فاطمه علیها السلام الگوی حیات زیبا

نویسنده : محمد جواد مروجی طبسی

تعداد مهاجمین

شاید این سؤال در ذهن بسیاری باشد که آیا در این ماجرای تأسف بار و غم انگیز فرد به خصوصی شرکت کرده و یا عده ای در این هجوم شرکت داشته اند.
پاسخ می دهیم قبلاً گفته شد که ابوبکر در پایان عمر از روی پشیمانی می گفت: ای کاش به خانه فاطمه علیهاالسلام حمله نمی کردم و مردان را به داخل خانه فاطمه علیهاالسلام جهت بیعت گرفتن از علی علیه السلام نمی فرستادم. و این سخن گویای این مطلب است که مهاجم یک نفر نبوده است.
در این جا تاریخ نگاران برخی به نام چند نفر اشاره کردند و برخی دیگر به حمله دست جمعی اشاره نمودند، مثلاً ابن واضح اخباری می نویسد: فأتوا فی جماعة حتی هجموا الدار ؛ پس آنان به همراه جماعتی آمده و به خانه فاطمه علیهاالسلام هجوم آوردند.(156)
هم چنین ابن قتیبة می نویسد: پس عمر از جای برخاسته، به همراه گروهی به خانه فاطمه علیهاالسلام آمد.(157) فیض کاشانی هم آورده است که: عمر، گروهی از طلقا و آزاد شدگان و منافقین را به همراه خود به منزل امیرمؤمنان آورد...(158)
و از گفته های گذشته چنین بر می آید که: این کار به تنهایی صورت نگرفته بلکه عمر به پشتیبانی عده که همراه او بودند دست به چنین کاری زد.
شیخ مفید رحمة الله نام این عده را علاوه بر قنفذ چنین بر شمرده است:
1. ابوبکر 2. عمر 3. عثمان 4. خالد بن ولید 5. مغیرة بن شعبه 6. ابو عبید جراح 7. سالم مولای ابو حذیفة 8. عمر بن ابی المقدام.(159)
ابو الأسود نام اسید بن خضیر و سلمة بن سلامة بن وقش را در شمار مهاجمین به خانه فاطمه علیهاالسلام قرار داده است.(160)
و در نقل دیگری برخی نام ثابت بن قیس و عبدالرحمن بن عوف و محمد بن مسلمة را به این تعداد افزوده اند.(161)

آیا درب خانه فاطمه علیهاالسلام را سوزاندند

برخی با انکار مسئله احراق درب خانه فاطمه علیهاالسلام سعی در محو حقایق تاریخی دارند، اما غافل از این که مسئله سوزاندن درب خانه علاوه بر منابع شیعه در کتابهای اهل سنت نیز اشاره شده است.
ابن قتیبة می نویسد: فدعا بالحطب و قال: و الذی نفس عمر بیده أتخرجن أو لأحرقنها علی من فیها فقیل له یا ابا حفض ان فیها فاطمه علیهاالسلام فقال: و ان ؛ پس عمر دستور داد تا هیزم بیاورند و گفت: قسم به آن کسی که جان عمر در دست اوست بیرون می آیید یا خانه را با آن که در او هست بسوزانم، به او گفتند: ای پدر حفص در این خانه فاطمه علیهاالسلام است! گفت: گرچه او هم باشد.(162)
ابن عبد ربه اندلسی با انصاف بیشتری که در این جهت به خرج داده، بردن آتش به در خانه فاطمه علیهاالسلام را مطرح کرده و می نویسد: پس عمر با شعله ای از آتش به سوی خانه علی علیه السلام رفته تا خانه را بر آن ها بسوزاند که فاطمه علیهاالسلام با آن ها روبرو گشته و گفت: ای ابن خطاب آمده ای که خانه ما را بسوزانی؟!
گفت: آری، یا این که داخل شوید بر آن چه که دیگران داخل شدند (بیعت کنید).(163)

سوزاندن درب خانه در منابع شیعه

و در منابع کهن شیعه به این مسئله به روشنی اشاره شده که به گفته چند نفر از آن ها بسنده می کنیم:
1- علی بن حسین المسعودی می نویسد:... فهجموا علیه داره و احرقوا بابه و استخرجوه منه کرهاً ؛ پس آنان به خانه علی حمله برده و درب خانه اش را به آتش کشیده و به زور وی را از خانه بیرون کشیدند.(164)
2- سلیم بن قیس از امیرمؤمنان ضمن بیاناتی چنین گوید: فأحرق الباب ثم دفعه عمر؛ پس عمر در را سوزاند و با لگد آن را باز کرد.(165)
3- و دیلمی در ارشاد القلوب، در بخشی از گفتگویی که علی ابن ابی طالب با عمر چنین آورده است که: گویا می بینم دستور داده می شود... آن آتشی را که بر در خانه ام روشن کرده اید تا من و فاطمه علیهاالسلام و حسن و حسین و دو دخترم زینب و ام کلثوم را بسوزانید، بیاورند و شما دو نفر را بوسیله همان آتش می سوزاند...(166)
و امام صادق علیه السلام ضمن بیاناتی به مفضل بن عمر می فرماید: و هیچ روزی همانند محنت و مصیبت ما در کربلا نمی باشد، اگر چه روز سقیفه و آتش روشن کردن بر درب خانه امیرمؤمنان علیه السلام و امام حسن و امام حسین و فاطمه علیهاالسلام و زینب و ام کلثوم و فضه و کشتن محسن بوسیله لگد مهم تر و سخت تر است.(167)
و در نقل دیگری حضرت به مفضل بن عمر فرمود: هم چنین زدن سلمان فارسی و آتش روشن کردن بر درب خانه امیرمؤمنان علیه السلام و امام حسن و امام حسین، تا آنها را بوسیله آتش بسوزانند و زدن به بازوی فاطمه و تازیانه و لگد زدن به شکم او و اسقاط محسنش.(168)