فهرست کتاب


داستانهای عارفانه در آثار استاد علامه آیة الله حسن زاده آملی جلد 2

عباس عزیزی

222- این است فخر!

نقل است که سالی هارون الرشید به حج آمده بود، پس، در حالی که گروهی از قریش و بزرگان قبایل و موسی بن جعفر همراه او بودند، برای مفاخره رو به قبر حضرت رسول اکرم صلی اله علیه و آله کرد و گفت: السلام علیک یا رسول الله! یا ابن عم.
حضرت موسی بن جعفر فرمود: السلام علیک یا ابت!
هارون (چون سلام امام را شنید) متغیر شد و گفت:یا اباالحسن!به راستی که این است فخر!...(244)

223- عظمت دفتر وجود

علم و عمل انسان سازند، هر یک از ما باید مراقب و مواظب خود بوده باشد، که چگونه دارد در شب و روز خود را می سازد.
جناب برهان الموحدین و قدوة العارفین علی امیر المومنین، در کوفه جوانی را می بیند که به خواندن تصنیف های هرزه و آلوده سرگرم و دل خوش است، امام به او فرمود:داری به چه چیزهایی دفتر وجودت را پر می کنی؟ (245)

224- گریه شوق هنگام مرگ

شاگرد: چرا معصومین در گفتار و کلمات خود، در موارد بسیاری، سخن از وحشت و هراس زمان مفارقت روح از بدن و لحظات موت و حالت احتضار گفته اند و از خداوند در این موارد، امداد طلبیده اند؟
استاد: البته گریه های بزرگان و خصوصا معصومین در آستانه مرگ، گریه شوق است، همچنان که امیر المومنین فرمودند:فزت و رب الکعبةو نیز فرمودند که: آنچه را در سال ها به دنبالش بودم بدان رسیدم.
و روایاتی هم که در آنها معصومین سخن از خوف و وحشت مرگ و قبر و... گفته اند، در حقیقت تعلیم دیگران بوده است.