فاطمه علیها السلام الگوی حیات زیبا

نویسنده : محمد جواد مروجی طبسی

خواستگاری علی علیه السلام از فاطمه علیهاالسلام

علی به طرف حجره ام سلمه که پیامبر صلی الله علیه و آله در آن روز در آن جا بود رفته، درب را کوبید.پیامبر صلی الله علیه و آله به ام سلمه فرمود: علی علیه السلام آمده است، درب را باز کن تا وارد شود.امام علیه السلام بر رسول خدا صلی الله علیه و آله وارد گشته و پس از سلام به محضر پیامبر صلی الله علیه و آله در حالیکه سر خود را به پایین انداخته بود، لحظاتی نشست و همانند کسی که برای کاری آمده ولی شرم از اظهار آن را دارد، به زمین خیره شده چیزی نمی گوید.
ام سلمه گوید: پیامبر صلی الله علیه و آله دانست که در قلب علی علیه السلام چه گذشته و چه می گذرد.از این رو فرمود: ای ابوالحسن گویا می بینم برای کاری آمده ای! هر چه می خواهی بگو که برایت انجام خواهم داد.
علی علیه السلام فرمود: پدر و مادرم به فدای تو ای رسول خدا، تو خود بهتر می دانی که خودت مرا از عمویت ابو طالب و از خانه فاطمه بنت اسد گرفتی در حالی که من کودکی بیش نبودم، مرا به غذای روحیت تغذیه کردی و به آدابت تأدیب نمودی و در نزد من از نظر شفقت و مهربانی از پدر و مادرم برتر بودی، خداوند مرا بر دست تو هدایت فرمود...اینک دوست دارم حال که خداوند بازوی مرا به وسیله تو محکم گردانیده، خانه و زندگی و همسری داشته باشم که در کنارش آرامش داشته باشم.
و من بدین جهت این جا آمده ام تا فاطمه علیهاالسلام را از تو خواستگاری کنم.آیا او را به من تزویج می کنی؟ ام سلمه گوید: دیدم که چهره پیامبر صلی الله علیه و آله بسیار شادمان گشته و تبسمی در چهره علی کرد...(21)
شیخ طوسی در امالی از علی علیه السلام روایت کرده وقتی که خدمت رسول خدا صلی الله علیه و آله سابقه و قرابت و خویشی خود را گفتم حضرت فرمود، یا علی؛ راست گفتی،تو برتر از آن هستی که ذکر شود.
گوید: عرض کردم ای رسول خدا آیا فاطمه علیهاالسلام را به من تزویج می کنی؟ پیامبر پاسخ داد: پیش از تو دیگران آمدند و من به او پیشنهاد دادم اما در هر مرتبه نشان از رضایت در چهره او ندیدم لیک اندکی تو صبر کن تا به نزد او رفته و بازگردم.
سپس از جای برخاسته و بر فاطمه علیهاالسلام وارد شد، حضرت زهرا علیهاالسلام به احترام پدر از جای برخاسته و عبا از دوش پیامبر گرفته و نعلین از پایش در آورد.آنگاه مقداری آب وضو آورده و دست و پای پیامبر را شستشو داده و در محضرش نشست.
پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود: فاطمه علیهاالسلام جان، عرض کرد لبیک لبیک ای رسول خدا؟پیامبر فرمود: علی بن ابی طالب را که خوب می شناسی، از نظر سوابق و خویشی و تقدم در اسلام و...من از خداوند خواسته ام که پروردگارم تو را به بهترین بندگان خود تزویج کند...حال علی آمده و تو را از من خواستگاری کرده است.نظر تو چیست؟ فاطمه علیهاالسلام سکوت کرده و در چهره اش آثار رضایت پیدا شد.
اینجا بود که پیامبر خدا صلی الله علیه و آله از جای بر خاسته و در حالی که می فرمود:الله اکبر! سکوت فاطمه علیهاالسلام نشانه رضایت اوست، از نزد او بیرون رفت.(22)

چرا پیامبر صلی الله علیه و آله جواب رد می داد

در این که چرا رسول خدا صلی الله علیه و آله به خواستگاران فاطمه علیهاالسلام پاسخ منفی می داد عللی برای آن گفته شده است: 1)در ابتدای ورود فاطمه علیهاالسلام به مدینه هنوز او به حد تکلیف شرعی نرسیده بود، زیرا با در نظر گرفتن این که وی در سال پنجم(23) بعثت به دنیا آمده است و پیامبر صلی الله علیه و آله 13 سال که از بعثت گذشت به مدینه هجرت فرمود فاطمه علیهاالسلام در آن سال 8 سال داشت؛ بدین جهت پیامبر خواستگاران را رد می کرده چون فاطمه علیهاالسلام به حد بلوغ نرسیده بود.(24)
2)و در برخی روایات آمده است که پیامبر صلی الله علیه و آله در پاسخ خواستگاران اظهار می داشت:من همانند شما بشر هستم و از شما زن گرفته و زن می دهم، مگر فاطمه علیهاالسلام را که اختیارش در دست پروردگار است.(25)
3)چون خواستگاران همشأن فاطمه علیهاالسلام نبودند، چنان چه علامه مجلسی از عیون اخبار الرضا از امام رضا علیه السلام از پدرانش از علی علیه السلام نقل کرده که پیامبر صلی الله علیه و آله به من فرمود: یا علی علیه السلام بزرگانی از قریش درباره فاطمه علیهاالسلام به من گله کردند که ما او را از تو خواستگاری کردیم ولی بر ما دریغ نموده اما او را به علی علیه السلام تزویج کردی.من به آنها گفتم: به خدا سوگند این من نبودم که از شما جلوگیری کرده و به علی تزویج کرده باشم بلکه این خداوند بود که دستور به چنین کاری داده است.
این جا بود که جبرئیل بر من نازل گشته و گفت: ای محمد خدای جل و علا می گوید اگر علی را خلقت نکرده بودم هرگز برای دخترت فاطمه علیهاالسلام همشأنی روی زمین پیدا نمی شد،از آدم گرفته تا سایر مردم.(26)
و در گفتگویی که آن حضرت با ام أیمن داشت باز پیامبر روی همشأن بودن علی علیه السلام تکیه کرده و فرمود: أما و الله.یا ام أیمن لقد زوجتها کفوا شریفا وجیها فی الدنیا و الاخرة و من المقربین .ای ام أیمن آگاه باش که من دخترم فاطمه علیهاالسلام را به کفو و همشأن شرافتمندی شوهر دادم که در دنیا و آخرت صاحب جاه و مقام و منزلتی بوده و از مقربین است.(27)

تعیین مهریه

پس از خواستگاری علی علیه السلام از فاطمه علیهاالسلام و پذیرفتن وی و استقبال پیامبر خدا صلی الله علیه و آله از این وصلت فرمود: اگر فاطمه علیهاالسلام را به تو تزویج کنم چه چیزی را صداق او خواهی کرد؟علی گفت یا رسول الله: شمشیر و اسب و زره و شترم را مهر او خواهم نمود.
پیامبر فرمود: اما شتر و شمشیر و اسب را نگه دار، زیرا تو رزمنده هستی و از این سه چیز بی نیاز نمی باشی، و اما زره را چندان نیازی به آن نداری و فقط همان را به عنوان مهریه برای فاطمه علیهاالسلام قرار ده.(28)
سپس به علی فرمود: ای ابالحسن حال بر خیز و زره خود را به فروش رسانده و پول آن را نزد من بیاور تا آن چه را که مناسب حال شماست تهیه کنم.
امام علی علیه السلام گوید: بدین منظور از محضر پیامبر صلی الله علیه و آله بیرون آمده و زره را به چهار درهم سیاه هجری (29)به عثمان بن عفان فروختم، وقتی که زره تحویل او داده و پولش را گرفتم، عثمان ضمن برگرداندن زره گفت: ای ابوالحسن تو به این زره سزاوارتر از من هستی.
عرض کردم: آری، او گفت: این زره را من به تو هدیه کردم.علی گوید: پس زره و پولش را برداشته و در مقابل پیامبر صلی الله علیه و آله قرار دادم.(30)
مقدار مهریه فاطمه علیهاالسلام زهرا
در بین مورخان اختلاف هست که مقدار مهریه فاطمه چقدر بوده است؛ زیرا برخی آورده اند که فقط زره بوده (31)و برخی دیگر علاوه بر زره به چند چیز دیگر اشاره نموده اند و دسته سوم مبلغ مهریه فاطمه علیهاالسلام را به سکه نقره رایج آن زمان گفته اند.
اینک به خلاصه و بررسی این نظریات می پردازیم:
الف) زره حطمیه(32)
امام صادق علیه السلام فرمود: زوج رسول الله صلی الله علیه و آله علیاً علیه السلام فاطمه علیهاالسلام علی درع له حطمیه تسوی ثلاثین درهماً ؛ پیامبر صلی الله علیه و آله فاطمه علیهاالسلام را به یک زره حطمیه که ارزش آن به 30 درهم می رسید تزویج کرد.(33)
ب) زره و چند چیز دیگر
و در روایت دیگری مهریه فاطمه علیهاالسلام را علاوه بر یک زره، یک زیر انداز پوستی و یک پیراهن کهنه که از جنس برد بود می دانند.چنان چه عبدالله بن یعفور از امام صادق علیه السلام روایت کرده که فرمود: ان علیاً تزوج فاطمه علیهاالسلام علی جرد برد، و درع و فراش کان من اهاب کبش . (34)
ج) پول نقد
دسته سوم مبلغی از سکه نقره رایج آن زمان را به عنوان مهریه مطرح کرده اند و نسبت به این مقدار باز سه روایت مختلف نقل شده: امام حسین علیه السلام فرمود: پیامبر صلی الله علیه و آله را به چهارصد و هشتاد درهم به علی تزویج کرد.(35)
هم چنین روایت شده است که چهارصد مثقال نقره بوده و گفته شده پانصد درهم بوده است.(36)
توضیح و بررسی
ظاهرا در این تردیدی نباشد که مهر فاطمه علیهاالسلام از پانصد درهم فراتر نرفته است، حال یا این پانصد درهم نقره، پول زره بوده است و یا حاصل مجموع پول زره و چند چیز دیگری که همراه زره به عنوان مهر فاطمه علیهاالسلام قرار گرفت. از این روی اگر چه ظاهرا اختلاف در پول نقد شده است، اما این قابل توجیه می باشد. زیرا اگر فقط قیمت زره را در نظر بگیریم ممکن است اشکال شود که قیمت زره چهارصد درهم و یا زیر پانصد درهم بوده است.اما با در نظر گرفتن چند چیز دیگر که برد کهنه و زیر انداز بوده باشد، برابر با پانصد درهم خواهد بود.
علامه مجلسی ضمن یادآوری روایت چهارصد و هشتاد درهم، و چهارصد مثقال نقره،و پانصد درهم صحیح تر است و سبب این اختلاف روایت جابر جعفی از امام باقر است که فرمود: کان صداق فاطمه علیهاالسلام برد حبرة و اهاب کبش علی عرار.و روی عن الصادق علیه السلام قال: کان صداق فاطمه علیهاالسلام درع حطمیة و اهاب کبش او جدی ؛ مهریه فاطمه علیهاالسلام پیراهنی بود از کتان بافت یمن و پوستی دباغی نشده و گیاهی خوشبو. هم چنین از امام صادق علیه السلام روایت شده که صداق فاطمه علیهاالسلام زره حطمیه و پوست دباغی نشده گوسفند یا شتر بود.(37) و دلیل آن که مهر حضرت فاطمه علیهاالسلام از پانصد درهم فراتر نرفته است همانا سیره و روش معصومین بویژه پیامبر بزرگوار اسلام صلی الله علیه و آله این بود که بر اساس پانصد درهم که به مهر السنة معروف گشت عمل می کردند.
امام جواد علیه السلام به هنگام خطبه و خواستگاری از ام الفضل دختر مأمون مهر جده اش فاطمه علیهاالسلام را که پانصد درهم بود، معین کرد.(38) مرحوم صدوق می نویسد: اگر خواستی ازدواج کنی پس بنگر مهری که قرار می دهی از پانصد درهم بیشتر نشود که همان مهر السنة باشد و بر همین مقدار پیامبر صلی الله علیه و آله با همسران خویش ازدواج کرد و بر همین اساس و پایه دختران خود را به شوهر داد، بدین جهت مهر السنة مبلغ پانصد درهم گشت...(39) ممکن است گفته شود با توجه به روایت امام صادق علیه السلام که گفته بود: ارزش زره 30 درهم بوده چگونه با 400 درهم سازش دارد؟ پاسخ می دهیم؛ اولاً در همه روایات به چنین چیزی اشاره نشده که ارزش زره 30 درهم بوده است و با این ممکن است زره به همان مقداری که عثمان خریداری کرد، ارزش داشته باشد.
و ثانیا ممکن است آن زره قیمتش بیش از 30 درهم نبوده اما عثمان آن را به جهاتی به چند برابر خریده است.
در اینجا علامه مجلسی ضمن بیانی در جمع بین این روایات فرموده: ممکن است بین این روایات به چند وجه جمع کنیم: اول آن که بگوییم زره جزء مهر بوده، نه تمام مهر.
دوم آن که شاید مراد حضرت این باشد که آن زره امروز بود، 30 درهم بیشتر ارزش نداشت، گر چه در آن زمان بهایش بیش از این بوده است.
سوم آن که بگوییم قیمت زره همان 30 درهم بوده است اما حضرت علی آن را به پانصد درهم فروخت.
و چهارم این که برخی از اخبار و احادیث حمل بر تقیه شده است.(40)