فاطمه علیها السلام الگوی حیات زیبا

نویسنده : محمد جواد مروجی طبسی

و این بار فاطمه سخن گفت

مورخین نوشته اند: وقتی که فاطمه صدای عمر را شنید خود به پشت درب آمده و فرمود: مردمی بدتر از شما سراغ ندارم، جنازه رسول خدا را در نزد ما رها کرده، خود رفتید و امر خلافت را بین خود تمام کردید، و هیچ حقی را برای ما در نظر نگرفتید، گویا از سخن پیامبر در روز غدیر خبری ندارید.
سوگند به خدا در آن روز پیامبر ولایت را برای علی بیان داشت تا امید شما را قطع نموده و دستتان را از خلافت کوتاه کند...(153)
سپس با صدای بلند پدر را مخاطب قرار داده، فرمود: یا رسول الله صلی الله علیه و آله ما ذا لقینا بعدک من ابن الخطاب و ابن ابی قحافة ؛ ای رسول خدا صلی الله علیه و آله چه مصیبتهایی پس از تو از سوی فرزند خطاب و فرزند ابی قحافه دیدیم.(154)
ناله جان سوز فاطمه علیهاالسلام و اظهار شکایت او از برخورد غیر منطقی و نفرت آمیز عده عرب جاهلی و از خدا بی خبر بسیاری از مسلمانان را به شدت متأثر کرده و بنا بر نقل ابن قتیبة برگشتند، در حالی که به شدت می گریستند(155) و برخی دیگر از شدت ترس سکوت کرده زیرا با شکستن سکوت و دفاع از اهل بیت، زیر دست و پای جلادان از بین می رفتند.
بدین جهت جز عده ای که خود را آماده کرده بودند، بقیه به خاطر رعب و وحشت و یا به جهات دیگر علی علیه السلام را تنها گذارده و فاصله گرفته بودند.
آری هرگز این ناله ها در دل های سخت تر از سنگ برخی، کوچکترین اثری نداشته، و لحظه به لحظه آتش کینه های آنان شعله ور شده و برای دست یابی به علی علیه السلام گام های بعدی را به اجرا گذاردند.

تعداد مهاجمین

شاید این سؤال در ذهن بسیاری باشد که آیا در این ماجرای تأسف بار و غم انگیز فرد به خصوصی شرکت کرده و یا عده ای در این هجوم شرکت داشته اند.
پاسخ می دهیم قبلاً گفته شد که ابوبکر در پایان عمر از روی پشیمانی می گفت: ای کاش به خانه فاطمه علیهاالسلام حمله نمی کردم و مردان را به داخل خانه فاطمه علیهاالسلام جهت بیعت گرفتن از علی علیه السلام نمی فرستادم. و این سخن گویای این مطلب است که مهاجم یک نفر نبوده است.
در این جا تاریخ نگاران برخی به نام چند نفر اشاره کردند و برخی دیگر به حمله دست جمعی اشاره نمودند، مثلاً ابن واضح اخباری می نویسد: فأتوا فی جماعة حتی هجموا الدار ؛ پس آنان به همراه جماعتی آمده و به خانه فاطمه علیهاالسلام هجوم آوردند.(156)
هم چنین ابن قتیبة می نویسد: پس عمر از جای برخاسته، به همراه گروهی به خانه فاطمه علیهاالسلام آمد.(157) فیض کاشانی هم آورده است که: عمر، گروهی از طلقا و آزاد شدگان و منافقین را به همراه خود به منزل امیرمؤمنان آورد...(158)
و از گفته های گذشته چنین بر می آید که: این کار به تنهایی صورت نگرفته بلکه عمر به پشتیبانی عده که همراه او بودند دست به چنین کاری زد.
شیخ مفید رحمة الله نام این عده را علاوه بر قنفذ چنین بر شمرده است:
1. ابوبکر 2. عمر 3. عثمان 4. خالد بن ولید 5. مغیرة بن شعبه 6. ابو عبید جراح 7. سالم مولای ابو حذیفة 8. عمر بن ابی المقدام.(159)
ابو الأسود نام اسید بن خضیر و سلمة بن سلامة بن وقش را در شمار مهاجمین به خانه فاطمه علیهاالسلام قرار داده است.(160)
و در نقل دیگری برخی نام ثابت بن قیس و عبدالرحمن بن عوف و محمد بن مسلمة را به این تعداد افزوده اند.(161)

آیا درب خانه فاطمه علیهاالسلام را سوزاندند

برخی با انکار مسئله احراق درب خانه فاطمه علیهاالسلام سعی در محو حقایق تاریخی دارند، اما غافل از این که مسئله سوزاندن درب خانه علاوه بر منابع شیعه در کتابهای اهل سنت نیز اشاره شده است.
ابن قتیبة می نویسد: فدعا بالحطب و قال: و الذی نفس عمر بیده أتخرجن أو لأحرقنها علی من فیها فقیل له یا ابا حفض ان فیها فاطمه علیهاالسلام فقال: و ان ؛ پس عمر دستور داد تا هیزم بیاورند و گفت: قسم به آن کسی که جان عمر در دست اوست بیرون می آیید یا خانه را با آن که در او هست بسوزانم، به او گفتند: ای پدر حفص در این خانه فاطمه علیهاالسلام است! گفت: گرچه او هم باشد.(162)
ابن عبد ربه اندلسی با انصاف بیشتری که در این جهت به خرج داده، بردن آتش به در خانه فاطمه علیهاالسلام را مطرح کرده و می نویسد: پس عمر با شعله ای از آتش به سوی خانه علی علیه السلام رفته تا خانه را بر آن ها بسوزاند که فاطمه علیهاالسلام با آن ها روبرو گشته و گفت: ای ابن خطاب آمده ای که خانه ما را بسوزانی؟!
گفت: آری، یا این که داخل شوید بر آن چه که دیگران داخل شدند (بیعت کنید).(163)