فاطمه علیها السلام الگوی حیات زیبا

نویسنده : محمد جواد مروجی طبسی

تأمین و تهیه جهیزیه

پس از فروش زره توسط علی علیه السلام و فراهم شدن مهریه فاطمه علیهاالسلام پیامبر صلی الله علیه و آله به چند نفر دستور داد تا لوازم خانه علی و فاطمه علیهاالسلام را خریداری کنند.
امام صادق علیه السلام می فرماید: حضرت مقدار 336 یا 66 درهم را جهت تأمین لوازم منزل فاطمه علیهاالسلام به ام ایمن سپرد تا خریداری کند و مقدار دیگری را به اسماء بنت عمیس داد تا عطر خریداری کند و مقدار دیگری را به نزد ام سلمه سپرد تا برای طعام ولیمه عروسی فاطمه علیهاالسلام مصرف شود.(41) هم چنین شیخ طوسی از پیامبر صلی الله علیه و آله نقل کرده که آن حضرت بلال را فراخوانده دست برد و مبلغی از همان پول را گرفته، به او سپرد و فرمود: برای فاطمه علیهاالسلام عطر خریداری کن و مقدار دیگری را به ابوبکر داد و فرمود: برای فاطمه علیهاالسلام آن چه را که مناسب حال او می بینی از لباس و اثاث خانه خریداری کن، سپس عمار و برخی دیگر از یاران خود را به دنبالش فرستاده تا به کمک او بشتابند.
پس آن ها هر چه می خواستند خریداری کنند نخست بر او عرضه کرده اگر مصلحت می دانست همان را خریداری می کردند.(42)

صورت جهیزیه فاطمه علیهاالسلام

و آن چه که این چند نفر به عنوان جهیزیه برای فاطمه خریداری کردند، عبارت بود از: 1.یک قواره پیراهن به قیمت هفت درهم.
2.یک عدد روسری بزرگ به قیمت چهار درهم.
3.یک حوله سیاه خیبری.
4.یک تخت خواب که با برگ درخت خرما بافته شده بود.
5.دو عدد تشک کتانی از کتان های مصری که درون یکی از آن ها لیف خرما و در درون دیگری پشم گوسفند پر شده بود.
6.چهار عدد بالش از پوست میش مکه که از گیاه خوشبویی به نام اذخر پر شده بود.
7.یک تخت پرده پشمی.
8.یک قطعه حصیر.
9-یک عدد دستاس.
10.یک عدد طشت مسی برای شستن لباس.
11.یک عدد مشک چرمی برای کشیدن آب از چاه.
12.یک بادیه بزرگ برای دوشیدن شیر.
13.یک ظرف چرمی برای آب.
14.یک آفتابه گلی لعابی شده.
15.یک سبوی گلی سبز.
16.دو عدد کوزه سفالین.
17.یک قطعه پوست چرمی.
و18.یک چادر از پارچه های بافت قطر.(43)

مراسم ازدواج فاطمه علیهاالسلام

یک ماه از ماجرای عقد علی و فاطمه علیهاالسلام می گذشت تا اینکه جعفر و عقیل (44) و بنابر نقل شیخ طوسی، همسران پیامبر به علی گفتند که در صورت تمایل از آن حضرت بخواهند تا مراسم عروسی را به راه اندازند.
و با اعلام موافقت از سوی علی و رفت و آمد ام أیمن به خانه پیامبر صلی الله علیه و آله، نخست ام أیمن در محضر رسول خدا چنین گفت: ای رسول خدا اگر خدیجه زنده بود امروز در مراسم جشن و عروسی فاطمه علیهاالسلام چشمش روشن می گشت، این علی است که همسرش را می خواهد.
پس چشم فاطمه علیهاالسلام را به وسیله همسرش روشن بنما و هر دو را جمع نموده و چشم ما را هم به این کار روشن گردان.
پیامبر در پاسخ فرمود: چرا خود علی چنین در خواستی از من نکرده، چرا که توقع ما از او چنین بود...(45) ام أیمن گوید: پیامبر صلی الله علیه و آله به من فرمود: حال به دنبال علی رفته و او را به نزد من بیاور.
به دنبال فرمان پیامبر صلی الله علیه و آله به سوی علی رفته دیدم که او در انتظار من است، تا مرا دید پرسید: ای ام ایمن چه کردی؟ عرض کردم: پیامبر صلی الله علیه و آله در انتظار توست.
علی فرمود: من همان وقت بر خاسته بر پیامبر صلی الله علیه و آله وارد شدم در حالی که از شرم و حیا از رسول خدا سر به زیر انداخته بودم، در محضرش نشستم.
پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود: آیا دوست داری که همسرت به نزد تو بیاید؟ من در حالی که سرم پایین بود گفتم: آری پدر و مادرم به فدایت.
پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود: من امشب یا فردا شب این کار را انجام خواهم داد.(46)
پس به امیر مؤمنان فرمود: یا علی منزلی را آماده کن تا فاطمه علیهاالسلام را به آن جا منتقل کنی.
علی فرمود: یا رسول الله صلی الله علیه و آله هیچ منزلی یافت نمی شود مگر منزل حارثة بن نعمان.
پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود: به خدا سوگند ما دیگر از حارثة خجالت می کشیم زیرا بیشتر خانه هایش را از او گرفته ایم.این سخن که به گوش حارثة رسید خدمت پیامبر صلی الله علیه و آله آمده، عرضه داشت: یا رسول الله صلی الله علیه و آله من و اموالم در اختیار خدا و رسولش هستیم...پس فاطمه علیهاالسلام را در شب عروسی در خانه حارثة بن نعمان اسکان داد.