فهرست کتاب


داستانهای عارفانه در آثار استاد علامه آیة الله حسن زاده آملی جلد 2

عباس عزیزی

215- حیات شهدا

قرآن کریم می فرماید: و لا تحسبن الذین قتلوا فی سبیل الله امواتا بل احیاء عند ربهم یرزقون (169 آل عمران) با توجه به مسئله بقای ارواح پس از مرگ که در مورد همه افراد بشر صادق است، بنابراین، حیات خاصی که در آیه مذکوره برای شهدای راه خدا، مطرح می شود به چه معناست؟ آیا چیزی غیر از بقای روح آنهاست؟ اگر چنین حیات مراد است، بنابر این، اختصاص به شهدا ندارد؟
استاد: البته جنبه بقای نفوس، امر عامی است، اختصاص به نفوس شهید و غیر شهید ندارد، ما برهان داریم کهعامبرقرارند و ارواح پس از بدن باقی هستند، بنابراین حیات شهدا یک جنبه روحی و معنوی خاصی دارد. این، یک حیات تشریفی فوق آنهاست. در همین دنیا، می گوییم فلانی زنده است، زندگی دارد، اما در واقع مرگ تدریجی است.
همهاحیاء هستند، اما آن قیدعند ربهماحیاء را می خواهند، درست است که همه اشیاء عند الله محشورند، اما این یک تشریف مقامی است، اعلام رتبه وجودی شی است.
در باب علم کتاب کافی، حدیثی از امام صادق علیه السلام است که: من علم لله و عمل لله و علم لله دعی فی الملکوت عظیما درست است که یک پشه هم عظیم است، موریانه و مورچه هم عظیمند، اما اینعظیم، عنوان دیگری است تبه هر حال،عند ربهمحساب دیگری است: عند ربهم یرزقون. در دنیا عند الله بودند، در آن جا هم هستند، تا در اینجا عند اللهی نشوند، آنجا عند الله نیستند، اینجافی مقعد صدقاند، آنجا همفی مقعد صدقاند.
تا اینجا کس وقف حق نباشد، آنجا عند الله نیست، ریشه مقامات آنجا اینجاست. کسی ممکن است شب و و روز را به سر برد و ما ندانیم چه کار می کند، اما عند الله است.
آنچه که اینجا می فهمد به همین فهم و بینش اش، آنجا هم محشور است.الدنیا مزرعه الاخرة خوب حرفی است. هر کس اینجا هر چه کاشت، فردا همان را درو می کند.
امام رضا علیه السلام به شخصی در روایتی که ما آن را روی منبرها می خوانیم فرمودند:هر چه را دوست داری، با آن محشوری، ولو محبوب تو، سنگی باشد. ببینید چه کسی را دوست دارید، با هر کس محشوری، با هم او خواهی بود. خوشا به حال کسانی که با خدا همنشین اند، آنجا هم با خدا همنشین اند. (236)

216- دینی یکپارچه برهان و عقل

مرحوم حاجی نوری راجع به جزیره خضراء الان هم هست. از بلاد اندلس است. جزیره ای است خیلی سبز و خرم. نوعا جزیره ها خضراء هستند. ولی آن جزیره ویژگی خاصی دارد. مهدی فاطمی آنجا را پایتخت خودش قرار داد و محل حکومتش بود. بعد این مهدی فاطمی و جزیره خضراء سر زبان ها افتاد و دهان به دهان نقل شد، و بعضی از این جهال نقله، مهدی فاطمی را تبدیل کردند به حضرت مهدی بقیة الله علیه السلام و ایشان را در جزیره خضراء اسکان دادند. و جزیره خضراء را با مثلث برمودا ارتباط دادند. چه کارها کردند، چه چیزها دنباله این حرف آوردند و دیگران هم گرفتند این را در این کتاب و آن کتاب نوشتند.
راجع به این مثلث برمودا که خیلی حرفش هست، هم همین طور. متاسفان آقایان فرمایشی را که می شنوند اینها را می آورند اسناد می دهند به دین و آیین. به دین شریفی که یکپارچه برهان و عقل است:قل هاتوا برهانکم ان کنتم صادقین. (237)(238)
خداوند درجات حضرت استاد آیت الله جناب آقای رفیعی را متعال بفرماید، ایشان دربارهلو لا الحجة لساخت الارض و امثال این گونه بیانات درباره حجت که انسان حجت می خواهد، می فرمود: وجود بقیة الله که سر الله است، لازم است و نظام هستی بدون واسطه فیض و انسان کامل نمی شود.
این به جای خود، که برای اثبات آن دلیل و برهان داریم، حرف داریم و برهان حکمی، مطالب عرفانی، آیات، روایات در شرف متواتر و متضافر، اما حجتی که روایات ما را به آن تشویق می فرمایند که عالم حجت می خواهدلو لا الحجة لساخت الارض این حجت یعنی عقل، یعنی برهان، یعنی دلیل.
انسان که به گزاف هر چیزی را نمی گوید، در حرف هایش تثبت می خواهد، در پذیرفتش تثبت و تعقل می خواهد. دین ، دین عقل و برهان است. حالا مثلث برمودا در دریا، آن محوطه زیر دریا کوه مغناطیس دارد، سنگ مغناطیس، قوه مغناطیسی. می دانید قطب جغرافیایی زمین یک قطب است که سبت به کره سنجیده می شود، و نیز زمین، قطب مغناطیسی دارد. قطب مغناطیسی قرار ندارد، چرخش دارد و مقدار چرخشش هم با قواعد ریاضی معلوم است. این قطب مغناطیسی مثلث برمودا هم زیر دریا است، لذا کشتی هایی را خود کشیده، بلکه طیاره را از هوا به خود کشیده، و بسیار قوی است، این را به حساب امام زمان علیه السلام گذاشتند. (239)

217- هنگام قیام حضرت مهدی علیه السلام

شیخ اکبر باب سیصد و شصت و ششم فتوحات را در احوال امام منتظر قائم آل محمد صلی اله علیه و آله اختصاص داده است، و عبارت وی در نسخه اصلی فتوحات چنانکه عبد الوهاب شعرانی و متوفی به سال 973 هجری در مجلد دومالیواقیت و الجواهر تنصیص کرده این است: بدانید که به ناچار باید مهدی علیه السلام خروج نماید، لیکن خروج نمی کند مگر این که زمین از جور و ستم پر شود، تا وی به قسط و عدالت آن را پر نماید، و اگر از دنیا جز روزی باقی نمانده باشد، خدای تعالی آن را طولانی کند تا این خلیفه در آید و او از عترت رسول خدا صلی اله علیه و آله، از فرزندان فاطمه رضی الله عنها می باشد، جد وی، حسین بن علی بن ابی طالب و پدرش حسن عسکری، فرزند امام علی النقی (بانون) فرزند امام محمد تقی (باشاء)، فرزند امام علی رضا، فرزند امام موسی کاظم، فرزند امام جعفر صادق، فرزند امام محمد باقر فرزند امام زین العابدین علی، فرزند امام حسین، فرزند امام علی بن ابی طالب رضی الله عنه اسم وی مطابق اسم رسول خدا صلی اله علیه و آله در خلقت است، و در اخلاق از او فروترست.(240)