت ممتازی است که در تمام میدان های علمی و اخلاقی و عبادی و اجتماعی و سیاسی جزو پیشتازان بلکه در صدر زنان عالم خلقت بوده است.
پنج سال از سن شریف و بزرگوارش نگذشته بود که با فریاد کشیدن علیه مشرکان و کافران مکه به حمایت از پیامبر صلی الله علیه و آله شتافت.
پیوسته از پدر حمایت و دفاع کرد، بویژه در همان سالهایی که حضرت ختمی مرتبت صلی الله علیه و آله با کفار قریش به جنگ برخاسته بود که تاریخ هرگز آن خاطرات را از یاد نمی برد.
او پس از پیامبر صلی الله علیه و آله نخستین پشتیبان و مدافع ولایت و رهبری امیرمؤمنان علیه السلام بود و در مدت کوتاهی که پس از پدر زنده بود، هرگز آرام ننشست و به شیوه های گوناگون پیام مظلومیت علی بن ابی طالب را به آیندگان منتقل کرد و در این راستا آسیب های فراوانی را متحمل شد که از نظرتان گذشت.
اینک به گوشه ای از این دفاع مقدس که در چند فراز تنظیم گردیده اشاره ای خواهیم داشت: