فاطمه علیها السلام الگوی حیات زیبا

نویسنده : محمد جواد مروجی طبسی

آیا درب خانه فاطمه علیهاالسلام را سوزاندند

برخی با انکار مسئله احراق درب خانه فاطمه علیهاالسلام سعی در محو حقایق تاریخی دارند، اما غافل از این که مسئله سوزاندن درب خانه علاوه بر منابع شیعه در کتابهای اهل سنت نیز اشاره شده است.
ابن قتیبة می نویسد: فدعا بالحطب و قال: و الذی نفس عمر بیده أتخرجن أو لأحرقنها علی من فیها فقیل له یا ابا حفض ان فیها فاطمه علیهاالسلام فقال: و ان ؛ پس عمر دستور داد تا هیزم بیاورند و گفت: قسم به آن کسی که جان عمر در دست اوست بیرون می آیید یا خانه را با آن که در او هست بسوزانم، به او گفتند: ای پدر حفص در این خانه فاطمه علیهاالسلام است! گفت: گرچه او هم باشد.(162)
ابن عبد ربه اندلسی با انصاف بیشتری که در این جهت به خرج داده، بردن آتش به در خانه فاطمه علیهاالسلام را مطرح کرده و می نویسد: پس عمر با شعله ای از آتش به سوی خانه علی علیه السلام رفته تا خانه را بر آن ها بسوزاند که فاطمه علیهاالسلام با آن ها روبرو گشته و گفت: ای ابن خطاب آمده ای که خانه ما را بسوزانی؟!
گفت: آری، یا این که داخل شوید بر آن چه که دیگران داخل شدند (بیعت کنید).(163)

سوزاندن درب خانه در منابع شیعه

و در منابع کهن شیعه به این مسئله به روشنی اشاره شده که به گفته چند نفر از آن ها بسنده می کنیم:
1- علی بن حسین المسعودی می نویسد:... فهجموا علیه داره و احرقوا بابه و استخرجوه منه کرهاً ؛ پس آنان به خانه علی حمله برده و درب خانه اش را به آتش کشیده و به زور وی را از خانه بیرون کشیدند.(164)
2- سلیم بن قیس از امیرمؤمنان ضمن بیاناتی چنین گوید: فأحرق الباب ثم دفعه عمر؛ پس عمر در را سوزاند و با لگد آن را باز کرد.(165)
3- و دیلمی در ارشاد القلوب، در بخشی از گفتگویی که علی ابن ابی طالب با عمر چنین آورده است که: گویا می بینم دستور داده می شود... آن آتشی را که بر در خانه ام روشن کرده اید تا من و فاطمه علیهاالسلام و حسن و حسین و دو دخترم زینب و ام کلثوم را بسوزانید، بیاورند و شما دو نفر را بوسیله همان آتش می سوزاند...(166)
و امام صادق علیه السلام ضمن بیاناتی به مفضل بن عمر می فرماید: و هیچ روزی همانند محنت و مصیبت ما در کربلا نمی باشد، اگر چه روز سقیفه و آتش روشن کردن بر درب خانه امیرمؤمنان علیه السلام و امام حسن و امام حسین و فاطمه علیهاالسلام و زینب و ام کلثوم و فضه و کشتن محسن بوسیله لگد مهم تر و سخت تر است.(167)
و در نقل دیگری حضرت به مفضل بن عمر فرمود: هم چنین زدن سلمان فارسی و آتش روشن کردن بر درب خانه امیرمؤمنان علیه السلام و امام حسن و امام حسین، تا آنها را بوسیله آتش بسوزانند و زدن به بازوی فاطمه و تازیانه و لگد زدن به شکم او و اسقاط محسنش.(168)

آیا فاطمه هم آسیب دید؟

و از دیگر مسائل مهمی که در ماجرای شکستن حریم اهل بیت مطرح است، این که بسیاری می پرسند: آیا واقعاً در ماجرای حمله به خانه فاطمه علیهاالسلام به دخت پیامبر صلی الله علیه و آله آسیب رسید؟
پاسخ می دهیم بدون شک حضرت زهرا علیهاالسلام در این ماجرا آسیب های فراوانی دید و در این راستا به چند جای بدن مبارکش آسیب وارد شد:
الف) فشار بین در و دیوار
اولین آسیبی که دختر پیامبر صلی الله علیه و آله در این ماجرا متحمل شد، این بود که فاطمه علیهاالسلام گمان نمی کرد که آنان بدون اجازه به خانه اش وارد شوند، بدین جهت با قرار گرفتن در پشت درب بسته با آنان به گفتگو پرداخت.
فیض کاشانی می نویسد: فاختبت فاطمه علیهاالسلام وراء الباب فدفعها عمر حتی ضغطها بین الباب و الحائط ؛ پس فاطمه آمده و پشت درب خانه پنهان گشت، عمر درب خانه را به شدت باز نموده و فاطمه علیهاالسلام را بین درب و دیوار فشار داد.(169)
و مسعودی نیز جمله و ضغطوا سیدة النساء بالباب، (170) و هم چنین صدوق در ذیل حدیث یا علی علیه السلام لک کنز فی الجنة آورده است که از برخی از مشایخ و بزرگان که می گفتند: این گنج همان محسن فرزند اوست و این همان سقطی است که به هنگام فشار بین در و دیوار بر فاطمه، بوقوع پیوست.(171)
ب) شکسته شدن پهلوی فاطمه علیهاالسلام
علامه طبرسی ضمن اشاره به اصل جریان به مسئله شکسته شدن پهلوی فاطمه علیهاالسلام اشاره می کند و می نویسد: و حالت فاطمه علیهاالسلام بین زوجها و بینهم عند باب البیت... فأرسل أبوبکر الی قنفذ اضربها، فألجأها الی عضادة بیتها فدفعها فکسر ضلعاً من جنبها ؛ (وقتی که خواستند علی را بیرون ببرند) فاطمه علیهاالسلام کنار درب خانه مانع از بردن شوهر خود شد... ابوبکر کسی را نزد قنفذ فرستاده که فاطمه علیهاالسلام را بزن - تا دست از علی بردارد - این جا بود که قنفذ فاطمه علیهاالسلام را به دستگیره و تیزی درب خانه فشار داده و دنده ای از پهلویش را شکست.(172)
ج) سیلی خوردن فاطمه علیهاالسلام
مسئله سومی که در منابع شیعه به آن اشاره شده جریان اسائه ادب به فاطمه علیهاالسلام و سیلی زدن به آن حضرت می باشد، که پیامبر صلی الله علیه و آله در یک پیشگویی از این مسئله پرده برداشته و به علی علیه السلام فرمود: گریه ام برای آن سیلی است که به صورت فاطمه علیهاالسلام زده خواهد شد...(173)
د) آسیب دیدن بازوی فاطمه علیهاالسلام
این واقعیت را نمی توان نادیده گرفت و یا پنهان کرد که بازوی شریف فاطمه علیهاالسلام مجروح گردیده به گونه ای که تا واپسین لحظات زندگی وی را می آزارد، حال چه کسی این کار را انجام داد، به روایات نگاهی می افکنیم:
امام صادق علیه السلام ضمن بیان شرح ماجرای آتش زدن درب خانه فاطمه علیهاالسلام به مفضل می فرماید:... و زدن به بازوی صدیقه کبری بوسیله تازیانه.(174)
سلیم بن قیس در شرح این ماجرا می نویسد: وقتی که فریاد فاطمه علیهاالسلام بلند شد که می گفت: یا ابتاه، یا رسول الله صلی الله علیه و آله. عمر بن خطاب با نیامی که شمشیر در آن بود به پهلوی فاطمه زد.
فریاد فاطمه که بلند شد، بار دیگر به بازوی فاطمه علیهاالسلام زد.(175) و در نقل مرحوم طبرسی گذشت، هنگامی که می خواستند علی علیه السلام را به زور از خانه بیرون ببرند، فاطمه علیهاالسلام مانع شده و نمی گذاشت او را ببرند، قنفذ برای جدا کردن فاطمه از علی علیه السلام دست به تازیانه برده و به شدت به بازوی فاطمه زهرا علیهاالسلام زد به گونه ای که اثر آن تازیانه ( تا آخرین لحظه ) بر بازویش وجود داشت.(176)
ه) سقط جنین
بیشتر مورخان شیعه و برخی از سنی ها بر این عقیده هستند که فاطمه زهرا علیهاالسلام پنج فرزند داشت: که پنجمین آن ها پس از رحلت پیامبر صلی الله علیه و آله بزرگوار اسلام در قضایای حمله به خانه فاطمه علیهاالسلام سقط گردید. حال برای رسیدگی به این مسئله که آیا فاطمه علیهاالسلام سقط کرده یا نه و آیا این سقط بدون سبب بوده یا در اثر ضربت، باید به کتابهای شیعه و سنی نظری افکند، تا به عمق این فاجعه و چگونگی مسئله آگاه شویم.
علیرغم این که در بسیاری از کتابهای اهل سنت اشاره به وجود چنین فرزندی نشده است، ابن الصباغ مالکی(177) و سبط بن الجوزی(178) و محب الدین طبری(179) اشاره به پسر سومی به نام محسن دارند، اما می گویند وی در دوران کودکی از دنیا رفته است و برخی دیگر، رحلت این فرزند را در زمان حیات پیامبر صلی الله علیه و آله می دانند.(180)
در اینجا ابن الصباغ مالکی ضمن اشاره به چنین فرزندی از فاطمه سقط شده، این مسئله را به شیعه نسبت داده و می نویسد: در بین فرزندان - علی - فرزندی به نام محسن است که برادر حسن و حسین می باشد، شیعیان آورده اند که وی سقط شده است.(181)
آری اگر چه ابن الصباغ اشاره گذارایی در این جهت دارد، اما دیگر به این نپرداخته که این سقط به چه صورت بوده است. آیا به حال طبیعی بوده و یا در اثر ضربه ای که بر فاطمه وارد آمده سقط گردیده است.
ولی ابن شهراشوب از معارف ابن قتیبه نقل کرده که: ان محسنا فسد من زخم قنفذ العدوی.(182)
گر چه این مطلب فعلاً در معارف قتیبی وجود ندارد اما از نقل ابن شهراشوب می توان با جرئت گفت که نسخه معارف در زمان های بعد دچار حذف شده است.