فاطمه علیها السلام الگوی حیات زیبا

نویسنده : محمد جواد مروجی طبسی

مراسم ازدواج فاطمه علیهاالسلام

یک ماه از ماجرای عقد علی و فاطمه علیهاالسلام می گذشت تا اینکه جعفر و عقیل (44) و بنابر نقل شیخ طوسی، همسران پیامبر به علی گفتند که در صورت تمایل از آن حضرت بخواهند تا مراسم عروسی را به راه اندازند.
و با اعلام موافقت از سوی علی و رفت و آمد ام أیمن به خانه پیامبر صلی الله علیه و آله، نخست ام أیمن در محضر رسول خدا چنین گفت: ای رسول خدا اگر خدیجه زنده بود امروز در مراسم جشن و عروسی فاطمه علیهاالسلام چشمش روشن می گشت، این علی است که همسرش را می خواهد.
پس چشم فاطمه علیهاالسلام را به وسیله همسرش روشن بنما و هر دو را جمع نموده و چشم ما را هم به این کار روشن گردان.
پیامبر در پاسخ فرمود: چرا خود علی چنین در خواستی از من نکرده، چرا که توقع ما از او چنین بود...(45) ام أیمن گوید: پیامبر صلی الله علیه و آله به من فرمود: حال به دنبال علی رفته و او را به نزد من بیاور.
به دنبال فرمان پیامبر صلی الله علیه و آله به سوی علی رفته دیدم که او در انتظار من است، تا مرا دید پرسید: ای ام ایمن چه کردی؟ عرض کردم: پیامبر صلی الله علیه و آله در انتظار توست.
علی فرمود: من همان وقت بر خاسته بر پیامبر صلی الله علیه و آله وارد شدم در حالی که از شرم و حیا از رسول خدا سر به زیر انداخته بودم، در محضرش نشستم.
پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود: آیا دوست داری که همسرت به نزد تو بیاید؟ من در حالی که سرم پایین بود گفتم: آری پدر و مادرم به فدایت.
پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود: من امشب یا فردا شب این کار را انجام خواهم داد.(46)
پس به امیر مؤمنان فرمود: یا علی منزلی را آماده کن تا فاطمه علیهاالسلام را به آن جا منتقل کنی.
علی فرمود: یا رسول الله صلی الله علیه و آله هیچ منزلی یافت نمی شود مگر منزل حارثة بن نعمان.
پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود: به خدا سوگند ما دیگر از حارثة خجالت می کشیم زیرا بیشتر خانه هایش را از او گرفته ایم.این سخن که به گوش حارثة رسید خدمت پیامبر صلی الله علیه و آله آمده، عرضه داشت: یا رسول الله صلی الله علیه و آله من و اموالم در اختیار خدا و رسولش هستیم...پس فاطمه علیهاالسلام را در شب عروسی در خانه حارثة بن نعمان اسکان داد.

آراستن فاطمه علیهاالسلام

این جا بود که رسول خدا صلی الله علیه و آله نگاهی به زنان کرد و گفت: چه کسی در این جا حضور دارد؟ ام سلمه گفت: یا رسول الله صلی الله علیه و آله من هستم و این زینب و این فلان و فلان در این جا نشسته اند.
پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود: برای دخترم و پسر عمویم حجره ای در یکی از خانه ها مهیا کنید.
ام سلمه گفت: در کدام حجره ای رسول خدا صلی الله علیه و آله؟
پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود: در حجره خودت، آن گاه دستور فرمود: تا فاطمه علیهاالسلام را برای مراسم عروسی زینت نموده و آرایش دهند.(47)
پس زنان در خانه ام سلمه به چنین کاری مشغول شده و فاطمه علیهاالسلام را برای شب عروسی آماده کردند.(48)

ولیمه عروسی علی و فاطمه علیهاالسلام

سپس به علی فرمود: علی جان، بای مراسم عروسی غذای خوبی آماده کن و آن گاه فرمود: گوشت و نان از ما باشد و خرما و روغن از تو.(49)
یاران پیامبر صلی الله علیه و آله که چنین دیدند هر یک به توان خود در مراسم جشن علی و فاطمه علیهاالسلام شرکت کرده و هدیه ای برای علی آوردند.
پیامبر صلی الله علیه و آله دستور داد که گندم را آسیاب کرده و نان بپزند، و به علی فرمود تا گاو و گوسفند را سر ببرد و خود به کندن پوست آن ها اقدام فرمود.
هنگامی که غذا آماده گردید، پیامبر صلی الله علیه و آله دستور داد تا شخصی از بالای بام خانه فریاد برآورد که دعوت پیامبر صلی الله علیه و آله را اجابت کنید.
مسلمانان به دعوت آن حضرت به مسجد آمده و در کنار رسول خدا صلی الله علیه و آله نشسته و به برکت وجود مقدس پیامبر صلی الله علیه و آله در مراسم بیش از چهار هزار نفر از مرد و زن مدینه و در چند نوبت از ولیمه عروسی علی علیه السلام و فاطمه علیهاالسلام غذا خوردند.(50)
آورده اند که پیامبر صلی الله علیه و آله در آن روز ظرفها را پر از غذا می کرد و بوسیله عبدالله بن زبیر و عبدالله بن عقبه به خانه های بی سرپرستان و ضعفا و بینوایان از مسلمانان و از هم پیمانان می فرستاد و در آن روز خانه ای نماند که از غذای عروسی فاطمه علیهاالسلام به آن جا نرفته باشد.(51)