فاطمه علیها السلام الگوی حیات زیبا

نویسنده : محمد جواد مروجی طبسی

صورت جهیزیه فاطمه علیهاالسلام

و آن چه که این چند نفر به عنوان جهیزیه برای فاطمه خریداری کردند، عبارت بود از: 1.یک قواره پیراهن به قیمت هفت درهم.
2.یک عدد روسری بزرگ به قیمت چهار درهم.
3.یک حوله سیاه خیبری.
4.یک تخت خواب که با برگ درخت خرما بافته شده بود.
5.دو عدد تشک کتانی از کتان های مصری که درون یکی از آن ها لیف خرما و در درون دیگری پشم گوسفند پر شده بود.
6.چهار عدد بالش از پوست میش مکه که از گیاه خوشبویی به نام اذخر پر شده بود.
7.یک تخت پرده پشمی.
8.یک قطعه حصیر.
9-یک عدد دستاس.
10.یک عدد طشت مسی برای شستن لباس.
11.یک عدد مشک چرمی برای کشیدن آب از چاه.
12.یک بادیه بزرگ برای دوشیدن شیر.
13.یک ظرف چرمی برای آب.
14.یک آفتابه گلی لعابی شده.
15.یک سبوی گلی سبز.
16.دو عدد کوزه سفالین.
17.یک قطعه پوست چرمی.
و18.یک چادر از پارچه های بافت قطر.(43)

مراسم ازدواج فاطمه علیهاالسلام

یک ماه از ماجرای عقد علی و فاطمه علیهاالسلام می گذشت تا اینکه جعفر و عقیل (44) و بنابر نقل شیخ طوسی، همسران پیامبر به علی گفتند که در صورت تمایل از آن حضرت بخواهند تا مراسم عروسی را به راه اندازند.
و با اعلام موافقت از سوی علی و رفت و آمد ام أیمن به خانه پیامبر صلی الله علیه و آله، نخست ام أیمن در محضر رسول خدا چنین گفت: ای رسول خدا اگر خدیجه زنده بود امروز در مراسم جشن و عروسی فاطمه علیهاالسلام چشمش روشن می گشت، این علی است که همسرش را می خواهد.
پس چشم فاطمه علیهاالسلام را به وسیله همسرش روشن بنما و هر دو را جمع نموده و چشم ما را هم به این کار روشن گردان.
پیامبر در پاسخ فرمود: چرا خود علی چنین در خواستی از من نکرده، چرا که توقع ما از او چنین بود...(45) ام أیمن گوید: پیامبر صلی الله علیه و آله به من فرمود: حال به دنبال علی رفته و او را به نزد من بیاور.
به دنبال فرمان پیامبر صلی الله علیه و آله به سوی علی رفته دیدم که او در انتظار من است، تا مرا دید پرسید: ای ام ایمن چه کردی؟ عرض کردم: پیامبر صلی الله علیه و آله در انتظار توست.
علی فرمود: من همان وقت بر خاسته بر پیامبر صلی الله علیه و آله وارد شدم در حالی که از شرم و حیا از رسول خدا سر به زیر انداخته بودم، در محضرش نشستم.
پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود: آیا دوست داری که همسرت به نزد تو بیاید؟ من در حالی که سرم پایین بود گفتم: آری پدر و مادرم به فدایت.
پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود: من امشب یا فردا شب این کار را انجام خواهم داد.(46)
پس به امیر مؤمنان فرمود: یا علی منزلی را آماده کن تا فاطمه علیهاالسلام را به آن جا منتقل کنی.
علی فرمود: یا رسول الله صلی الله علیه و آله هیچ منزلی یافت نمی شود مگر منزل حارثة بن نعمان.
پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود: به خدا سوگند ما دیگر از حارثة خجالت می کشیم زیرا بیشتر خانه هایش را از او گرفته ایم.این سخن که به گوش حارثة رسید خدمت پیامبر صلی الله علیه و آله آمده، عرضه داشت: یا رسول الله صلی الله علیه و آله من و اموالم در اختیار خدا و رسولش هستیم...پس فاطمه علیهاالسلام را در شب عروسی در خانه حارثة بن نعمان اسکان داد.

آراستن فاطمه علیهاالسلام

این جا بود که رسول خدا صلی الله علیه و آله نگاهی به زنان کرد و گفت: چه کسی در این جا حضور دارد؟ ام سلمه گفت: یا رسول الله صلی الله علیه و آله من هستم و این زینب و این فلان و فلان در این جا نشسته اند.
پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود: برای دخترم و پسر عمویم حجره ای در یکی از خانه ها مهیا کنید.
ام سلمه گفت: در کدام حجره ای رسول خدا صلی الله علیه و آله؟
پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود: در حجره خودت، آن گاه دستور فرمود: تا فاطمه علیهاالسلام را برای مراسم عروسی زینت نموده و آرایش دهند.(47)
پس زنان در خانه ام سلمه به چنین کاری مشغول شده و فاطمه علیهاالسلام را برای شب عروسی آماده کردند.(48)