فهرست کتاب


داستانهای عارفانه در آثار استاد علامه آیة الله حسن زاده آملی جلد 2

عباس عزیزی

216- دینی یکپارچه برهان و عقل

مرحوم حاجی نوری راجع به جزیره خضراء الان هم هست. از بلاد اندلس است. جزیره ای است خیلی سبز و خرم. نوعا جزیره ها خضراء هستند. ولی آن جزیره ویژگی خاصی دارد. مهدی فاطمی آنجا را پایتخت خودش قرار داد و محل حکومتش بود. بعد این مهدی فاطمی و جزیره خضراء سر زبان ها افتاد و دهان به دهان نقل شد، و بعضی از این جهال نقله، مهدی فاطمی را تبدیل کردند به حضرت مهدی بقیة الله علیه السلام و ایشان را در جزیره خضراء اسکان دادند. و جزیره خضراء را با مثلث برمودا ارتباط دادند. چه کارها کردند، چه چیزها دنباله این حرف آوردند و دیگران هم گرفتند این را در این کتاب و آن کتاب نوشتند.
راجع به این مثلث برمودا که خیلی حرفش هست، هم همین طور. متاسفان آقایان فرمایشی را که می شنوند اینها را می آورند اسناد می دهند به دین و آیین. به دین شریفی که یکپارچه برهان و عقل است:قل هاتوا برهانکم ان کنتم صادقین. (237)(238)
خداوند درجات حضرت استاد آیت الله جناب آقای رفیعی را متعال بفرماید، ایشان دربارهلو لا الحجة لساخت الارض و امثال این گونه بیانات درباره حجت که انسان حجت می خواهد، می فرمود: وجود بقیة الله که سر الله است، لازم است و نظام هستی بدون واسطه فیض و انسان کامل نمی شود.
این به جای خود، که برای اثبات آن دلیل و برهان داریم، حرف داریم و برهان حکمی، مطالب عرفانی، آیات، روایات در شرف متواتر و متضافر، اما حجتی که روایات ما را به آن تشویق می فرمایند که عالم حجت می خواهدلو لا الحجة لساخت الارض این حجت یعنی عقل، یعنی برهان، یعنی دلیل.
انسان که به گزاف هر چیزی را نمی گوید، در حرف هایش تثبت می خواهد، در پذیرفتش تثبت و تعقل می خواهد. دین ، دین عقل و برهان است. حالا مثلث برمودا در دریا، آن محوطه زیر دریا کوه مغناطیس دارد، سنگ مغناطیس، قوه مغناطیسی. می دانید قطب جغرافیایی زمین یک قطب است که سبت به کره سنجیده می شود، و نیز زمین، قطب مغناطیسی دارد. قطب مغناطیسی قرار ندارد، چرخش دارد و مقدار چرخشش هم با قواعد ریاضی معلوم است. این قطب مغناطیسی مثلث برمودا هم زیر دریا است، لذا کشتی هایی را خود کشیده، بلکه طیاره را از هوا به خود کشیده، و بسیار قوی است، این را به حساب امام زمان علیه السلام گذاشتند. (239)

217- هنگام قیام حضرت مهدی علیه السلام

شیخ اکبر باب سیصد و شصت و ششم فتوحات را در احوال امام منتظر قائم آل محمد صلی اله علیه و آله اختصاص داده است، و عبارت وی در نسخه اصلی فتوحات چنانکه عبد الوهاب شعرانی و متوفی به سال 973 هجری در مجلد دومالیواقیت و الجواهر تنصیص کرده این است: بدانید که به ناچار باید مهدی علیه السلام خروج نماید، لیکن خروج نمی کند مگر این که زمین از جور و ستم پر شود، تا وی به قسط و عدالت آن را پر نماید، و اگر از دنیا جز روزی باقی نمانده باشد، خدای تعالی آن را طولانی کند تا این خلیفه در آید و او از عترت رسول خدا صلی اله علیه و آله، از فرزندان فاطمه رضی الله عنها می باشد، جد وی، حسین بن علی بن ابی طالب و پدرش حسن عسکری، فرزند امام علی النقی (بانون) فرزند امام محمد تقی (باشاء)، فرزند امام علی رضا، فرزند امام موسی کاظم، فرزند امام جعفر صادق، فرزند امام محمد باقر فرزند امام زین العابدین علی، فرزند امام حسین، فرزند امام علی بن ابی طالب رضی الله عنه اسم وی مطابق اسم رسول خدا صلی اله علیه و آله در خلقت است، و در اخلاق از او فروترست.(240)

218- بشنو و بفهم

حضرت امیر مومنان علی علیه السلام فرمود: پیش از این که از دستم بدهید، بپرسید!
در این هنگام مردی عصا به دست از گوشه مسجد برخاست و مردم را پایمال کرد و جلو آمد تا به نزدیکی آن حضرت رسید و گفت: ای امیر مومنان! مرا بر عملی راهنمایی کن که اگر انجام دهم، از آتش نجات یابم.
حضرت به او فرمود: ای مرد!بشنو و بفهم، سپس یقین پیدا کن که دنیا بر سه چیز استوار است: به عالم ناطقی که به علمش عمل می کند، و به ثروتمندی که در مال خود نسبت به اهل دین بخل نمی ورزد و به فقیر صابر. پس وقتی که عالم، علمش را پوشیده دارد و ثروتمند بخل ورزد و فقیر صبر نکند، وای به حال دنیا! در این هنگام است که عارفان به خدا می فهمند که دنیا به ابتدایش برگشته است؛ یعنی: کفر بعد از ایمان آغاز شده است.
ای سائل!فریب زیادی مساجد و گردهمایی مردمی که جسدهایشان مجتمع است و قلوبشان متفرق، را نخور.
اما زاهد، اگر دنیا به او رو آورد، خوشحال نمی شود و اگر از او رو برگرداند، غمگین نمی گردد، و اما صابر در قلبش آرزوی آن را دارد و اگر به چیزی از آن دست یافت، نفس خود را از آن باز می دارد؛ زیرا از عاقبت بد آن خبر دارد، و اما راغب، از حلال و حرام دنیا باکی ندارد.
مرد گفت: ای امیر مومنان!علامت مومن در این زمان چیست؟
فرمود: مومن کسی است که نگاه می کند چه حقی را خدا واجب کرده است تا آن را دوست بدارد و از خلاف آن تبری جوید؛ اگر چه دوست نزدیک باشد.
مرد گفت: راست گفتی ای امیرمومنان!
بعد یک دفعه غیب شد و او را ندیدیم. مردم هر چه دنبالش گشتند، پیدایش نکردند. امیر مومنان بالای منبر تبسمی کرد و فرمود:
چه کار می کنید؟ این برادرم خضر علیه السلام بود. (241)