فاطمه علیها السلام الگوی حیات زیبا

نویسنده : محمد جواد مروجی طبسی

سوزاندن درب خانه در منابع شیعه

و در منابع کهن شیعه به این مسئله به روشنی اشاره شده که به گفته چند نفر از آن ها بسنده می کنیم:
1- علی بن حسین المسعودی می نویسد:... فهجموا علیه داره و احرقوا بابه و استخرجوه منه کرهاً ؛ پس آنان به خانه علی حمله برده و درب خانه اش را به آتش کشیده و به زور وی را از خانه بیرون کشیدند.(164)
2- سلیم بن قیس از امیرمؤمنان ضمن بیاناتی چنین گوید: فأحرق الباب ثم دفعه عمر؛ پس عمر در را سوزاند و با لگد آن را باز کرد.(165)
3- و دیلمی در ارشاد القلوب، در بخشی از گفتگویی که علی ابن ابی طالب با عمر چنین آورده است که: گویا می بینم دستور داده می شود... آن آتشی را که بر در خانه ام روشن کرده اید تا من و فاطمه علیهاالسلام و حسن و حسین و دو دخترم زینب و ام کلثوم را بسوزانید، بیاورند و شما دو نفر را بوسیله همان آتش می سوزاند...(166)
و امام صادق علیه السلام ضمن بیاناتی به مفضل بن عمر می فرماید: و هیچ روزی همانند محنت و مصیبت ما در کربلا نمی باشد، اگر چه روز سقیفه و آتش روشن کردن بر درب خانه امیرمؤمنان علیه السلام و امام حسن و امام حسین و فاطمه علیهاالسلام و زینب و ام کلثوم و فضه و کشتن محسن بوسیله لگد مهم تر و سخت تر است.(167)
و در نقل دیگری حضرت به مفضل بن عمر فرمود: هم چنین زدن سلمان فارسی و آتش روشن کردن بر درب خانه امیرمؤمنان علیه السلام و امام حسن و امام حسین، تا آنها را بوسیله آتش بسوزانند و زدن به بازوی فاطمه و تازیانه و لگد زدن به شکم او و اسقاط محسنش.(168)

آیا فاطمه هم آسیب دید؟

و از دیگر مسائل مهمی که در ماجرای شکستن حریم اهل بیت مطرح است، این که بسیاری می پرسند: آیا واقعاً در ماجرای حمله به خانه فاطمه علیهاالسلام به دخت پیامبر صلی الله علیه و آله آسیب رسید؟
پاسخ می دهیم بدون شک حضرت زهرا علیهاالسلام در این ماجرا آسیب های فراوانی دید و در این راستا به چند جای بدن مبارکش آسیب وارد شد:
الف) فشار بین در و دیوار
اولین آسیبی که دختر پیامبر صلی الله علیه و آله در این ماجرا متحمل شد، این بود که فاطمه علیهاالسلام گمان نمی کرد که آنان بدون اجازه به خانه اش وارد شوند، بدین جهت با قرار گرفتن در پشت درب بسته با آنان به گفتگو پرداخت.
فیض کاشانی می نویسد: فاختبت فاطمه علیهاالسلام وراء الباب فدفعها عمر حتی ضغطها بین الباب و الحائط ؛ پس فاطمه آمده و پشت درب خانه پنهان گشت، عمر درب خانه را به شدت باز نموده و فاطمه علیهاالسلام را بین درب و دیوار فشار داد.(169)
و مسعودی نیز جمله و ضغطوا سیدة النساء بالباب، (170) و هم چنین صدوق در ذیل حدیث یا علی علیه السلام لک کنز فی الجنة آورده است که از برخی از مشایخ و بزرگان که می گفتند: این گنج همان محسن فرزند اوست و این همان سقطی است که به هنگام فشار بین در و دیوار بر فاطمه، بوقوع پیوست.(171)
ب) شکسته شدن پهلوی فاطمه علیهاالسلام
علامه طبرسی ضمن اشاره به اصل جریان به مسئله شکسته شدن پهلوی فاطمه علیهاالسلام اشاره می کند و می نویسد: و حالت فاطمه علیهاالسلام بین زوجها و بینهم عند باب البیت... فأرسل أبوبکر الی قنفذ اضربها، فألجأها الی عضادة بیتها فدفعها فکسر ضلعاً من جنبها ؛ (وقتی که خواستند علی را بیرون ببرند) فاطمه علیهاالسلام کنار درب خانه مانع از بردن شوهر خود شد... ابوبکر کسی را نزد قنفذ فرستاده که فاطمه علیهاالسلام را بزن - تا دست از علی بردارد - این جا بود که قنفذ فاطمه علیهاالسلام را به دستگیره و تیزی درب خانه فشار داده و دنده ای از پهلویش را شکست.(172)
ج) سیلی خوردن فاطمه علیهاالسلام
مسئله سومی که در منابع شیعه به آن اشاره شده جریان اسائه ادب به فاطمه علیهاالسلام و سیلی زدن به آن حضرت می باشد، که پیامبر صلی الله علیه و آله در یک پیشگویی از این مسئله پرده برداشته و به علی علیه السلام فرمود: گریه ام برای آن سیلی است که به صورت فاطمه علیهاالسلام زده خواهد شد...(173)
د) آسیب دیدن بازوی فاطمه علیهاالسلام
این واقعیت را نمی توان نادیده گرفت و یا پنهان کرد که بازوی شریف فاطمه علیهاالسلام مجروح گردیده به گونه ای که تا واپسین لحظات زندگی وی را می آزارد، حال چه کسی این کار را انجام داد، به روایات نگاهی می افکنیم:
امام صادق علیه السلام ضمن بیان شرح ماجرای آتش زدن درب خانه فاطمه علیهاالسلام به مفضل می فرماید:... و زدن به بازوی صدیقه کبری بوسیله تازیانه.(174)
سلیم بن قیس در شرح این ماجرا می نویسد: وقتی که فریاد فاطمه علیهاالسلام بلند شد که می گفت: یا ابتاه، یا رسول الله صلی الله علیه و آله. عمر بن خطاب با نیامی که شمشیر در آن بود به پهلوی فاطمه زد.
فریاد فاطمه که بلند شد، بار دیگر به بازوی فاطمه علیهاالسلام زد.(175) و در نقل مرحوم طبرسی گذشت، هنگامی که می خواستند علی علیه السلام را به زور از خانه بیرون ببرند، فاطمه علیهاالسلام مانع شده و نمی گذاشت او را ببرند، قنفذ برای جدا کردن فاطمه از علی علیه السلام دست به تازیانه برده و به شدت به بازوی فاطمه زهرا علیهاالسلام زد به گونه ای که اثر آن تازیانه ( تا آخرین لحظه ) بر بازویش وجود داشت.(176)
ه) سقط جنین
بیشتر مورخان شیعه و برخی از سنی ها بر این عقیده هستند که فاطمه زهرا علیهاالسلام پنج فرزند داشت: که پنجمین آن ها پس از رحلت پیامبر صلی الله علیه و آله بزرگوار اسلام در قضایای حمله به خانه فاطمه علیهاالسلام سقط گردید. حال برای رسیدگی به این مسئله که آیا فاطمه علیهاالسلام سقط کرده یا نه و آیا این سقط بدون سبب بوده یا در اثر ضربت، باید به کتابهای شیعه و سنی نظری افکند، تا به عمق این فاجعه و چگونگی مسئله آگاه شویم.
علیرغم این که در بسیاری از کتابهای اهل سنت اشاره به وجود چنین فرزندی نشده است، ابن الصباغ مالکی(177) و سبط بن الجوزی(178) و محب الدین طبری(179) اشاره به پسر سومی به نام محسن دارند، اما می گویند وی در دوران کودکی از دنیا رفته است و برخی دیگر، رحلت این فرزند را در زمان حیات پیامبر صلی الله علیه و آله می دانند.(180)
در اینجا ابن الصباغ مالکی ضمن اشاره به چنین فرزندی از فاطمه سقط شده، این مسئله را به شیعه نسبت داده و می نویسد: در بین فرزندان - علی - فرزندی به نام محسن است که برادر حسن و حسین می باشد، شیعیان آورده اند که وی سقط شده است.(181)
آری اگر چه ابن الصباغ اشاره گذارایی در این جهت دارد، اما دیگر به این نپرداخته که این سقط به چه صورت بوده است. آیا به حال طبیعی بوده و یا در اثر ضربه ای که بر فاطمه وارد آمده سقط گردیده است.
ولی ابن شهراشوب از معارف ابن قتیبه نقل کرده که: ان محسنا فسد من زخم قنفذ العدوی.(182)
گر چه این مطلب فعلاً در معارف قتیبی وجود ندارد اما از نقل ابن شهراشوب می توان با جرئت گفت که نسخه معارف در زمان های بعد دچار حذف شده است.

بررسی جریان سقط در منابع شیعه

و اما جریان سقط جنین، تا آن جا که در منابع شیعه ملاحظه شده اگر نگوئیم که اتفاق در نقل دارند، در بیشتر آن ها آمده است. چنان چه در کتاب سلم بن قیس و اثبات الوصیه و امالی صدوق و احتجاج طبرسی و الصراط المستقیم و ده ها کتاب دیگر به نقل آن پرداخته شده است.
با این تفاوت که برخی به طور کلی مطرح کرده و برخی دیگر به تشریح ماجرا پرداخته اند.
اینک به چند نمونه اشاره می نماییم
ابن شهراشوب به نقل ماجرا پرداخته و از امام صادق روایت کرده که به مفضل فرمود: و کشته شدن محسن به وسیله لگد عظیم تر و تلخ تر است.(183)
همچنین امام حسن مجتبی علیه السلام در گفتگویی که با معاویه داشته، هنگامی که به مغیرة بن شعبه رسید به ذکر همین ماجرای تلخ پرداخته و می فرماید: این تو بودی که فاطمه دختر رسول الله صلی الله علیه و آله را کتک زدی تا خون آلودش کردی و در اثر همان ضربت سقط کرد. بدان که تو این کار را نکردی مگر برای اهانت به رسول خدا و مخالفت با امر او...(184)
علامه بیاضی ضمن نقل این ماجرا می نویسد: و بین شیعه اشتهار یافته که فاطمه را بین درب و دیوار فشار دادند تا محسن خود را سقط کرد در حالی که همه کس می دانست که پیامبر صلی الله علیه و آله درباره اش فرموده بود: فاطمة بضعة منی من آذاها فقد آذانی .(185)
آری این حادثه تلخ در بین شیعه از آنچنان اشتهاری برخوردار است که جزو مسلمات شمرده شده است.
و آنچه بر اشتهار آن می افزاید، این که عبدالکریم شهرستانی در کتاب خود همین مسئله را به عنوان طعن بر نظام نقل کرده و چنین می گوید: وی معتقد بوده که عمر در روز بیعت گرفتن (از علی) ضربتی بر شکم فاطمه زد که در اثر همان ضربت سقط جنین کرد و او در همان روز فریاد می زد خانه فاطمه را با آن که در او هست بسوزانید و در خانه به جز علی و فاطمه و حسن و حسین شخص دیگری وجود نداشت.(186)
آری شهرستانی مجبور است که برای لوث کردن این ماجرای مهم تاریخی چنین بگوید و نظام را متهم به شیعه بودن نماید، والا او چه ارتباطی به شیعه دارد، زیرا کسی است که فرقه نظامیه به وی نسبت داده می شود.(187)
و خلاصه این که با استناد به منابع شیعه و سنی، به دون شک حمله به خانه فاطمه صورت گرفته و آسیب رساندن به یادگار پیامبر صلی الله علیه و آله امری قطعی بوده خواه اهل سنت به آن اشاره کرده و یا از ذکر آن خودداری کرده باشند.