فاطمه علیها السلام الگوی حیات زیبا

نویسنده : محمد جواد مروجی طبسی

چرا از فاطمه احادیث کمی بر جای مانده؟

این امر ممکن است چند جهت داشته باشد. یکی این که ایشان نمی توانستند همانند سایر معصومین علیهم السلام آزادانه به نقل حدیث بپردازند. بدین جهت احادیث نقل شده از ایشان کم می باشد ولی این احتمال به دو جهت صحیح نیست. زیرا اولاً راویان مرد از حضرتش روایت کرده اند و ثانیاً مگر روایت فقط به مردان منحصر بوده و زنان حق روایت نداشته اند.
علت دیگر: همان ظلم آشکاری است که پس از پیامبر صلی الله علیه و آله به اهل بیت آن حضرت شد، بزرگترین مانع از نشر و گسترش احادیث اهل بیت علیهم السلام علی الخصوص فاطمه زهرا علیهاالسلام بود تا آنجا که آن هایی هم که از او روایتی شنیده بودند، به خاطر ترس و وحشتی که حاکم بود، از نقل آن ها خودداری کرده، در سینه های خود پنهان کردند.
ابوهریره در این رابطه می گوید: تا زمانی که عمر زنده بود، ما جرأت نداشتیم یک حدیث از پیامبر صلی الله علیه و آله نقل کنیم.(145)
و ممکن است چون بسیاری از این احادیث در فضل اهل بیت علیهم السلام خاصه علی بن ابی طالب علیهما السلام بوده، آن ها را شنیده اند اما از روی دشمنی و کینه ای که با اهل بیت و علی علیهم السلام داشتند، از بیان آن احادیث خودداری کردند.

راویان حدیث از حضرت فاطمه علیهاالسلام

عده نسبتاً زیادی از حضرت زهرا علیهاالسلام حدیث نقل کرده اند که علاوه بر امیرمؤمنان، امام حسن، امام حسین، حضرت زینب و ام کلثوم افراد زیر به نقل حدیث از حضرتش پرداخته اند:
1- سلمان فارسی 2- ابوذر غفاری 3- جابر بن عبدالله انصاری 4- عبدالله بن مسعود 5- یحیی بن جعده 6- حکم بن ابی نعیم 7- عمرو بن الشرید 8- حذیفة بن الیمان 9- ربعی بن حراش 10- انس بن مالک 11- ابوسعید خدری 12- ابن ابی ملیکه 13- ابو ایوب انصاری 14- ابو هریره 15- بشیر بن زید 16- سهل بن سعد انصاری 17- شبیب بن ابی رافع 18- عباس بن عبدالمطلب 19- عبدالله بن عباس 20- عوانة بن الحکم 21- قاسم بن أبی سعید خدری 22- هشام بن محمد 23- زینب دختر ابو رافع 24- عایشه 25- ام سلمه 26- اسماء بنت عمیس 27- سلمی رافع و غیر از این ها که می توان به روایات این عده در دلائل الامامه، بشارة المصطفی، امالی شیخ طوسی، کفایه الاثر، مسند فاطمه علیهاالسلام و ده ها کتاب دیگر دست یافت.

گلایه ای از مسند نویسان و سخنی با احمد

با توجه به شمار قابل توجه راویان حدیث از حضرت زهرا علیهاالسلام این گلایه را از همه مسند نویسان به ویژه احمد بن حنبل داریم که چرا نسبت به دختر پیامبر صلی الله علیه و آله آن همه بی توجهی کرده اند.
اما سخنی که با احمد داریم این است که اگر ما به جلد ششم مسند نگاهی بیفکنیم، خواهیم دید که وی از عایشه در حدود دویست و پنجاه و سه صفحه حدیث نقل کرده ولی از حضرت فاطمه علیهاالسلام حدود یک صفحه و نیم - که جمعاً ده حدیث می شود - نقل کرده است که حدیث اول و دوم و هشتم به یک مضمون اشاره شده، منتهی با این تفاوت که یکی را به صورت مجمل و دیگری با تفصیل بیشتری آورده است.
حال این سؤال ما این است آیا عایشه تا موقع رحلت آن حضرت نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله بیشتر بوده یا حضرت فاطمه علیهاالسلام. مگر به قول مورخین عامه، حضرت زهرا پنج سال پیش از هجرت پیامبر صلی الله علیه و آله به دنیا نیامده است؟ و آیا مگر همسری عایشه با رسول خدا صلی الله علیه و آله در مدینه صورت نگرفته است؟ حداقل هجده سال (146) حضرت فاطمه علیهاالسلام در کنار پدر بوده است. سؤال دیگر ما این است که آیا در این هجده سال، سالی یک حدیث هم حضرت فاطمه علیهاالسلام از پدر روایت نکرده که حداقل هجده روایت از دوران مکه و مدینه برای فاطمه علیهاالسلام از پیامبر صلی الله علیه و آله نقل شود؟ ما اگر حضور ده ساله پیامبر صلی الله علیه و آله را در مدینه حساب کنیم، حضور و درک محضر پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله توسط فاطمه علیهاالسلام بیشتر می باشد یا عایشه؟ با توجه به این که پیامبر صلی الله علیه و آله با حضرت فاطمه علیهاالسلام بیشتر همدم و همراز بوده، حضرت فاطمه علیهاالسلام می باید بیشتر روایت داشته باشد یا عایشه؟
آیا ملاقات پیامبر صلی الله علیه و آله با حضرت فاطمه علیهاالسلام بیشتر بوده یا با عایشه که از هر چند شب یک شب نزد او بوده است؟
از نویسنده مسند احمد باید پرسید: مگر پیامبر صلی الله علیه و آله در این مدت نه سال به خانه زهرا علیهاالسلام رفت و آمد نداشته؟ آیا به هنگام ملاقات کاملاً سکوت می کرده تا بگوئیم فقط نه یا ده روایت از پدرش نقل کرده است؟ آیا چنین چیزی باور کردنی است. آیا به هنگام میلاد امام حسن، امام حسین و حضرت زینب کبری، آن حضرت جهت تبریک به خانه زهرا علیهاالسلام نرفته و چیزی بفرموده که وی آن ها را ضبط کند. آیا به هنگام رحلت و روزهای بیماری، فاطمه علیهاالسلام به عیادت پدر نرفته 9 و هیچ حدیث و روایتی از او نقل نکرده؟ آیا این ظلم آشکار از یک عالم حدیث شناس بخشودنی است؟