فاطمه علیها السلام الگوی حیات زیبا

نویسنده : محمد جواد مروجی طبسی

5- احترام فوق العاده به پیامبر صلی الله علیه و آله

بر پیامبر نازل گشت، حضرت فاطمه علیهاالسلام پدر را یا رسول الله خطاب می کرد.
امام حسین علیه السلام از مادرش فاطمه زهرا نقل می کند که فرمود:
از آن روزی که این آیه بر پیامبر نازل گشت، هیبت آن حضرت مانع شد که او را پدر خطاب کنم، از اینرو می گفتم: یا رسول الله. چون پیامبر این برنامه را از من مشاهده کرد، فرمود: دخترم! این آیه در باره تو و اهل بیت تو نازل نگشته است، زیرا تو از من هستی و من از تو می باشم، بلکه این آیه درباره اهل جفا و متکبران نازل گشته که احترام مرا نگه نمی دارند. دخترم! تو مرا با همان کلمه پدر خطاب کن که برای آرامش قلب من بهتر و به خوشنودی خداوند نزدیک تر است. سپس پیشانی مرا بوسید و مقداری از آب دهان خود به من مالید که از آن پس هرگز نیاز به عطر پیدا نکردم.(99)
شیخ مفید به نمونه دیگری از احترام فاطمه علیهاالسلام به پیامبر صلی الله علیه و آله اشاره می کند که در بخش خواستگاری از فاطمه علیهاالسلام بیان شد.

6- سبقت در اسلام

حضرت زهرا علیهاالسلام به پیروی از سنت حسنه رسول خدا صلی الله علیه و آله بسیار اهمیت می داد.
در حدیث آمده است که شخصی گفت: بر حضرت فاطمه وارد شدم تا مرا دید سلام کرد و در این امر نیکو بر من پیشی گرفت، سپس فرمود: چه چیز تو را به این جا آورده است؟
عرض کردم: به جهت بدست آوردن خیر و برکت.
فاطمه علیهاالسلام فرمود: پدرم مرا خبر داد که هر کس سه روز بر من و یا پدرم درآید و سلام کند، خداوند بهشت را بر او واجب می گرداند.(100)

7- تحمل سختی های زندگی

در روزهای نخست شکل گیری حکومت اسلامی در مدینه، مشکلات فراوان و طاقت فرسایی بر مسلمانان وارد شد.بسیاری از مهاجرین و انصار با تنگدستی روزگار می گذراندند، به یقین با وجود این حالت رقت بار که برای حفظ اسلام و پیروی از پیامبر پیش آمده بود هرگز برای انسانهای با تقوا و دین دار قابل قبول نبود که خود در بهترین شرایط زندگی کنند و دیگر مسلمانان را به حال خود رها سازند.
بدین جهت حضرت زهرا علیهاالسلام که از نزدیک شاهد این مسائل بود چگونه می توانست چیزی بگوید در حالی که علی نیز یکی از همان تهی دستان بود که همانند سایر مسلمانان زندگی می کرد و اگر هم بر چیزی دست می یافت، دیگران را بر خود مقدم می داشت.
تا چند سال وضع به همین منوال سپری شد، علی و فاطمه زیراندازی به جز یک پوست گوسفند - که روی آن می خوابیدند - نداشتند، با این حال فاطمه علیهاالسلام صبر کرد و سختی های زندگی را به خاطر خدا و پدر و شوهر خویش تحمل کرد پیامبر صلی الله علیه و آله ضمن با خبر بودن از وضع معیشتی علی علیه السلام و فاطمه علیهاالسلام پیوسته دختر خود را به صبر و شکیبایی در برابر مشکلات زندگی فرامی خواند.
انس گوید: روزی فاطمه علیهاالسلام خدمت پدر آمده، عرض کرد یا رسول الله صلی الله علیه و آله من و پسر عمویم زیراندازی جز یک پوست گوسفند نداریم، که شبها ما از آن استفاده نی کنیم و روزها علف شترمان را روی آن پهن می نماییم. پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود: دخترم صبر کن زیرا موسی بن عمران علیه السلام ده سال از روزهای زندگی خود را سپری کرد در حالی که چیزی جز یک عبای قطوانیه نداشت.(101)
همچنین نقل شده است که روزی پیامبر صلی الله علیه و آله و ابوبکر و عمر به دعوت ابوایوب به منزل او رفتند، حضرت مقداری از گوشت را بر داشت و در قرص نانی گذارده به ابوایوب فرمود:این را به خانه فاطمه علیهاالسلام برسان؛ زیرا چند روز است که از چنین غذایی استفاده نکرده است.(102)
جابر انصاری گوید: روزی پیامبر صلی الله علیه و آله چشمش به فاطمه افتاد در حالی که عبایی از پشم شتر بر سر افکنده و با دو دست خود آرد می کرد، و فرزند خود را نیز شیر می داد.پیامبر صلی الله علیه و آله از دیدن این منظره متأثر شده و در حالی که اشک بر گونه هایش جاری بود، فرمود: دخترم پیش از شیرینی آخرت تلخی دنیا را بچش.
فاطمه علیهاالسلام عرض کرد: یا رسول الله صلی الله علیه و آله خداوند را در برابر نعمتهایش ستایش می کنم و بر نعمتهای ظاهری اش شکر گزارم.(103)