فهرست کتاب


داستانهای عارفانه در آثار استاد علامه آیة الله حسن زاده آملی جلد 2

عباس عزیزی

211- شناختن مومنین در بهشت

ابوبصیر گفت: از ابو عبدالله، جعفر بن محمد صادق علیه السلام از ارواح مومنین پرسیدم، فقال: فی الجنة علی صور ابدانهم لو رایته لقلت فلان یعنی:مومنان در بهشت بر صور ابدان خویشند، اگر آنها را ببینی گویی فلانی است.
و از لطائف این حدیث قویم این که ابوبصیر از ارواح مومنین می پرسد و آن حضرت به او پاسخ می دهد که:ایشان در بهشت بر سور ابدان خویشند. پس بصیرت داشته باش!اگر خدا بصیرت را روزیت کرده باشد.
دیگر این که بهشت دارای مراتبی بر حسب مراتب ایمان می باشد، پس مومنین با اختلاف مراتبی که دارند در جنات بر صور ابدان خویشند و این لطیفه ای دیگر است. (224)

212- دانند بزرگان که سزاوار سها نیست

شخصی نامور که یکی از مشایخ علمی زمان خودش بود، به حضور مبارک امام صادق علیه السلام ، تشرف حاصل کرد، دید جوانی مراهق، خردسال در حضور امام به سوی در باز به نماز ایستاده است، این جوان همان کس است که امام صادق علیه السلام به مردم فرمود:انتم السفینة و هذا ملاحها (225)؛ شما کشتی هستید و این جوان ناخدای شما است.
این جوان خردسال، فرزند امام صادق، یعنی امام هفتم امامیه، موسی بن جعفر علیه السلام است.

آن شخص به امام صادق علیه السلام عرض کرد: آقا!فرزند شما دارد به سوی در گشوده نماز می گزارد و این کراهت دارد.
امام فرمود:نمازش را که تمام کرد به خود او بگویید.
این شخص بی خبر از این که:
گفتن بر خورشید که من چشمه نورم دانند بزرگان که سزاوار سها نیست
آقا زاده نماز را خواند و مواجه اعتراض آن شخص شد، در جوابش فرمود:آن کس که من به سوی او نماز می خواندم، از این در باز به من نزدیک تر است.(226)

213- فضایل امام موسی بن جعفر علیه السلام

کمال الدین می گوید:
ابوالحسن، موسی بن جعفر بن محمد بن علی بن الحسین بن علی بن ابی طالب علیه السلام امامی است کبیر القدر و عظیم الشان و کثیر التهجد و جاد در اجتهاد، با کرامات مشهود و مشهور به خوارق عادات و مواظب بر طاعات؛ که شب را به سجده و قیام به صبح می رساند و روز را به تصدق و صیام به انتها؛ و به سبب فزونی علم و گذشتش از متجاوزین به حقش، کاظم نامیدندش.
به آن کس که به او بدی می رساند، نیکی می کرد و به کسی که در حقش جنایت می نمود، بر و عفو احسان ارزانی می داشت.
به سبب کثرت عبادتش در شب و روز، ایشان را عبد صالح می خواندند و در عراق بهباب الحوائج الی الله معروف بود؛ چه مطلوب متوسلان به حضرتش، از سوی خداوند حاصل می گشت و کراماتش، عقول را به حیرت وا می داشت، و بیانگر آن بود که او را قدمی صدق نزد خداوند بود که آن را زوالی متصور نبود.(227)