فاطمه علیها السلام الگوی حیات زیبا

نویسنده : محمد جواد مروجی طبسی

2-ترس از روز قیامت

حضرت زهرا علیهاالسلام به شدت از روز قیامت و سخنی آن نگران بود و از پدر بزرگوارش درباره چگونگی زنده شدن و احوال روز قیامت سؤالات بسیاری می نمود.
علامه مجلسی می نویسد هنگامی که آیه و ان جهنم لموعدهم أجمعین لها سبعة أبواب لکل باب منهم جزء مقسوم (93) بر پیامبر صلی الله علیه و آله نازل گشت آن حضرت بشدت گریست و یارانش نیز بر اثر گریه آن حضرت گریستند اما کسی نمی دانست که پیامبر صلی الله علیه و آله چرا می گرید، و جبرئیل چه چیزی را بر او نازل کرده که باعث گریه فراوان پیامبر صلی الله علیه و آله شده است و از طرفی هیچ کس یارای سخن گفتن با آن را حضرت نداشت. یاران چون می دانستند وقتی پیامبر صلی الله علیه و آله نگاهش به فاطمه علیهاالسلام می افتد شاد می گردد، یکی از اصحاب به خانه فاطمه رفت تا وی را از این ماجرا و گریه پیامبر صلی الله علیه و آله با خبر سازد، دختر رسول خدا صلی الله علیه و آله با شنیدن این خبر برآشفت و در حالی که خود را به یک چادر کهنه -که دوازده جای آن را با لیف خرما وصله کرده بود - پوشانیده، خانه را به قصد مسجد و دیدار پیامبر صلی الله علیه و آله ترک گفت. همین که سلمان فارسی چشمش به چادر فاطمه افتاد گریست و گفت واحزناه... بر تن دختران قیصر و کسری لباسهای سندس و ابریشم می باشد اما دختر پیامبر خدا صلی الله علیه و آله فقط یک چادر پشمینه کهنه داشته باشد
هنگامی که فاطمه علیهاالسلام بر پیامبر صلی الله علیه و آله وارد شد، با دیدن آن حالت از رسول خدا صلی الله علیه و آله خواست پدر را آرام کند بدین جهت گفت: ای رسول خدا سلمان از لباسی که من دارم شگفت زده شده است و آن خدایی که تو را به پیامبری برانگیخت پنج سال است که با علی علیه السلام زندگی می کنم و جز پوست گوسفندی که روزها علف شترمان را روی آن می ریزیم و شبها زیرانداز ما می باشد چیز دیگری نداریم، سپس فرمود: پدر جان جانم فدایت باد چه چیز تو را به گریه درآورده است؟!
پیامبر صلی الله علیه و آله در پاسخ فاطمه علیهاالسلام آن چه را که جبرئیل بر او نازل کرده بود بر دخترش تلاوت کرد.
فاطمه علیهاالسلام از شدت ترس و وحشت با صورت بر زمین افتاد در حالی که می فرمود: وای پس وای پس وای، وای بر کسی که وارد دوزخ شود.
سلمان که چنین دید از وحشت گفت: ای کاش گوسفندی بودم که گوشت مرا می خوردند و پوست مرا پاره پاره می کردند و هرگز نامی از آتش جهنم نمی شنیدم.
ابوذر گفت: ای کاش مادرم نازا بود و مرا نمی زایید که نام آتش را بشنوم.
مقداد می گفت: ای کاش پرنده ای بودم که بر من حساب و کتاب و عقابی نبودم و نام آتش را نمی شنیدم، علی علیه السلام نی فرمود: ای کاش مادرم مرا نمی زایید و نام آتش را نمی شنیدم، پس دست بر سر می گذاشت و می گفت: وای از دوری راه و کمی توشه در سفر آخرت.(94)

3-انس با قرآن کریم

توجه ویژه حضرت زهرا به قرآن کریم در طول زندگی خود درس دیگری را به شیفتگان این کتاب آسمانی می دهد. گاهی اوقات که امام علی علیه السلام از مسجد به منزل می آمد ملاحظه می کرد، همان آیاتی که لحظاتی قبل بر پیامبر صلی الله علیه و آله نازل شده بر زبان فاطمه علیهاالسلام جاری است، با کمال تعجب می پرسید این آیات از چه راهی به شما رسیده است در حالی که لحظاتی بیش نیست که این آیات بر پیامبر صلی الله علیه و آله نازل شده؟!
فاطمه علیهاالسلام در پاسخ می فرمود: فرزندت حسن آنها را برایم تلاوت کرده است.(95)
و در روایت دیگری آمده است که حضرت فاطمه علیهاالسلام فرمود: حبب الی من دنیاکم تلاوة کتاب الله و النظر فی وجه رسول الله صلی الله علیه و آله و الانفاق فی سبیل الله ؛ سه چیز از دنیای شما را دوست دارم: تلاوت قرآن کریم، نگاه به چهره مقدس پیامبر صلی الله علیه و آله و انفاق در راه خدا.(96)
و پیش از این گذشت که وقتی سلمان فارسی جهت رساندن پیامی از پیامبر صلی الله علیه و آله به خانه فاطمه علیهاالسلام رفته بود، صدای قرآن خواندن فاطمه علیهاالسلام را از درون خانه شنیده و برای پیامبر صلی الله علیه و آله گزارش داد.(97)

4- دعا برای دیگران

حضرت فاطمه علیهاالسلام چگونه سخن گفتن با خدا و چگونه دعا کردن را به آیندگان آموخت، او همیشه دعا می کرد و همه چیز از خدا می خواست اما نه برای خود، فاطمه علیهاالسلام حتی در دعا کردن نیز ایثار می کرد و همه را بر خود مقدم می داشت.
امام حسن مجتبی علیه السلام فرمود: مادرم فاطمه علیهاالسلام را در شب جمعه ای دیدم که پیوسته در حال رکوع و سجود بود تا این که صبح دمید و شنیدم که مؤمنین و مؤمنات را نام می برد و بسیار برای آنان دعا می کرد، اما ندیدم حتی یکبار برای خودش دعا کند، از روی تعجب گفتم: مادر، چرا برای خودت دعا نمی کنی و از خدا چیزی نمی خواهی، همان گونه که برای دیگران دعا می کنی؟!
مادرم در پاسخ فرمود: یا بنی الجار ثم الدار ، فرزندم اول باید همسایه را در نظر گرفت.(98)