فاطمه علیها السلام الگوی حیات زیبا

نویسنده : محمد جواد مروجی طبسی

تا کنون به نام و تاریخچه بسیاری از زنان در جهان اسلام و یا حتی جهان بشریت برخورد کرده ایم، اما موفقیت هر یک از آن ها در یک جهت و بسیار محدود بوده و در مقایسه با یکدیگر، مشاهده می کنیم هیچ کدام جامع تمام صفات و کمالات اخلاقی و علمی نبوده اند. اما دخت نبی اکرم صلی الله علیه و آله

حضرت فاطمه زهرا علیهاالسلام خود به تنهایی جامع تمام صفات انسانی و کمالات اخلاقی است، چرا که به شهادت پدر بزرگوار و اولاد طاهرینش، آیینه تمام نمای رسول خدا صلی الله علیه و آله بوده و پاره تن او و حجت بر اوصیایش بوده است.
سیره و روش فاطمه علیهاالسلام بزرگترین درس برای همگان است که تطبیق و پیاده کردن آن، سعادت و کامیابی را در پی خواهد داشت.
فاطمه علیهاالسلام مجسمه زهد، پارسایی، اخلاق و بزرگواری، اخلاص و ایثار، حجب و حیا عفت و پاکدامنی و صدها خصلت خوب انسانی بوده است که در این درنگ کوتاه به نشانه هایی از حیا و عفت این بانوی کرامت و فضیلت می پردازیم:

فاطمه علیهاالسلام معدن حجب و حیا

زندگی افتخارآمیز فاطمه علیهاالسلام پر از این نشانه ها است و آن ها گواهند که وی چقدر با حجب و حیا بوده و به این امر اهمیت می داده است.
فاطمه علیهاالسلام نه فقط در مسائل دنیوی از حریم حیا پاسداری می کرد، بلکه حتی پس از مرگ خود حاضر نبود بدن پیچیده به کفنش در مقابل دیدگان نامحرم قرار گیرد و یا در آخرت همانند دیگر انسانها با بدن برهنه وارد صحنه قیامت و محشر کبری شود و تا این دو امر برایش تضمین نشد از اضطراب و دلهره بیرون نیامده و مرگ برایش گوارا نبود.

گفتگوی فاطمه علیهاالسلام و درخواست از اسماء

در صدر اسلام چنین رسم بود، هنگامی که مرد یا زنی از دنیا می رفت، پس از غسل و کفن، او را روی تخته ای قرار داده و با کشیدن پارچه روی میت او را تا محل دفن تشییع می کردند.
این منظره که برای فاطمه علیهاالسلام بسیار زشت و زننده بود، به هیچ وجه حاضر نبود، که پس از مرگش این گونه حمل گردد، چرا که هیکل زن اگر چه پوشیده بود، اما کاملاً پیدا بود.
بدین جهت در اواخر عمرش با گفتگویی که با اسماء داشت، این مسئله را مطرح کرده و فرمود: ای اسماء؛ من زشت می دارم آنچه را که با جنازه زنان انجام می دهند که فقط پارچه ای به روی زن می کشند؛ اسماء گفت: من در حبشه چیزی دیدم و مایلم شبیه آن را برای شما نشان دهم. آن گاه چند چوب تر و تازه درخت خرما را طلبیده و آنها را خم نموده و پارچه ای برویش کشید. فاطمه علیهاالسلام از این کار بسیار شاد شد و فرمود: چقدر خوب و زیبا است.(108) چرا که زن از مرد شناخته نمی شود.(109)
اسماء گوید: فاطمه علیهاالسلام با دیدن این نعش، خنده بر لبانش ظاهر شد چهره اش خندان نشد مگر همان وقت.(110)
و در نهایت با تحسین این کار از اسماء خواستند که شبیه آن را برای او درست کنند، سپس فرمود: مرا مستور و پنهان کن، خداوند تو را از آتش جهنم مستور کند.(111)